بنا نبود که افت به باغ ما بزند
پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
سوگَند بِه نامَت کِه تو آرام مَنی
زیرِ رَگبارِ زَمانِه تو فَقَط یارِ مَنی🫀🫂
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
زخم قلب پدر از جسم پسر بدتر بود
ارباً ارباً دلِ بابای علی اکبر بود ...🥀
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
گُفت حسـین را توصیف ڪن،
گفتم:او جـان مےدهـد بہ تن ِخستـہۍ مـن
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
بیھودهنگردیددراینشھربهوالله نزدیكترینرآهبهاللهحُسـیـناست.
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦