أَعْجَزُاَلنَّاسِمَنْعَجَزَعَنِاِكْتِسَابِاَلْإِخْوَانِوَأَعْجَزُمِنْهُمَنْضَيَّعَمَنْظَفِرَبِهِمِنْهُمْ
ناتوانترينمردمكسىاستكهدردوستيابىناتواناست،وازاوناتوانترآنكهدوستانخودراازدست
بدهد
کوچکترینزائرِحرم؛
بادستهایکوچکشآمدهتاسهمیازاینآرامشو
مهربانیداشتهباشد…
اینجاحتیخوابِیکنوزادهمرنگِزیارتمیگیره:)
إِذَاوَصَلَتْإِلَيْكُمْأَطْرَافُاَلنِّعَمِفَلاَتُنَفِّرُواأَقْصَاهَابِقِلَّةِ
اَلشُّكْرِ
آېنـﻫ
-
شب جمعه که میرسه، انگار دلها بیشتر هوای کربلا میکنن…
هوای نامی که با شنیدنش، بغض میاد و چشمها بیاختیار خیس میشن؛ حسین.
بعضی اسمها فقط اسم نیستن؛
پناهِ دلن، قبلهی دلتنگیان، و یادآورِ مردی که برای زنده موندنِ حق، از همهچیزش گذشت.
شب جمعهست…
اگر دلت گرفت، اگر چیزی کم داشتی، اگر راهی برای گفتنِ حرفات پیدا نکردی، بیا تو ناشناس بگو:
درددلکنیمباهم