هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»
ما قرآن را نازل کردیم و ما بطور قطع آن را حفظ مى کنیم.
(سوره مبارکه حجر/ آیه ۹)
@ayehsobh
❇ تفســــــیر
حفظ قرآن از دستبردها!
به دنبال بهانهجوئیهاى کفار و حتى استهزاى آنها نسبت به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و قرآن، که در آیات گذشته آمده بود، در آیه مورد بحث، یک واقعیت بزرگ و پر اهمیت را به عنوان دلدارى به پیامبر(صلى الله علیه وآله)، از یکسو و اطمینان خاطر همه مؤمنان راستین از سوى دیگر بیان مى کند و آن این که:
ما این قرآن را که مایه تذکر است، نازل کردیم و ما به طور قطع آن را حفظ خواهیم کرد (إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ).
چنان نیست که این قرآن بدون پشتوانه باشد و آنها بتوانند آفتاب وجودش را با گِل بپوشانند و یا نور و شعاعش را با پف کردن خاموش کنند; این چراغى است که ایزد آن را برافروخته است و این آفتابى است که غروب و افول نخواهد داشت.
این گروه اندک و ناتوان ـ که سهل است ـ اگر همه جباران و زورمندان و سیاستمداران ستمگر، و اندیشمندان منحرف و رزم آوران جهان، دست به دست هم بدهند که نورش را خاموش کنند، توانائى نخواهند داشت، چرا که خداوند حفظ و پاسدارى از آن را بر عهده گرفته است.
در این که منظور، از محافظت و پاسدارى قرآن، در برابر چه امورى است، باز مفسران، تفسیرهاى گوناگونى دارند:
۱ ـ بعضى گفته اند: در برابر تحریف و تغییر و زیاده و نقصان است.
۲ ـ بعضى دیگر گفته اند: در برابر فنا و نابودى تا آخر جهان.
۳ ـ بعضى دیگر گفته اند: در برابر منطق هاى گمراه کننده ضد قرآنى.
ولى، این تفاسیر، نه تنها با هم تضادى ندارند بلکه در مفهوم عام إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ داخلند; چرا این محافظت و پاسدارى را که به صورت مطلق و به اصطلاح با حذف متعلق آمده در یک بعد خاص، محصور و محدود کنیم.
🌼🌼🌼
حق این است که خداوند طبق ظاهر آیه فوق، وعده داده: آن را از هر نظر حفظ و پاسدارى کند: محافظت از هر گونه تحریف، محافظت از فنا و نابودى و محافظت از سفسطه هاى دشمنان وسوسه گر.
اما این که بعضى از قدماى مفسرین احتمال داده اند: منظور، محافظت شخص پیامبر (صلى الله علیه وآله) است و ضمیر لَهُ به پیامبر(صلى الله علیه وآله) باز مى گردد، زیرا کلمه ذِکْر به شخص پیغمبر، در بعضى از آیات قرآن (سوره طلاق ،آیه ۱٠) اطلاق شده بسیار بعید به نظر مى رسد.
زیرا در آیات قبلِ آیه مورد بحث، کلمه ذِکْر صریحاً به معنى قرآن آمده، و این آیه که به دنبال آن آمده، مسلماً به همان معنى اشاره مى کند.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۹ سوره مبارکه حجر)
@ayehsobh
6449223859.mp3
3.23M
استاد قرائتی
موضوع: تفسیر قرآن
نوع:سخنرانی کوتاه
سوره مبارکه حجر
آیه: ۹
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ»
ما پیش از تو (نیز) پیامبرانى در میان امّتهاى نخستین فرستادیم..
(سوره مبارکه حجر/ آیه ۱۰)
@ayehsobh
❇ تفســــــیر
در این آیات، به عنوان دلدارى پیامبر و مؤمنان در برابر مشکلاتى که در دعوت خود با آن مواجه بودند به زندگى انبیاى پیشین و گرفتاریهاى آنها در مقابل اقوام گمراه و متعصب اشاره مى کند.
نخست مى گوید: ما پیش از تو در میان امتهاى نخستین نیز پیامبرانى فرستادیم (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فِی شِیَعِ الأَوَّلِینَ).
🌼🌼🌼
شِیَع جمع شِیْعه به جمعیت و گروهى گفته مى شود که: داراى خط مشترکى هستند، راغب در کتاب مفردات می گوید: شِیَع از ماده شیاع به معنى انتشار و تقویت است.
مرحوم طبرسى در مجمع البیان اصل آن را از مشایعت به معنى متابعت دانسته و مى گوید: شیعه به معنى پیرو و تابع است و شیعه على(علیه السلام)به پیروان او و آنهائى که اعتقاد به امامتش دارند، گفته مى شود.
حدیث معروف امّ سلمه از پیامبر(صلى الله علیه وآله): شِیْعَةُ عَلِىٍّ هُمُ الْفائِزُونَ یَوْمَ الْقِیامَةِ: پیروان على(علیه السلام) نجات یابندگان در قیامت هستند؛ نیز اشاره به همین معنى است.
به هر حال، چه اصل این کلمه را از شیاع به معنى انتشار و تقویت بدانیم، یا از مشایعت به معنى متابعت، دلیل بر وجود یک نوع همبستگى فکرى و مکتبى در مفهوم شیعه و تشیّع است.
ضمناً، تعبیر به شِیَع درباره اقوام گذشته دلیل بر این است که آنها در مبارزه خود با پیامبران به صورت پراکنده عمل نمى کردند، بلکه، داراى خط مشترک و برنامه واحدى بودند که با عملکردهاى هماهنگ تقویت مى شد.
جائى که گمراهان براى خود، چنین برنامه اى داشته باشند آیا پیروان راستین راه حق نباید در مسیر خود از طرحهاى هماهنگ و مشترک پیروى کنند؟
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۱۰ سوره مبارکه حجر)
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ»
هیچ پیامبرى به سراغ آنها نمى آمد مگر این که او را مسخره مى کردند.
(سوره مبارکه حجر/ آیه ۱۱)
@ayehsobh
❇ تفســــــیر
ولى آنها چنان لجوج و سرسخت بودند که هیچ پیامبرى به سراغشان نمى آمد مگر این که او را به باد استهزاء مى گرفتند (وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُول إِلاّ کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ).
این استهزاء به خاطر امورى بود:
۱ ـ براى شکستن ابّهت پیامبران و متفرّق ساختن افراد حق جو و حق طلب از گرد آنان.
۲ ـ براى ضعف و ناتوانیشان در مقابل منطق نیرومند رسولان الهى، چون نمى توانستند پاسخى به دلائل دندان شکن آنان بدهند، متوسل به استهزاء یعنى حربه نادانهاى بى منطق مى شدند.
۳ ـ براى این که پیامبران سنت شکن بودند، و با وضع نابسامان محیط به مبارزه برمى خاستند، اما جاهلان متعصب که این سنتهاى غلط را جاودانى و ابدى مى پنداشتند از این کار تعجب مى کردند، و به استهزاء برمى خاستند.
۴ ـ براى این که سرپوشى بر وجدان خفته خود بگذارند، مبادا بیدار شود و تعهد و مسئولیت بیافریند.
۵ ـ براى این که بسیارى از پیامبران دستشان از مال دنیا تهى و زندگانیشان بسیار ساده بود، آنها که شخصیت را بر اثر کوردلى در لباس نو، مرکب زیبا، و زندگانى مجلل، مى دانستند، تعجب مى کردند که آیا یک انسان فقیر و تهیدست ممکن است رهبر و راهنماى این همه جمعیت ثروتمند و مرفّه گردد؟!، و به دنبال آن به استهزاء برمى خاستند.
۶ ـ و سرانجام براى این که مى دیدند قبول دعوت پیامبران، آنها را در برابر شهواتشان محدود مى سازد، و آزادى هاى حیوانیشان را سلب مى کند، و براى آنها وظائف و مسئولیتهائى ایجاد مى نماید، به استهزاء برمى خاستند تا خود را از این وظائف راحت کنند!
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۱۱ سوره مبارکه حجر)
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«كَذَٰلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ»
ما اینچنین (و از هر طریق ممکن) قرآن را به درون دلهاى مجرمان راه مى دهیم.
(سوره مبارکه حجر/ آیه ۱۲)
@ayehsobh
❇ تفســــــیر
پس از آن مى فرماید: آرى، ما این چنین آیات قرآن را به درون دلهاى این مجرمان راه مى دهیم (کَذلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ).
🌼🌼🌼
این جمله، اشاره به آن مى کند که خداوند، آیات خود را از طرق مختلف آن چنان به مجرمان و مخالفان تفهیم مى کند که گوئى در دل آنها وارد شده است اما متأسّفانه، عدم قابلیت و ناآمادگى محل، سبب بیرون راندن آن و جذب نشدن در درون جانشان مى گردد، ـ درست، مانند غذاى مقوى و مفیدى که معده ناسالم، آن را جذب نکرده، به بیرون باز مى گرداند ـ (و این حقیقت درست از ماده سلوک که ماده اصلى نَسْلُکُهُ مى باشد فهمیده مى شود).
بنابراین، ضمیر نَسْلُکُهُ به ذِکر (قرآن) که در آیات قبل آمده، باز مى گردد.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۱۲ سوره مبارکه حجر)
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ ۖ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ»
(امّا با این حال،) آنها به آن ایمان نمى آورند و روش اقوام پیشین نیز چنین بود.
(سوره مبارکه حجر/ آیه ۱۳)
@ayehsobh
❇ تفســــــیر
اما با این همه تبلیغ و تأکید و بیان منطقى و ارائه معجزات، باز هم این متعصبان استهزاء کننده به آن ایمان نمى آورند (لایُؤْمِنُونَ بِهِ).
ولى، این منحصر به آنها نیست. پیش از آنها سنت اقوام اولین نیز چنین بود (وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِینَ).
🌼🌼🌼
موضع گیریهاى طرفداران باطل در برابر پیامبران و طرح نقشه هاى همه جانبه براى تحمیق مردم و پراکندن آنها از اطراف مردان الهى، نه چیز تازه اى است و نه منحصر به زمان و مکان خاصى بوده.
بلکه، همان گونه که از تعبیر بالا استفاده مى شود، از قدیم الایام و دورترین زمانها، این توطئه ها در میان اقوام گمراه بوده است.
به همین دلیل، هرگز نباید از آن وحشت کرد، یا نومیدى و یأس به خود راه داد و یا از انبوه مشکلاتى که به دست دشمنان فراهم مى شود هراسید. این یک دلدارى مؤثر براى همه رهروان راه حق است.
اگر تصور کنیم در زمان یا مکانى مى توانیم دعوت حق را نشر و گسترش دهیم و پرچم عدل و داد را برافرازیم، بى آن که با عکس العمل منفى دشمنان لجوج و مخالفان سرسخت، مواجه باشیم، سخت اشتباه کرده ایم، پیامبران الهى و همه پیروان راستین آنها از این مخالفتها هرگز مأیوس نشدند، و ما نیز باید مأیوس نگردیم. بلکه، باید هر روز بر عمق دعوت خود بیفزائیم.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۱۳ سوره مبارکه حجر)
@ayehsobh