•.
شب که میشه نقابم رو برمیدارم و میشم همون دختر افسرده و تنهای همیشگی ...
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
•.
حسین جان ،
رحم کن ،
بر کسی که خواهد خُفت ؛
سال ها در دلِ کفن ،
تنـهــا !
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
•.
محو چشمان تو بودم که به دام افتادم
صید را زنده گرفتی و به کشتن دادی
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
•.
من ندانم ز نگاه تو چه خواندم اما دانم
این چشم همان قاتل دلخواه من است
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
•.
از ما استخوان هایی خواهد ماند،
که حسین را دوست دارد
و روحی که آواره اوست ...
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
•.
گاهی میان مردم در ازدحام شهر
غیر از تو هر چه هست فراموش میکنم
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦