مارا حوصلهی خریدن نقاب نبود؛ خوشا آنان که خریدند و عزیزند.
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
بعضی وقتا هم هست ؛
آدم ناراحته گریه ش نمیاد
ولی کلیداشو ، وسایلشو جا میذاره
لیوان از دستش میفته
و وقتی باهاش حرف میزنی میگه:
ببخشید دوباره میگی؟!
نفهمیدم
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
تو مثل فتح خرمشهر ،
تو شوق بوسه ای پنهان !
تویی خوشحالی بعد از ،
شکست حصر آبادان ..!
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
مثل خرمشهر ازادم بکن از قید خود
هرکه پرسید می گویم خدا ازاد کرد مرا😎
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
«آنقدر دوستت دارم که خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم؛ هربار که میپرسی «چقدر؟» با خودم فکر میکنم دریا چطور حساب موجهایش را دارد.»
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦
همیشہ بر آنم
کہ دل کسے را نشکنم
اما وقتے بہ خودم نگاه مےکنم
تکہتکہام :)💔
𝓝𝓾𝓶𝓫 𝓫𝓾𝓽 𝓼𝓽𝓻𝓸𝓷𝓰❦