وصفِاحوالمنافتادبهدستانِقلم . .
مننوشتمكغمینیستبخوانسختگذشت .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
واقعاً نیازمندیم این عبارت رو در مکالماتِ روزمره عادی سازی کنیم ؛
" ببخشید من امروز تمایل به زیستن ندارم "
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
نفرین کنمت یا که دعایت کنم ؛ ای عشق ؟!
چون از دل رنجیده جدایت کنم ؛ ای عشق ؟!
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
رفیق مطمئن باش !
روزی میرسه که به مشکلات امروزت میخندی
و از پنجره تیمارستانِ روانی ؛
به بیرون خیره میشی 🦦 .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
لنگ لنگان میروم تا انتهای آرزو ؛
تکیه بر زانوی خود ؛ بر شانه های غیر ؛ نه !
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
آدمایی رو ول میکنید و میرید ؛
که بعدا تو تنهاییاتون له له میزنید برای دو دقیقه بودنشون ، خب سوالی که اینجا پیش میاد اینه ؛ چرا همون موقعه نه ؟! چرا الان ؟!
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
اگر من از تاریکی هایم بگویم ،
باز همانجوری نگاهم میکنی که انگار خورشیدم ؟!
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜