هدایت شده از 𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
به نآمِ اللّٰھِ قلبهاۍ تپندھ !
تا صدایت گوشهایم را نوازش میکند؛
تار و سَنتور و نِی و آواز میخواهم چکار؟!
ببین؛
من برم، هم تو تنها میشی، هم من.
پس نذار برم! •💌'♥️•
🎥 | سوپر استار
چشمهایش همه آن چیزی را که صدایش نمی توانست، به من گفت!
ما هزاران کلمه با هم حرف زدیم، بی آنکه واژهای گفته باشیم! •💛'👀•
- میا شریدن
‹
دلم یه دونه ون میخواد ؛ از اینا که توش همه چی هس و تخت داره با اونی که کنارش حالم خوبه و دوسش دارم ، سر راه کلی چیپس و لواشک و خوراکی و وسیله بخرم و باهم بریم . . یه جای دور و از همه دور شیم ! تو راه آهنگ بزاریم ، بریم تو طبیعت ، یه جای خنک ، خوشگل ، پر از درخت و صدای پرنده و آبشار . . › یه مدت اونجا بمونیم تا حالمون خوب شه :)!♥️'🎼'
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
گفت؛
تو، غمگینترینِ فردِ جهان بودی؛
این را از لبخندهای بیشُمارت فهمیدم .. !(:
تقریباً هفت ماه از سال به همین زودی گذشت؛
ولی من تقریباً هفت روزشم بهم خوش نگذشت/
+🚶🏾♂🤦🏻♂😪
-
برایش جایی پنهانی نوشته بودم : ‹ با شما همه چیز زیباتر است . . دلیار من :)! › شب ها روشن ؛ کلاغ ها رنگی . . و زندگی مثلِ همان شربتِ آلبالویِ خنکی ك وسطِ چله تابستان زیر نور تیز افتاب خورده میشود . . ± با شما دوست داشتن چیزِ مطلوبيست :)!💖🌸'
گفته بودم ..
بعد از این باید فراموشش کنم؛
دیدمش ؛ و ز یاد بردم گفتههای خویش را :)👀🕊!