- من بلد نيستم بهت بگم دوست دارم ؛
اما بجاش اگه كل خيابونایِ دنيارو با همهیِ
بنبستاش بهم بدن . .
كه با يه ماشين شورلت قديمی ؛
کيلومتر كيلومتر جابجا كنم
تو تنها كسی هستی كه ميخوام رو صندلیِ
جلو كنارم بشينه .
تا هر دفعه كه اومدم . .
تاریکیِ شبو ديد بزنم ؛
چشات نزارن و باز من خودمو اين
جادهیِ طولانيو فراموش كنم . . )!🌱'🧜🏻♀
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- به قول آقایِ مجتهد زاده :
- بغض ِ طاقت هم شکسته :))!
پروانه ی نارنجی من . .
هر قطره که می چکم یک
شعر به دامنت می افتد؛
بزن به موهایت و راه بیفت
می خواهم آمدنت
را قاب کنم :)🧡🍂؛
- صبح زود بود ؛
خيلی زود ، دمِ ساعت ۶ شايد . .
لای چشمام رو باز كردم و ديدم دمِ پنجره
اتاق رو به حياط ايستاده ؛
با صدای آروم گفتم :
چرا اينقدر زود بيدار شدی؟!
يهو گفت : اشک چيه؟
گفتم : چيزی شده؟!
گفت : فكر نكنی غمگينم! اصلا!
اصلا اونقدر غمگين نيستم .
يهو فكر كردم اين چيه مياد سراغ آدم؟!
وقتی خيلی خوبی مياد!
خيلی بدم باشی مياد .
بعد ديدی چجوريه؟!
انگار پشتِ چشم از سقفِ سر آويزونن .
انگار اون تو بارون اومده باشه .
ديدی لبِ آبچكون وبعد از بارون ؛
اين قطره ها سُر ميخورن اين ور اونور!
بعد به هم وصل ميشن .
سنگين ميشن، ميفتن...
انگار اونجوريه . .
بعد از راه آب مياد پايين!
بهش ميگن گريه!
مزش تو دهن مياد!
ديدی؟!
مثل قرص ؛ يه تلخی ميپيچه تو دهن!
عين دوا!
حال و خوب می كنه .
ديدی آدم ، حرف يه چيزی و ميزنه
دلش ميخواد . . )!🧡'💭
- صابر ابر
الهی برسه اون شبی که :
به جای فکر کردن به چشماش
زل بزنی تو چشماش .. 🌚💙(:
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- الان دقیقا همونجاییام ك راغب میگه ؛
- خیال میکردم عاشقت نمیشم اگه نگات کنم یکم !('
- پسره توییت زده بود ك:
من هربار خبر مرگ کسیو میشنوم ؛
سریع برایِ یاسمن
‹ دوستت دارم ! ›
تایپ میکنم میفرستم . .
میترسم نکنه نفر بعدی من باشم ؛
قبل از مرگم نتونم بهش بگم :)!♥️'🎸