3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کی فکرش رو میکرد یمنیها، که یک روز دست خالی با سعودیها میجنگیدن، حالا سطح تکنولوژیشون به جایی برسه که با این فاصله، به وسیله پهپاد، تانک های سعودی رو منفجر کنن و فیلمش رو هم پخش کنن؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
✍️ Nurssein
@ayyarom
کاش حاج قاسم شدن با لباس پوشیدن بود
تیپ حاج قاسم میزنن، حرفای حسن روحانی رو غرغره میکنن
منان رییسی نمایندهٔ مجلس خطاب به قالیباف:
حکایت آن کسانی که هنوز تفاهمنامه را سند افتخار میدانند حکایت آن کسی است که زمین خورد اما ترجیح داد به جای بلند شدن، ادامه راه را تا مقصد سینهخیز طی کند!
بزرگوار! الان زمان سفیدشویی تفاهمنامه است یا پاسخگویی درباره تعهداتی که انجام نشد؟ مثل مرد بلند شوید و به جبران مافات کنید..
@ayyarom
یادداشت حسین پاک خبرنگار حوزه مقاومت در پاسخ به برخی جریانات سیاسی که سخنان شیخ نعیم قاسم را به عنوان تأیید تفاهمنامه اسلامآباد و مانع هرگونه انتقاد کارشناسی به آن جلوه میدهند:
در روزهای اخیر، بخشی از سخنان شیخ نعیم قاسم درباره مسیر اسلامآباد، بهگونهای در فضای سیاسی ایران بازنشر و تفسیر شده که گویی هرگونه نقد به این مسیر، نقد به حزبالله و حتی ایستادن در برابر تصمیم مقاومت است. این برداشت، بیش از آنکه از متن و زمینه سخنان دبیرکل حزبالله برآمده باشد، محصول انتقال یک موضع از «زمینه لبنانی» به «مناقشه داخلی ایران» است.
برای فهم دقیق سخنان شیخ نعیم، ابتدا باید دید مخاطب او چه کسی است و در چه شرایطی سخن میگوید. حزبالله امروز در لبنان با یک مسئله جدی مواجه است: رژیم صهیونیستی میکوشد با استمرار فشار نظامی، ایجاد واقعیتهای جدید در جنوب و بهرهبرداری از شکافهای داخلی، این گزاره را تثبیت کند که مقاومت فاقد هرگونه مسیر سیاسی برای مهار جنگ و بازگرداندن ثبات است. در چنین فضایی، طبیعی است که دبیرکل حزبالله از هر مسیری که در مقطعی برای توقف جنگ، کاهش فشار یا ایجاد یک چارچوب سیاسی به کار گرفته شده، دفاع کند و از بازیگرانی که در آن نقش داشتهاند تشکر کند.
این سخن، پیش از آنکه داوری درباره تمام جزئیات، نتایج و عملکرد مسیر اسلامآباد باشد، یک «خطاب سیاسی داخلی» است؛ خطابی برای جلوگیری از تبدیل ناکامی یک روند سیاسی به ابزار عملیات روانی علیه مقاومت.
اما از اینجا تا این نتیجه که در تهران نیز هیچکس حق ندارد درباره طراحی، اجرا، هزینهها و دستاوردهای مسیر اسلامآباد سؤال کند، فاصلهای جدی وجود دارد.
منتقد ایرانی الزاماً در جایگاه منتقد حزبالله قرار ندارد. او ممکن است دقیقاً از موضع حمایت از مقاومت بپرسد: هدف اولیه این مسیر چه بود؟ چه میزان از آن اهداف محقق شد؟ چه تضمینهایی گرفته شد؟ طرف مقابل به چه تعهداتی عمل نکرد؟ سازوکار مقابله با نقض تعهدات چه بود؟ و مهمتر از همه، جمهوری اسلامی از تجربه این روند برای تصمیمهای بعدی چه درسی گرفته است؟
این پرسشها نه تضعیف مقاومت است و نه مخالفت با دبیرکل حزبالله؛ بلکه بخشی از فرآیند طبیعی ارزیابی سیاست خارجی و امنیت ملی است. اساساً اگر قرار باشد هر بار که یکی از متحدان جمهوری اسلامی از یک ابتکار ایرانی قدردانی کرد، پرونده آن ابتکار از حیث کارشناسی بسته تلقی شود، دیگر چیزی به نام ارزیابی سیاست، سنجش هزینه فایده و پاسخگویی راهبردی باقی نمیماند.
مسئله نگرانکنندهتر، شکلگیری الگویی است که پیشتر نیز نمونههایی از آن دیده شده است: استفاده از سرمایه نمادین رهبران مقاومت برای فیصله دادن به اختلافات سیاسی داخل ایران.
در جریان انتخابات نیز تلاشهایی صورت گرفت تا نام و اعتبار شهید سیدحسن نصرالله وارد رقابت داخلی شود و مواضع یا روابط او بهگونهای تفسیر شود که به سود انصراف یکی از نامزدها یا تقویت یک آرایش انتخاباتی خاص تمام شود. فارغ از اینکه آن روایتها تا چه اندازه دقیق بود، اصل این روش محل اشکال است. سید شهید نصرالله سرمایه یک جناح انتخاباتی در ایران نبود؛ همانگونه که امروز شیخ نعیم قاسم نیز نباید به ابزار حذف منتقدان یک تصمیم یا مسیر سیاسی در تهران تبدیل شود.
اتفاقاً احترام واقعی به حزبالله اقتضا میکند سخنان رهبران آن در زمینه واقعی خود فهمیده شود، نه اینکه بخشی از یک سخنرانی در بیروت جدا شود و در تهران کارکردی پیدا کند که اساساً برای آن بیان نشده است.
میتوان همزمان از موضع شیخ نعیم قاسم در برابر فشار داخلی لبنان حمایت کرد و در عین حال درباره مسیر اسلامآباد نقد جدی داشت. این دو گزاره نه متناقضاند و نه یکدیگر را نفی میکنند.
مشکل از جایی آغاز میشود که «تشکر مقاومت» جای «ارزیابی عملکرد» نشانده شود؛ گویی یک جمله تقدیرآمیز باید پاسخ همه پرسشهای کارشناسی درباره یک پرونده باشد.
سیاست خارجی، بهویژه در پروندهای که با امنیت ملی ایران و سرنوشت مقاومت در لبنان گره خورده است، بیش از هر حوزه دیگری به نقد درونگفتمانی نیاز دارد. اگر مسیری موفق بوده، باید بتوان موفقیت آن را با نتایجش اثبات کرد؛ و اگر بخشی از آن شکست خورده یا طرف مقابل آن را از محتوا تهی کرده است، باید بتوان بدون متهم شدن به مخالفت با مقاومت، درباره علل آن سخن گفت.
سرمایه رهبران مقاومت را نباید خرج مصونسازی تصمیمات داخلی از نقد کرد. نه نام سید شهید نصرالله باید ابزار مهندسی رقابت انتخاباتی در ایران میشد و نه امروز سخنان شیخ نعیم قاسم باید به مهر پایان بر یک بحث کارشناسی تبدیل شود.
مقاومت به نقد دقیق و مسئولانه آسیب نمیبیند؛ آنچه خطرناک است، تبدیل وفاداری به مقاومت به ابزاری برای تعطیل کردن پرسشگری در تهران است.
@ayyarom
کاش هرچه زودتر این نقل قول درباره انتقال سلاح مقاومتِ عراق به ایران تکذیب بشه!
فرض بر اینه که این اخبار دروغ محضه، چون اگر یک درصد واقعی باشه یعنی داریم به دولت عراق در زمینه خلع سلاح مقاومت کمک میکنیم.
اگر این کار صورت بگیره و مقاومت عراق بی سلاح بشه در واقع داریم مرزهای غربی خودمون رو آماده تهاجم زمینی آمریکا میکنیم! باور کردنی نیست! عجیبه!
@ayyarom
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پزشکیان: در تفاهمنامه در اوج قدرت رفتیم و مذاکره کردیم، در مذاکرات هستهای(!) نیز از حقوق مردم دفاع خواهیم کرد.
+ مذاکرات هستهای؟!!
یعنی قراره بدون این که ذرهای از تفاهمنامهٔ فعلی عملیاتی شده باشه به سراغ مرحلهٔ بعدی برید؟ مگه مذاکرات هستهای ممنوع نشده بود؟ به چه بندی عمل کردن که باز سودای مذاکره دارید؟
@ayyarom
آقایان فقط تا آبانماه وقت دارید!
ایران تا انتخابات نوامبر آمریکا
- هم نفت روی آب برای صادرات دارد
- و هم بنزین کافی در مخازن برای تامین نیاز داخل
آقایان شعام،
اگر تا آبان، اقدامی پیشدستانه برای جهش #قیمت_بنزین در آمریکا نکنید دیگر فرصت نخواهید کرد.
با مذاکره وقت را تلف نکنید
✍️ سید احسان حسینی | Ehsan Hosseini
@ayyarom
عــیّار
برای اولین بار بدهی دولت آمریکا دیروز به بیش از ۴۰ تریلیون دلار رسید. قرار بود ترامپ با تصاحب نفت ایران این بدهی را به صورت جدی کاهش دهد.
دنیای جهانخواران وضعیت خوبی ندارد.
برای مقابله با ترامپ راهی جز این فرمایش حضرت امام (س) نیست: من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام میکنم که اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی تمام آنان از پای نخواهیم نشست.
حمله به ایران دو هدف اصلی داشت.
۱- تصاحب منابع نفتی ایران. یعنی ثروتاندونزی برای آمریکا.
۲- ایجاد سلطه اسرائیلی-آمریکایی در منطقه.
تنها راه برونرفت از شرایط فعلی به یقین رسیدن آمریکا به این واقعیت است که فعلا هیچکدام از این دو هدف در دسترس نیست.
چطور؟
۱- لطفا لیستی از تأسیسات آبشیرینکن و تأسیسات نفتی هدف ایران در منطقه منتشر کنید. در صورت حمله مجدد به ایران، این تأسیسات باید به گونهای تخریب شوند که بازسازی آنها حداقل دو سال زمان ببرد. حمله به ایران نباید عادیسازی شود.
۲- یعنی آمریکا باید متوجه شود که نه تنها ثروتی از منابع نفتی ایران به دست نخواهد آورد بلکه با قیمت بالای نفت برای حداقل دو سال روبرو خواهد بود.
۳- روش صحیح دور کردن سایه جنگ از کشور بازدارندگی نظامی است.
تخریب محدود بازدارندگی لازم را ایجاد نمیکند. ترامپ به تخریب محدود این تأسیسات به عنوان پروژه بازسازی برای شرکتهای آمریکایی نگاه میکند. اما تخریب گسترده قیمتهای جهانی نفت و گاز را برای حداقل دو سال بالا نگه میدارد و بازدارندگی لازم را ایجاد میکند. مسیرهای جایگزین تنگه هرمز باید در اولویت اهداف ایران باشد.
اگر آمریکاییها بدانند ایران واقعا به این سبک پاسخ خواهد داد به ایران حمله نخواهند کرد.
۴- تجربه نشان داده امتیاز و مذاکره سایه جنگ را دور نمیکند. چون به گفته امام شهید "آمریکا میخواهد ایران را ببلعد." یعنی امتیاز، هرچقدر هم که بزرگ باشد، برای او کافی نیست. در چهار ماه گذشته هیچ شواهدی در عدم صحت این تحلیل امام شهید نداریم.
۵- علی الاصول اولویت اول کشور باید شکستن چرخه: حمله، آتشبس، مذاکره، حمله باشد. متأسفانه در میانه راه، مسیر به سمت دریافت سویای تراریخته آمریکایی منحرف شد.
۶- لطفا تنگه هرمز را حداقل برای دو ماه واقعا ببندید. آمریکا هنوز هزینه اقتصادی لازم برای حمله به ایران را پرداخت نکرده. قابل تحمل بودن هزینه حمله به ایران یعنی حمله مجدد گسترده. در ۴۶ سال اول انقلاب اسلامی به ایران حمله نظامی نمیشد چون برآورد آمریکا این بود که هزینه حمله به ایران بالا است. باید محاسبات آمریکا به همان حالت برگردد.
مقامات کشور گفتهاند در ماههای گذشته تمام نفتهای روی آب کشور و بیش از آن با قیمت بالا فروخته و پولها دریافت شده است. کشور برای تأمین هزینهها برای دو ماه آینده پول دارد.
۷- لطفا کشور را معطل توهم لغو درازمدت تحریمها یا سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیاردی نکنید.
۸- لطفا بعد از بازگشایی محدود تنگه هرمز دریافت عوارض را فراموش نکنید.
اگر ایران در تنگه هرمز عوارض دریافت نکند، آمریکا و شرکتهای بیمه انگلیسی دریافت خواهند کرد. ترامپ چند روز پیش گفته بود "تنگه هرمز ماشین چاپ پول است". الان هم میخواهد ۲۰ درصد عوارض بگیرد.
برآوردهای بینالمللی درباره ظرفیت درآمدزایی تنگههرمز:
رویترز: ۱۱۰ میلیارد دلار
اندیشکده آکسفورد پراسس: ۸۰ میلیارد دلار
جی پی مورگان (بزرگترین شرکت خدمات مالی و بانکداری آمریکا): بین ۷۰ تا ۹۰ میلیارد دلار... یعنی دوبرابر فروش نفت.
دریافت عوارض نقض هیچ قانون بینالمللی نیست. ایران عضو کنوانسیون حقوق درياها نیست. دریافت عوارض متعارف ایران را در دنیا منزوی نمیکند.
✍️ فواد ایزدی Foad Izadi
@ayyarom