آب که از سرمان گُذشت ،
دِگر دست و پا نزدیم
از این وضع آسان تر بود ،
پس غَرق شدیم ..
چنان دوستت دارم که کاش کسی
این گونه مرا دوست میداشت !💛🌼؛
┋محموددرویش
من معشوقِ تو ..
من همسرِ تو ..
من برادر ..
من پدرِ تو ..
من حتی رفیقِ توام ..
هرکدام را نخواستی، آن دیگری توام ؛
من که تنهایت نخواهم گذاشت : )🧡☕️
┋جمالثریا
ما ، نسلِ بوسه های ممنوعه بودیم !
عشق را ، میان لَب های هم
پنهان کردیم تا نمیرد .
بعد از ما ، شما ؛
نسل آزادیِ بوسه در خیابان
خواهید بود .
عشق را با لب هایتان فریاد بزنید ؛
تا زندگی کند !
هدایت شده از 𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
عابری گفت : که صبح تو یِ دیوانه بخیر !
گفتمش : او که نباشد ؛ تو بگو خیر کجاست(:!
- دیشب یه توییت خوندم که میگفت :
مشکل اینجاست که نه طرف خودش
میفهمه جاش تو دل ماست
نه ما میتونیم بهش بفهمونیم :)!🚶🏾♂'
گوشهی دفترش نوشته بود : سلام
به وقت بیست وچهارمین روز
از دومین پاییز بدون تو . . .
کاملاً فراموش شدی و در خاطر نیستی!
فقط حقیقتاً امروز داشتم اَنار میخوردم ؛
یادِ این افتادم که
انارِ ترشِ نمک زده دوست داشتی :)♥️🧂! ]
بالاخره میرسیم به اون روزایی که صائب میگه:
آرامشاستعاقبتاضطرابها :)💛🎋
در وصف موی دلبر بهش بگید :
وقتی ندیده دل ز من بردهست گیسویت..
حتما که باید بیتهای محشری باشد !😌💕
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
میگما ، میدونی چقدِ دوست دارم ؟!)
‹ اونقدی ک چشات همون ستارهی
پر رنگ ِ بچگیم تو آسمونه ، که خدا
روی زمین بهم داده ،
بغلت همون يه تیکهی کوچیک
از بهشته ، که خدا بهم داده ،
موهات همون آرامشه بعد از
همهی طوفان های زندگیمه ،
که خدا بهم داده ،
تصدق نیگات شم ؛
تو خدای کوچیکه منی . ؛ )♥︎' ›