هدایت شده از 𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
بھنامخالقِنیلوفرهایآبـے !'
"لحظھ تشییع من ،
از دور بویٺ میرسید ...
تا دو ساعت بعد دفنم !
همچنان جان داشتم˘˘♥️🔗"
دقیقاً اونجاییاَم که
هوشَنگ اِبتِهاج میگه 🌿
” هَنوز عِشقِ تو
اُمید بَخشِ جانِ مَن است . . ♥️🕯“
از دیدن رویٺ
دل آیینھ فروریخت ؛
هرشیشہ دلی ...
طاقت دیداࢪ ندارد :]🚶🏾♂🕊؛
- دیدم اینجوری نمیشه ادامه داد . .
همه جای این چهاردیواری بوی اونو میده ؛
پاشدم عکس چشماشو از رو دیوار جمع
کردم . .
اون تار مو سفیدشو که به یکی ازدندونههای شونهام گره زده بودم ؛
کندم انداختم دور .
شیشهی عطرشو پرت کردم دو سرامیکا خرد خاك شیر شد .
عکس دوتاییمونم از وسط پاره کردم که دیگه سرم رو شونهاش نباشه ؛
بعد زنگ زدم به این منشی بداخلاقت که تو دماغی حرف میزنه یه وقت گرفتم .
تو راه که داشتم میومدم گفتم بذار یه آهنگ شاد بذارم حال و هوام عوض بشه ،
بیام بگم :
ببین چهقدر حالم خوبه خانم دکتر، ببین چهقدر قشنگ میخندم!
داشتم فکر میکردم چیا بهت بگم که یهو دستم خورد بهجای آهنگ شاد صدای ضبط شدهی خندهاش پخش شد ؛
گفتم تا بخوام برم خرازی دیر میشه .
عطرش از رو سرامیکا میپره ؛
اومدم ببینم شما چسب نواری نداری؟!
میخوام سرمو بذارم رو شونههاش . . )!🧡'🔓
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
دیدم پسرِ با بغض داشت میگفت :
- دِل و جان بُردی اما نشدی یارم :)!
کاردینال گوتیرز در توضیح عشق میگه :
عشق مثل خداست ؛ به صورت دقیق نمیدونیم وجود داره یا نه، اما به شدت محتاجیم که وجود داشته باشه !
-دیالوگ🎬🌱
- میبینی نبودنت ریخته کفِ حیاط ؛
هر چی جارو میکشم . .
با برگایِ زرد چسبیده به کفِ حیاط .
تو اصن حالیت میشه . .
پاییز که میاد گونی گونی دلتنگی
از زیر زمین خونهی ما برمیداره و میره .🧡'🍂
- پرسید آدمها چگونه منقرض میشوند ،
و سپس جواب دادم : وقتی که دیگر کسی
را دوست نداشته باشند :)💛🌼؛
±آرمانرنجبران . .