𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
یادمه مامانم چندسال پیش وقتایی که داداشِ کوچیکم گریه میکرد میگفت: سربه سرش نزارید بچمو؛ حرف زدن بلد
تو زندگی بارها بارها توسط اشخاص متفاوت ترک شدیم؛ این رفتنهای یهویی، این یهویی سرد شدنها، بهونه اوردنُ خیلی تجربه کردیم .
مارو دیگه با رفتنُ اینجور چیزا تهدید نکنید !
ما خوب بلدیم چجوری از دل ویرونه سالم بیایم بیرون؛ چجوری شکستههارو جمع کنیم یجوری که انگار از قبل سالم بوده، چجوری هرشب بمیریم ولی صبح پاشیم بریم سرکار ؛ مارو فقط با مُردنتون میتونید بترسونید ...
وگرنه رفتن رو بارها بارها به چشم دیدیم و یه لبخند ملیح هدیه کردیم به همشون !
من خودم بشخصه وایسادم، سیگار کشیدم و رفتن ادمهایی رو که با بند بند وجود میخاستمشون رو تماشا کردم !
ولی زورم نرسید به بهونه هاشون .
پروانه ها به پیلهی خود خو نمیکنند
باشد تو هم برو به خدا میسپارمت
#واگویههایمسیح
قسمت هشتم💛
هدایت شده از 𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
به نآمِ اللّٰھِ قلبهاۍ تپندھ !
• حتـی خـﺪﺍ ﺯﻣـٰﺎﻥ ﺧﻠﻘﺖِ ﺗــﻮ ،
ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﺩﺍﺷﺖ . .
ﺍﺳﭙﻨﺪ ﺭﺍ ﻧﺨﺴﺖ ﺗــو ﺭﺍ ﺑﻌﺪﺍً ﺁﻓﺮید :) !
‹وقتی ازتون میپرسه"دوستم داری"؟
نَگـید آره و این حرفاااا ...
مـثل جناب سعدی در جواب بگید:
ندادنمت که چـه گویم تو هر دو چشم منی
کـه بی وجود شریفت جهان نمیبینم... 💛🌼›
مرا هنگام رفتن ، در بغل کردی ، ولی این کار
دقیقٱ مثل بسم الله یک قصاب می ماند ..
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
میگما ، میدونی چقدِ دوست دارم ؟!)
‹ اونقدی ک قلبم باهات آرومه ،
شدی "وصلهی تنم" شدی خون توی
رگام ، تو همونی هستی ک :
دلم میخواد تمام عمر باهاش زندگی کنم .
تو تمام روزا چه روزای شیرین چه تلخ
کنارت باشم تو هر حالتی مرهم بشم
برای قلبت تکیه گاه بشم برای دردت .
حال خوب من به حال تو بستگی داره . ؛ )♥︎' ›
به قول سهراب سپهری : ای کاش کسی می آمد و غم هارا از قلب اهالی زمین برمیداشت . . . !
بهت گفته بودم ،
سن حیاط بخش زندگانیمسن ؛
هامه وجؤدوم سنه ایستر ؟!🔓'🌸.
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
بهت گفته بودم ، سن حیاط بخش زندگانیمسن ؛ هامه وجؤدوم سنه ایستر ؟!🔓'🌸.
یعنی اینکه : تو حیاط بخش زندگیِ منی ؛
همهی وجودم تو رو میخواد ؟!💛=)