eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی پنهان کردنِ غصّه، از خودِ غصه دردش بیشتره!(:
- من مملو از نبودت:)🧡'☕️ ..
گفتم آیا میشود با یک نگاه عاشق شوم ؟
خنده براین پرسشم کردی .
دلم‌ دیوانه شد ! 
( :💛🌼؛
حتی یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست؛ نه در نفس کشیدن نه در نفس نفس نفس زدن و نه از قشنگی نفس مرا بند آوردن! •💙'☁• - عباس معروفی
- دوتا چایی ریخت گذاشت‌رو‌میز ؛ گفت بیا بشین اینجا با هم غصه تو رو بخوریم ! نگفت گریه نکن ؛ نگفت حالا دیگه پیش اومده ‌چیکار میشه کرد ؛ نگفت خدا رحمتش کنه ؛ کلیشه تحویلم نداد ؛ گفت‌بیا‌ بشین‌اینجا با‌ هم غصه تو رو بخوریم‌ :)! ‹ آدم باید یکیو داشته باشه باهاش بشینه غصه بخوره‌فقط‌خنده قشنگ‌نیست ؛ فقط‌ شادی‌قشنگ‌نیست . قشنگ بشینید ‌ . ‌ . با هم غصه همو بخورید . . 🧡'📖 ›
به نآمِ اللّٰھِ‌ قلبهاۍ تپندھ !
- شایدِ کلِ دردِ همین چند تا تیکه متن باشه : ‹ گفت دو شب طول میکشه . . بعدش عادت می کنی ! فك کنم منو با خودش اشتباه گرفته بود ؛ کاری ندارم دوسم داشت یا نداشت ولی لحظه‌ای ك تظاهر به دوست داشتن می کرد ! دلم گفت باور کنم تا آروم بشم : )!🌱'✉️ ›
- یکی از غمگین ترین جاهایِ زندگی اونجاس ك ؛
- ‌غروب بود ؛ من زل زده بودم به پشتِ دست‌ هایش . . هر دو وحشت کرده بودیم بس که نزدیک شده بودیم به هم . بس که معصومیت ریخته بود آنجا . پشت دست‌ ها . . بعد من با انگشت اشاره خطی فرضی و مورب درست از وسط ساعد تا انگشت کوچک دست راست اش کشیدم و به او گفتم ؛ عمیقا دوستش دارم . . )!🔓'🌸 - مصطفی مستور
˼تو بخند تا دِگران کور شوند از حالَت!☁️🌱˹
- بعد رفتنت دومین پاییز نبودت ك رسید با خودم گفتم : بَه پسر چقد بسوزی به پاش و بسازی ؛ دیدی سالِ گذشته هم دستِ خودتو نگرفتی ببریش ولیعصر قدم بزنی?! دِ پاشو دیگه ، الانِ وقتشه ! زدم بیرون، اما تا ی قطره بارون صورتمو نوازش کرد ؛ قلبم طلیسچی شد و فریاد زد : - بارون اومدُ یادم داد تو زورت بیشتره ! یهویی صدا مغزمم شنیدم ك آروم میگه : ‹ ممکنه هر دفعه اونجوری ك میخواستی پیش نره :)!💙'🎼 ›