به زودی ننگ این توافق کذایی بالا میزند و هر دو طیف اصوالگرا اصلاح طلب متل خوارج اول گردن نمیگیرند و گردن همدیگر می اندازند و در آخر باز همه چیز را به رهبری حواله میدهند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکنند به زودی ولی با حملات بسیار سخت و کشنده دشمن غدار بد عهد متجاوز نفس گرفته و قویتر شده که خون بسیاری از مردم بینوا بر زمین خواهد ریخت بیدار خواهیم شد کمر راست کردن در جنگ بعدی بسیار بسیار سخت خواهد بود
قدیما میگفتن جلوی پدر شهید روضه علیاکبر نخونین؛ از امروز باید بگیم توی میناب روضه حضرت رقیه نخونین.
امشب میناب غوغاست...
🏴🏴🏴
-----------🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران
MP3 Recorderاعتماد به آمریکا.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
#صوتی
تضمین توافق کنونی چیست؟ / آیا در توافق به آمریکا اعتماد کرده ایم؟ / آیا پذیرفتن شرط ایران در متن ، فریب آمریکاست؟
علیرضا تقوی نیا
🏴🏴🏴
--------🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران
سپاس خدای را که سهم ما از تاریخ، ایستادن در روزگار سقوط نیشابور نبود؛ نه هنگام جدا شدن هرات از پیکر ایران زیستیم و نه در شهریور بیست، آنگاه که بیگانگان از شمال و جنوب آمدند و وطن را اشغال کردند. تقدیر نسل ما این نبود که تنها راوی شکست باشد. ما را برای روز دیگری نگه داشتند؛ برای روز ایستادن.
انقلاب اسلامی پنجاهوهفت، با همه فراز و فرودها و همه داوریها، چیزی را در جان این ملت زنده کرد که قرنها تحقیر و شکست میکوشید از او بگیرد: اعتماد به نفس ملی. این باور که ایران میتواند بر پای خود بایستد، برابر دو قدرت اتمی عقب ننشیند، عراق نشود، لیبی نشود، ونزوئلا نشود و سرنوشتش را دیگران برایش ننویسند.
ما افسانه شهرهای موشکی را نشنیدیم؛ دریچههایشان را دیدیم که گشوده شد. دیدیم چگونه از دل کوه، آتش برخاست و آسمان را شکافت. دیدیم مردانی را که در پای پرتابگرها ماندند و آنان را که پشت سامانههای پدافندی، چشم به آسمانی دوختند که هر لحظه میتوانست مرگ از آن فرود آید.
ما قهرمانان را این بار روی پرده سینما ندیدیم. نسخه واقعی دلیران تنگستان را دیدیم؛ در خلیج فارس و هرمز؛ بیگریم، بیموسیقی حماسی، بینورپردازی. مردانی خاموش، کنار قایقها، پهپادها، موشکها و رادارها، در میان آژیر و آتش، که شاید نام بسیاریشان هرگز دانسته نشود، اما ایران نام کارشان را به یاد خواهد سپرد.
و دیدیم که زندگی نیز تسلیم نشد. نوازندهای در دل خطر، در کنار نیروگاه ساز زد؛ مردمی روی پلها ایستادند، با آنکه میدانستند آسمان امن نیست. شبها و شبها در خیابان با وجود تهدید. گویی هر کدام میخواستند به دشمن بگویند: میتوانید آسمان را ناامن کنید، اما نمیتوانید زندگی را از این سرزمین بگیرید.
ما ایران را بیزخم ندیدیم. داغ دیدیم، ترس دیدیم، ویرانی دیدیم. اما نگریختیم. آن روز که تاریخ در خانه ما را کوبید، پشت در پنهان نشدیم. ایستادیم و فهمیدیم که میهن فقط خاک نیست؛ لحظهای است که میدانی خطر نزدیک است، اما باز هم جایت را ترک نمیکنی.
💢 حسین قتیب