𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
بچها من یچیزی فهمیدم ؛
بچها من یچیزی فهمیدم ؛
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
بچها من یچیزی فهمیدم ؛
رشته کلامم گره کور خورده به چشماش )))))))💗
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
تو را نمیشود دوست نداشت ؛
اگر هم بشود دوستترت باید داشت 🤍☁️
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
حرفى نزدم از غم دورى تو اما ؛
اى كاش بدانى كه چه آورده به روزم🚶🏻♂. .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
نیمے از وجودم همہ مسائل رو جدی مےگیره و ول نمےکنہ ؛
نیم دیگۀ وجودم هیچے براش مهم نیست و کل زندگے یہ شوخیہ براش !
این تناقض گاهے انقدر شدت مےگیره کہ یهو بہ خودم میام مےبینم همینطور کہ لباس دلقک تنمہ، خیلے جدی دارم با مامانم در مورد اینکہ چرا جورابم رو بدون اجازه شستہ بحث مےکنم :)🚶🏻♂. .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
گاهی بی آنکه بفهمی ؛
در طول زمان آدم دیگری میشوی . .
بیشتر سکوت میکنی ؛
دیر تر باور میکنی ؛
و کمتر میرنجی 🕊🪴 .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
شمشیر به دست،باده نوشان،مِیخوران !
درراه غم، اینگونه ما یَل زاده ایم ✨ "
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜