امشب، ماه از اشک ستارهها پر شده است.
دلم میخواهد فریاد بزنم:
«یا علی بن موسی الرضا! اینجا، در این سیاهی، چراغی میخواهم!»
تو اما همیشه پیش از آنکه بخواهم، پاسخ دادهای…
آن شب که گمشدهام را در پیچوخم زندگی جستجو میکردم،
نسیمی از جانب مشهد آمد و نامت را زمزمه کرد.
گفتی: «هرگز تنها نیستی؛ من ضامن آهوی جان توام…»
آقا! من حتی شایستهٔ نگاهت نیستم،
اما تو کریمی و کریمان، به شایستگی نمینگرند؛
به نیاز میبخشند…
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
أنتَ في وحدتك بلدُ مزدحم
«تو در تنهاییات به اندازهی یک شهر شلوغی...»
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
خوب یا بد، هرچه باشد، عیبِ دلتنگی ست این
من به هرکس میرود مشهد، حسادت میکنم
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
❦🇮🇷از وطن🇮🇷❦
از کنار تو گدا با دست خالی رد نشد
نیست عاقل هر کسی دیوانه ی مشهد نشد !
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
عشق یعنی که دَمی بشنوی از نامِ رضا
و دلت گریهکنان راهیِ مشهد بشود..
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
شعر من را خوانده ای و بر حالِ من خندیده ای
ای فدای خنده ات،بر بی کسی هایم نخند:) 💔
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
میانهی راه ایستاد و از خودش پرسید:
یعنی تمام زندگی همین است؟
«همین تحمل کردنها، صبر کردنها
و دوام آوردنهای اجباری؟»
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦