❇ تفســــــیر❇
سرنوشت طغیانگران
از این آیه به بعد، قرآن یک برنامه تربیتى مرحله، به مرحله را، براى بیدار ساختن بت پرستان و مشرکان ـ به تناسب انگیزه هاى مختلف شرک و بت پرستى ـ عرضه مى کند.
نخست براى کوبیدن عامل غرور که یکى از عوامل مهم طغیان، سرکشى و انحراف است، دست به کار شده و با یادآورى وضع اقوام گذشته و سرانجام دردناک آنها، به این افراد ـ که پرده غرور بر چشمانشان افتاده است ـ هشدار مى دهد و مى فرماید: آیا اینها مشاهده نکردند چه اقوامى را پیش از آنها هلاک کردیم؟! اقوامى که امکاناتى در روى زمین در اختیار آنها گذاشتیم که در اختیار شما نگذاشتیم ؟! (أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْن مَکَّنّاهُمْ فِی الأَرْضِ ما لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ).
از جمله این که باران هاى پر برکت و پشت سر هم براى آنها فرستادیم (وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَیْهِمْ مِدْراراً).
و دیگر این که نهرهاى آب جارى را از زیر آبادى هاى آنها و در دسترس آنها جارى ساختیم (وَ جَعَلْنَا الأَنْهارَ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمْ).
اما به هنگامى که راه طغیان را پیش گرفتند، هیچ یک از این امکانات نتوانست آنها را از کیفر الهى برکنار دارد و ما آنها را به خاطر گناهانشان نابود کردیم (فَأَهْلَکْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ).
و بعد از آنها اقوام دیگرى روى کار آوردیم (وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرینَ).
آیا نباید مطالعه حال گذشتگان، براى آنها سرمشقى بشود؟! و از خواب غفلت بیدار، و از مستى غرور هشیار گردند؟
آیا خداوندى که درباره گذشتگان چنین عمل کرده توانائى ندارد همان برنامه را نیز درباره اینها اجرا کند؟!
«تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۶ سوره انعام »
@ayehsobh
هدایت شده از مؤسسه رهروان راه قرآن مبارکه
💠 کانون تبلیغی _ فرهنگی #شهدای_گمنام مسجدالرسول (ص) با همکاری #مؤسسه_رهروان_راه_قرآن_مبارکه برگزار میکند:
#مسابقه_کتابخوانی همراه با #جوایز_ارزنده به مناسبت ۱۴ خرداد و آغاز رهبری آیتالله خامنهای
📖 منبع مسابقه: کتاب #حکیم_زمانه نوشته استاد حوزه و دانشگاه و امام جمعه خمینی شهر (امام جمعه اسبق مبارکه) #عباس_رحیمی
❇️ علاقه مندان برای دریافت کتاب با #۵۰درصد_تخفیف و سؤالات مسابقه، از ۱۳ تا ۲۵ خرداد ماه ۹۸، نیم ساعت قبل از اذان مغرب به امام جماعت مسجدالرسول ص مراجعه فرمایند.
🕌 آدرس: مبارکه_ بلوار شهید نیکبخت_ روبروی پمپ بنزین _ مسجدالرسول ص
📱 شماره تماس:
۰۹۱۳۹۱۱۷۱۳۲
۰۹۱۰۶۴۲۹۳۰۰
🆔 @shahed
#کانون_تبلیغی_فرهنگی_شهدای_گمنام
@rahrovanraheqoran
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«وَ لَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ»
(حتّى) اگر ما مکتوبى را بر روى کاغذى(از آسمان) بر تو نازل کنیم، و (علاوه بر دیدن و خواندن،) آن را با دستهاى خود لمس کنند، به یقین کافران مى گویند: «این، جز یک سحر آشکار نیست»!
(انعام/۷)
@ayehsobh
❇ تفســــــیر❇
آخرین درجه لجاجت
دیگر از عوامل انحراف آنها تکبر و لجاجت است که در این آیه به آن اشاره شده; زیرا افراد متکبر معمولاً مردم لجوجى هستند، چون تکبر به آنها اجازه تسلیم در برابر حق را نمى دهد و همین سبب مى شود که به اصطلاح روى دنده لج بیفتند، و هر دلیل روشن و برهان واضحى را به نحوى انکار کنند، هر چند تا سر حدّ انکار بدیهیات پیش رود!
همان طور که بارها با چشم خود این موضوع را در میان افراد متکبر و خودخواه دیده ایم.
قرآن در اینجا اشاره به تقاضاى جمعى از بت پرستان (که مى گویند این اشخاص نضر بن حارث، عبداللّه بن ابى امیه و نوفل بن خویلد بودند که به پیامبر(صلى الله علیه وآله) گفتند: ما تنها در صورتى ایمان مى آوریم که نامه اى از طرف خداوند با چهار فرشته بر ما نازل کنى!! کرده، مى فرماید:
اگر همان طور که آنها تقاضا کردند، نوشته اى بر صفحه اى از کاغذ و مانند آن بر تو نازل کنیم، و علاوه بر مشاهده کردن، با دست خود نیز آن را لمس کنند باز مى گویند: این یک سحر آشکار است ! (وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَیْکَ کِتاباً فی قِرْطاس فَلَمَسُوهُ بِأَیْدیهِمْ لَقالَ الَّذینَ کَفَرُوا إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ مُبینٌ).
یعنى: دائره لجاجت آنها، تا حدّى توسعه یافته که روشن ترین محسوسات را یعنى آنچه با مشاهده و لمس درک مى شود، انکار مى کنند، و به بهانه سحر از تسلیم شدن در برابر آن، سر باز مى زنند.
در حالى که در زندگى روزانه خود براى اثبات واقعیت ها به یک دهم از این نشانه ها نیز قناعت مى کنند، و آن را قطعى و مسلّم مى دانند!
و این نیست مگر به خاطر خودخواهى، تکبر و لجاجت سختى که بر روح آنها سایه افکنده.
ضمناً باید توجه داشت: قرطاس به معنى هر چیزى است که روى آن مى نویسند، اعم از کاغذ و پوست و الواح، و اگر امروز قرطاس را فقط به کاغذ مى گویند، براى این است که کاغذ متداول ترین چیزى است که روى آن نوشته مى شود.
«تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۷ سوره انعام »
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ ۖ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنظَرُونَ»
(این بهانه جویان) گفتند: «چرا فرشته اى بر او نازل نشده (تا او را همراهى کند؟!)» در حالى که اگر فرشته اى بفرستیم، کار تمام مى شود. و دیگر به آنها مهلت داده نخواهد شد (و همگى هلاک مى شوند).
(انعام/۸)
@ayehsobh
❇ تفســــــیر❇
بهانه جوئى ها
یکى دیگر از عوامل کفر و انکار، بهانه جوئى است، گر چه بهانه جوئى معلول عوامل دیگر از جمله تکبر و خود خواهى مى باشد.
ولى تدریجاً به عنوان یک روحیه منفى در مى آید و خود یک عامل براى عدم تسلیم در برابر حق مى گردد.
از جمله بهانه جوئى هائى که مشرکان در برابر پیامبر(صلى الله علیه وآله) داشتند و در چندین آیه از قرآن به آن اشاره شده و در آیه مورد بحث نیز آمده است این است که: آنها مى گفتند: چرا پیامبر(ص) به تنهائى به این مأموریت بزرگ دست زده است؟
چرا موجودى از غیر جنس بشر، و از جنس فرشتگان او را در این مأموریت همراهى نمى کند؟ (وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَکٌ).
مگر مى تواند انسانى که از جنس ما است به تنهائى بار رسالت را بر دوش کشد؟
در حالى که با وجود دلائل روشن و آیات بینات بر نبوت او، جائى براى این بهانه جوئى ها نیست.
به علاوه، فرشته نه قدرتى بالاتر از انسان دارد و نه آمادگى و استعدادى براى رسالت بیش از او، بلکه به مراتب انسان از او آماده تر است.
🌼🌼🌼
قرآن با دو جمله که هر کدام استدلالى را در بر دارد به آنها پاسخ مى گوید:
نخست این که اگر فرشته اى نازل شود، و سپس آنها ایمان نیاورند، به حیات همه آنان خاتمه داده خواهد شد (وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَکاً لَقُضِیَ الأَمْرُ ثُمَّ
لا یُنْظَرُونَ).
اما چرا با آمدن فرشته و همراهى او با پیامبر(صلى الله علیه وآله)، منکران گرفتار مرگ و هلاکت مى شوند؟
دلیل آن همان چیزى است که در چند آیه قبل به آن اشاره شد، که: اگر نبوت جنبه شهود و حسّى پیدا کند، یعنى با آمدن فرشته، غیب تبدیل به شهود گردد، و همه چیز را با چشم ببینند، آخرین مرحله اتمام حجت انجام شده است; چرا که دلیلى بالاتر از این تصور نمى شود.
با این حال، اگر کسى مخالفت کند کیفر و مجازات او قطعى خواهد بود، ولى خداوند به خاطر لطف و مرحمت بر بندگان و براى این که: فرصتى براى تجدید نظر داشته باشند، این کار را نمى کند.
مگر در موارد خاصى که مى داند طرف، آمادگى کامل و استعداد پذیرش دارد.
یا در مواردى که طرف مستحق نابودى است، یعنى اعمالى انجام داده است که استحقاق مجازات الهى را دارد.
در این موقع، به تقاضاى او ترتیب اثر داده مى شود و به هنگامى که قبول نکرد، فرمان نابودى او صادر مى گردد.
«تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۸ سوره انعام »
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«وَ لَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ»
و اگر او را فرشته اى قرار مى دادیم، به یقین وى را به صورت انسانى در مى آوردیم. باز(به پندار آنان) کار را بر آنها مشتبه مى ساختیم. همان طور که آنها بر دیگران مشتبه مى سازند.
(انعام/۹)
@ayehsobh
ارتباط با مدیر کانال:
@shahed
❇ تفســــــیر❇
در آیه بعد به پاسخ دوم مى پردازد و آن این که: پیامبر(ص) به مقتضاى مقام رهبرى و عهده دار بودن امر تربیت مردم، و سرمشق عملى به آنها دادن، لازم است از جنس خود مردم و همرنگ و هم صفات آنها باشد و تمام غرائز و صفات انسان در او وجود داشته باشد; زیرا فرشته علاوه بر این که براى بشر قابل رؤیت نیست، نمى تواند سرمشق عملى براى او گردد، چون نه از نیازها و دردهاى او آگاه است و نه به وضع غرائز و خواسته هاى او آشنا است.
و به همین دلیل، رهبرى او نسبت به موجودى که از هر جهت با وى فرق دارد، کاملاً نارسا خواهد بود.
لذا قرآن در جواب دوم، مى فرماید: اگر ما او را فرشته قرار مى دادیم و به پیشنهاد آنها عمل مى کردیم، باز، لازم بود تمام صفات انسان را در او ایجاد کنیم، و او را به صورت و سیرت مردى قرار دهیم (وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً).
🌼🌼🌼
از آنچه گفتیم روشن مى شود: منظور از جمله لَجَعَلْناهُ رَجُلاً این نیست که فقط شکل انسان به او مى دهیم که بعضى از مفسران پنداشته اند، بلکه منظور این است که: او را از نظر ظاهر و باطن متصف به صفات انسانى مى سازیم.
سپس نتیجه مى گیرد که با این حال همان ایرادات سابق را بر ما تکرار مى کردند که چرا به انسانى مأموریت رهبرى داده اى و چهره حقیقت را بر ما پوشانیده اى؟! (وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ).
لَبْس (بر وزن درس) به معنى پرده پوشى و اشتباه کارى است، و لُبْس (بر وزن قفل) به معنى پوشیدن لباس است (ماضى اول لَبَسَ بر وزن ضَرَبَ و ماضى دوم لَبِسَ بر وزن حَسِبَ مى باشد) و روشن است که در آیه، معنى اول اراده شده است، یعنى: اگر فرشته اى مى فرستادیم باید به صورت و سیرت انسانى باشد، و در این موقع به عقیده آنها ما مردم را به اشتباه و خطا انداخته بودیم و همان نسبت هاى سابق را بر ما تکرار مى کردند ـ همان طور که خود آنها افراد نادان و بى خبر را به اشتباه و خطا مى افکنند، و چهره حقیقت را بر آنها مى پوشانند ـ بنابراین نسبت لَبْس و پرده پوشى به خدا از زاویه دید آنها است.
«تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۹ سوره انعام »
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ»
(با این حال، نگران نباش.) جمعى از پیامبران پیش از تو را نیز استهزا کردند. امّا سرانجام، آنچه را مسخره مى کردند، دامانشان را گرفت. (و عذاب الهى بر آنها فرود آمد).
(انعام/۱۰)
@ayehsobh