8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسین آقامیری: این مذاکرهای که در مقابل جنگه رو قرآن قبول نداره، اعتقادات شیعه هم قبول نداره!
آفرین به این علمای آزاده و شجاع
@ayyarom
سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده است نوشته مرا بخواند
نان و کره
مذاکرات جاری با آمریکا لاجرم یکی از این سه سرنوشت را دارد
یکم : عدم توافق
در این حالت یا کشور به همین شکل معلق فعلی «نه جنگ نه صلح » می ماند نتیجه این وضعیت می شود بدون جنگیدن ضررهای جنگ را کشیدن
یا جنگ دوباره آغاز می شود.
دوم: توافق با حفظ شروط رهبری است که با این آمریکا شدنی نیست.
آمریکا اگر می خواست شروط ده گانه رهبر ما را رعایت کند آمریکا نبود.
سوم : توافق با عبور از شروط رهبری( مثلا بازگشت تنگه هرمز به حالت سابق ، پذیرش محدودیت های هسته ای یا موارد دیگر )
در بین گزینه ها این گزینه به وقوع نزدیک تر است.
برخی مسئولین با محاسبات خودشان ادامه جنگ را ممکن نمی دانند و تنها راه پیش روی صلاح کشور را رسیدن به توافق می دانند.
در نظر آنها توافق تنها راه است پس خودشان را ناچار از توافق می بینند ، توافق هم راهی ندارد جز عبور از شروط رهبری
شاید لازم به یادآوری باشد که تمام مسئولین فعلی موثر در اداره کشور و مذاکرات از موافقین برجام یا دارای تفکر برجامی هستند.
راه حل :
اصرار مردم بر حفظ شروط ده گانه رهبری ، ممنوعیت مذاکره در موضوع هسته ای و اطمینان خاطر دادن به رهبری و مسئولین جهت آمادگی برای فداکاری در شرایط حاصل از عدم توافق و مشکلات و محرومیت های ناشی از آن
پر شمار کردن پلاکاردهایی با این مفاهیم در تجمعات لازم است.
باید کاملا درک و باور کنیم هزینه سازش از مقاومت بیشتر است و جنگ کم هزینه ترین مسیر برای ادامه راه است.
اگر گوشه ذهن مان این باشد که راه کم هزینه تر از جنگ هم هست خدا ما را به امتحان آن راه مبتلی خواهد کرد.
در راه مقاومت به مرور مشکلات و دشمنان کوچکتر می شوند و ما قوی تر
اگر این راه طی نشود محرومیت ها و مشکلات بزرگتر خواهند شد و ما ضعیف تر
شاید باید باور کنیم که پدران ما درست گفتند
« یه سال بخور نون و تره ، یه عمر بخور نون و کره »
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
شیخ اسماعیل رمضانی
رابرت کیگان یک آمریکایی جنگ طلب افراطیه و زنش ویکتوریا نولاند معمار کودتای اوکراین!
همین آدم اخیراً گزارشی نوشته که آمریکا یک شکست مطلق خورده و نشون داد ببر کاغذیه، ایران رو تبدیل به قدرت جهانی کرده و اگر تنگه رو پس نگیرن چیزی به ماتِ کامل نمونده. یک اعتراف بزرگ!!
مطلب کامل در ادامه...
@ayyarom
عـــیّار
کیش و مات در ایران
🔹«رابرت کیگان» چهره مشهور نومحافظهکار در نشریه آتلانتیک نوشته است: تصور زمانی که آمریکا در یک درگیری دچار شکستی کامل شده باشد دشوار است؛ شکستی آنقدر قاطع که خسارت راهبردی آن نه قابل جبران و نادیدهگرفتن باشد.
🔹شکستهای فاجعهبار آمریکا در پرلهاربر، فیلیپین و سراسر اقیانوس آرام غربی در ماههای نخست جنگ جهانی دوم، در نهایت جبران شدند. شکستها در ویتنام و افغانستان پرهزینه بودند، اما چون دور از صحنههای اصلی رقابت جهانی رخ دادند، آسیب ماندگاری به موقعیت کلی آمریکا در جهان وارد نکردند. شکست اولیه در عراق نیز با تغییر راهبرد کاهش یافت؛ تغییری که در نهایت عراقی نسبتاً باثبات و غیرتهدیدکننده برای همسایگانش بر جای گذاشت و سلطه آمریکا در منطقه را حفظ کرد.
🔹اما شکست در تقابل کنونی با ایران ماهیتی کاملاً متفاوت خواهد داشت. این شکست نه قابل ترمیم است و نه قابل نادیدهگرفتن. دیگر بازگشتی به وضعیت پیش از جنگ وجود نخواهد داشت و پیروزی نهایی آمریکا نیز نخواهد توانست خسارتهای واردشده را خنثی کند. تنگه هرمز دیگر مانند گذشته «باز» نخواهد بود. با کنترل تنگه، ایران به بازیگر کلیدی منطقه و یکی از بازیگران کلیدی جهان تبدیل میشود. نقش چین و روسیه، بهعنوان متحدان ایران، تقویت خواهد شد و نقش آمریکا بهطور چشمگیری کاهش مییابد.
🔹برخلاف ادعاهای حامیان جنگ که آن را نمایشی از قدرت آمریکا میدانستند، این درگیری، آمریکایی را آشکار کرده که غیرقابلاعتماد است و توان پایاندادن به کاری را که آغاز کرده ندارد. این موضوع واکنشی زنجیرهای در سراسر جهان ایجاد خواهد کرد؛ جایی که دوستان و دشمنان آمریکا خود را با شکست آن تطبیق میدهند.
🔹ترامپ دوست دارد درباره اینکه چه کسی «کارتهای برنده» را در اختیار دارد صحبت کند، اما اینکه خودش هنوز کارت خوبی برای بازی داشته باشد روشن نیست. آمریکا و اسرائیل طی ۳۷ روز با ویرانگری شدید ایران را هدف قرار دادند؛ بخش زیادی از رهبری کشور را کشتند و عمده توان نظامی آن را نابود کردند، اما نتوانستند حکومت را سرنگون کنند یا حتی کوچکترین امتیازی از آن بگیرند. اکنون دولت ترامپ امیدوار است محاصره بنادر ایران کاری را انجام دهد که نیروی عظیم نظامی نتوانست. البته ممکن است، اما حکومتی که زیر پنج هفته حملات بیوقفه نظامی به زانو درنیامد، بعید است صرفاً در برابر فشار اقتصادی تسلیم شود.
🔹برخی حامیان جنگ اما خواهان ازسرگیری حملات نظامی شدهاند، اما نمیتوانند توضیح دهند که دور دیگری از بمباران چگونه قرار است کاری را انجام دهد که ۳۷ روز بمباران نتوانست. اقدام نظامی بیشتر بهطور اجتنابناپذیر ایران را به تلافی علیه کشورهای خلیج فارس سوق خواهد داد و مدافعان جنگ پاسخی برای آن هم ندارند. ترامپ حملات علیه ایران را نه از سر بیحوصلگی، بلکه به این دلیل متوقف کرد که ایران تأسیسات حیاتی نفت و گاز منطقه را هدف قرار میداد. نقطه عطف در ۱۸ مارس رخ داد؛ زمانی که اسرائیل میدان گازی پارس جنوبی ایران را بمباران کرد و ایران در پاسخ به شهر صنعتی رأس لفان قطر، بزرگترین مجتمع صادرات گاز طبیعی جهان حمله کرد و خساراتی به ظرفیت تولید وارد آورد که ترمیم آن سالها زمان خواهد برد. ترامپ در واکنش، توقف حملات به تأسیسات انرژی ایران را اعلام کرد و سپس آتشبس را پذیرفت؛ آن هم در حالی که ایران حتی یک امتیاز هم نداده بود.
🔹محاسباتی که ترامپ را یک ماه پیش وادار به عقبنشینی کرد همچنان پابرجاست. حتی اگر ترامپ تهدید خود برای نابودکردن «تمدن» ایران از طریق بمباران بیشتر را عملی کند، ایران همچنان پیش از سقوط احتمالی حکومتش قادر خواهد بود تعداد زیادی موشک و پهپاد شلیک کند. تنها چند حمله موفق میتواند زیرساختهای نفت و گاز منطقه را برای سالها، اگر نگوییم دههها، فلج کند و جهان و آمریکا را وارد بحرانی اقتصادی طولانی کند. بنابراین حتی اگر ترامپ بخواهد برای پوشاندن عقبنشینی خود با نمایش قدرت ایران را بمباران کند، بدون پذیرش خطر چنین فاجعهای قادر به انجام آن نیست.
🔹اگر این وضعیت کیش و مات نباشد، بسیار به آن نزدیک است. گزارش شده که ترامپ در روزهای اخیر از جامعه اطلاعاتی آمریکا خواسته پیامدهای اعلام پیروزی و عقبنشینی را بررسی کنند. نمیتوان او را سرزنش کرد. امید بستن به فروپاشی حکومت، راهبرد چندان محکمی نیست؛ بهویژه وقتی حکومت قبلاً هم از ضربات نظامی و اقتصادی جان سالم به در برده است. حکومت ممکن است فردا سقوط کند، یا ۶ ماه دیگر، یا اصلاً هرگز. ترامپ آنقدر زمان ندارد که صبر کند، در حالی که قیمت نفت به سمت ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه حرکت میکند، تورم افزایش مییابد و کمبود جهانی غذا و کالاها آغاز میشود. او به راهحلی سریعتر نیاز دارد.
عـــیّار
🔹یکی از پیامدهای این تحول ممکن است گسترش رقابت دریایی میان قدرتهای بزرگ باشد. در گذشته، بیشتر کشورهای جهان از جمله چین برای جلوگیری و مدیریت چنین بحرانهایی به آمریکا تکیه میکردند.
محسن: اکنون کشورهای اروپا و آسیا که به منابع خلیج فارس وابستهاند، در برابر قطع انرژی حیاتی برای ثبات اقتصادی و سیاسیشان ناتوان شدهاند. تا چه زمانی میتوانند این وضعیت را تحمل کنند، پیش از آنکه ناوگانهای خود را برای اعمال نفوذ در جهانی بینظم و «هر کشوری برای خودش» توسعه دهند؟
🔹شکست آمریکا در خلیج فارس پیامدهای جهانی گستردهتری نیز خواهد داشت. تمام جهان میبیند که تنها چند هفته جنگ با کشوری درجه دو، ذخایر تسلیحاتی آمریکا را به سطحی خطرناک کاهش داده و هیچ راهحل سریعی هم وجود ندارد. پرسشهایی که این وضعیت درباره آمادگی آمریکا برای درگیری بزرگ دیگری ایجاد میکند، ممکن است یا ممکن است شی را به حمله به تایوان یا پوتین را به تشدید تجاوز علیه اروپا ترغیب کند. اما دستکم متحدان آمریکا در شرق آسیا و اروپا اکنون باید درباره توان ماندگاری آمریکا در جنگهای آینده تردید کنند.
🔹تطبیق جهانی با جهانی پساآمریکایی در حال شتابگرفتن است. موقعیت مسلط آمریکا در خلیج فارس تنها نخستین قربانی از میان قربانیان بسیار خواهد بود.
پایان پیام
https://www.theatlantic.com/international/2026/05/iran-war-trump-losing/687094/?gift=SCYx-5scVta3-cr_IlgTyWOLCrNKcrz2jMiShOiWCPY
@ayyarom
عـــیّار
🔹اما هر راهحلی غیر از تسلیم عملی آمریکا، خطرات عظیمی دارد؛ خطراتی که ترامپ تاکنون حاضر
محسن: به پذیرش آنها نشده است. کسانی که با سادگی از ترامپ میخواهند «کار را تمام کند»، به ندرت هزینههای آن را میپذیرند. مگر اینکه آمریکا آماده ورود به جنگ زمینی و دریایی تمامعیار برای سرنگونی حکومت فعلی ایران و سپس اشغال ایران تا استقرار حکومتی جدید باشد؛ مگر اینکه حاضر باشد خطر نابودی ناوهای جنگی محافظ نفتکشها در تنگهای مورد مناقشه را بپذیرد و مگر اینکه آماده پذیرش خسارت بلندمدت و ویرانگر به ظرفیتهای تولیدی منطقه در نتیجه تلافی ایران باشد. در این صورت، عقبنشینی اکنون ممکن است کمهزینهترین گزینه به نظر برسد. از نظر سیاسی، ترامپ شاید احساس کند شانس بیشتری برای دوام آوردن پس از شکست دارد تا بقا در جنگی بسیار بزرگتر، طولانیتر و پرهزینهتر که باز هم ممکن است به شکست ختم شود.
🔹بنابراین شکست آمریکا نهتنها ممکن، بلکه محتمل است. و اینگونه به نظر خواهد رسید: ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد داشت. این فرض رایج که تنگه پس از پایان بحران به هر شکل دوباره باز میشود، بیاساس است. ایران هیچ علاقهای به بازگشت به وضعیت پیش از جنگ ندارد. مردم از شکاف میان تندروها و میانهروها در تهران صحبت میکنند، اما حتی میانهروها هم باید بدانند که ایران نمیتواند کنترل تنگه را رها کند، فارغ از اینکه چه توافق خوبی به دست آورد. از یک جهت، هر توافقی با ترامپ تا چه اندازه قابل اعتماد است؟ او تقریباً به تکرار حمله غافلگیرانه ژاپن به پرل هاربر افتخار میکرد؛ زمانی که در میانه مذاکرات، ترور رهبران ایران را تأیید کرد. ایرانیها نمیتوانند مطمئن باشند که ترامپ چند ماه بعد دوباره حمله نکند. آنها همچنین میدانند اسرائیل نیز ممکن است دوباره حمله کند، چراکه هرگاه احساس کند منافعش تهدید شده، خود را مقید به محدودیتها نمیداند.
🔹منافع اسرائیل نیز تهدید خواهد شد. همانطور که بسیاری از کارشناسان ایرانی اشاره کردهاند، حکومت تهران اکنون ممکن است از این بحران بسیار قدرتمندتر از پیش خارج شود؛ نهتنها با حفظ ظرفیت بالقوه هستهای، بلکه با دستیابی به سلاحی مؤثرتر یعنی توانایی گروگانگرفتن بازار جهانی انرژی. وقتی ایرانیها از «بازگشایی» تنگه سخن میگویند، همچنان منظورشان حفظ کنترل بر آن است. ایران نهتنها قادر خواهد بود برای عبور کشتیها عوارض تعیین کند، بلکه میتواند عبور را به کشورهایی محدود کند که با آنها روابط خوبی دارد. اگر کشوری رفتاری داشته باشد که حاکمان ایران نپسندند، آنها میتوانند صرفاً با کندکردن یا تهدید به کندکردن عبور کشتیهای آن کشور از تنگه، مجازاتش کنند.
🔹قدرت بستن یا کنترل جریان کشتیها در تنگه، از قدرت نظری برنامه هستهای ایران فوریتر و بزرگتر است. این اهرم به رهبران تهران امکان میدهد کشورها را وادار به لغو تحریمها و عادیسازی روابط کنند، یا در غیر این صورت با مجازات روبهرو شوند. اسرائیل نیز بیش از هر زمان دیگری منزوی خواهد شد؛ در حالی که ایران ثروتمندتر میشود، دوباره تسلیح میشود و گزینه هستهای را برای آینده حفظ میکند. حتی ممکن است اسرائیل نتواند علیه نیروهای نیابتی ایران اقدام کند؛ زیرا در جهانی که ایران بر تأمین انرژی بسیاری از کشورها نفوذ دارد، فشار بینالمللی عظیمی برای تحریکنکردن تهران در لبنان، غزه یا هر جای دیگر شکل خواهد گرفت.
🔹وضعیت جدید در تنگه همچنین تغییر بزرگی در توازن قدرت و نفوذ، چه در منطقه و چه در سطح جهانی، ایجاد خواهد کرد. در منطقه، آمریکا خود را ببر کاغذی نشان داده و کشورهای خلیج فارس و دیگر دولتهای عربی را مجبور به سازگاری با ایران خواهد کرد. همانطور که «ری تکیه» اخیراً نوشته استکه «اقتصادهای عربی خلیج فارس زیر چتر سلطه آمریکا ساخته شدند. اگر آن چتر و آزادی ناوبری همراهش از بین برود، کشورهای خلیجفارس ناگزیر به تهران روی خواهند آورد.»
🔹آنها حتی تنها نخواهند بود. تمام کشورهایی که به انرژی خلیج فارس وابستهاند، مجبور خواهند شد ترتیبات خاص خود را با ایران تنظیم کنند. چه انتخاب دیگری دارند؟ اگر آمریکا با آن نیروی دریایی عظیمش نتواند یا نخواهد تنگه را باز کند، هیچ ائتلاف دیگری با کسری از توان آمریکا نیز قادر نخواهد بود. ابتکار مشترک بریتانیا و فرانسه برای حفاظت از تنگه پس از آتشبس، تا حدی طنزآمیز است. رئیسجمهور فرانسه روشن کرده که این «ائتلاف» تنها در شرایط آرام فعالیت خواهد کرد و کشتیها را اسکورت میکند، اما فقط وقتی که نیازی به اسکورت نباشد. در حالی که با کنترل ایران، تنگه برای مدت طولانی دوباره امن نخواهد شد. چین احتمالاً نفوذی بر تهران دارد، اما حتی چین هم بهتنهایی نمیتواند تنگه را باز کند.