eitaa logo
برای وطن🇮🇷برای ایران
1هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
8هزار ویدیو
47 فایل
صدای میدان در جنگ رسانه ها لینک کانال: https://eitaa.com/b_vatan نظرات و انتقادات👇 @moghavemat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ‌ شهادت ۳ نیروی سپاه در حمله هوایی امروز آمریکا به خوزستان ‌ برای شادی روحشون و علو درجاتشون صلوات میفرستیم. اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم برای وطن🇮🇷برای ایران
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویر هوایی از جمعیت خیره کننده مراسم تشییع در مشهد مقدس
کُشتیش حاجی، ولش کن! آقای مهدی محمدی، مشاور ماله‌کش قالیباف، این روزها آنقدر برای توجیه تفاهمنامه با آمریکا سنگ تمام می‌گذارد که آدم یاد ضرب‌المثل معروف می‌افتد: هرچه ماله بیشتر بکشی، کچلی بنا بیشتر رو می‌شه! آقای مشاور! شما که دیروز می‌گفتید «اعتماد به آمریکا صفر مطلق است»، امروز چرا پس از حمله ترامپ، دارید برای بر هم نخوردن مذاکرات، آب و تاب تفاهمنامه می‌دهید؟ مگر قرار نبود تفاهمنامه فقط «تاکتیک» باشد؟ چه شد که شد «استراتژی» تسلیم؟ شما دارید همان بازی تکراری برجام را روکش می‌کنید؛ همان جایی که آمریکا از روز اول پشتش را خالی کرد، اما شما هنوز اصرار دارید که تفاهم یعنی خرید زمان! مگه با خرید زمانِ خفت‌آمیز، عزت به دست میاد؟ فواد ایزدی راست گفته که «برخی مشاوران قالیباف کم‌عقل‌اند». حالا که قالیباف در دام این مشاوران افتاده، باید نگران بود که مسیر مردم به سمت چه فرعیات فریبنده‌ای کج می‌شود. آقای محمدی! از خدا بترسید. مردم بیدارند و این ماله‌کشی‌های پشت پرده را خوب می‌شناسند. ترامپ را جیز نکنید که امنیت ملی با این بازی‌های تکراری گروگان نمی‌شود. مردمی که خون شهید سلیمانی را پای صندوق‌ها ریختند، امروز هم مردم مبعوث گردن‌کلفتی سیاسی کاریهای شما را می‌بینند و پس می‌زنند. عاقبتِ ماله‌کشی روی شکافهای دیوار و سقف ممکن است باعث شود بعضی عوام برای مدتی شکاف ها را نبینند اما باعث ترمیم شکاف نمی شود، و باعث ریختنِ خودِ بناست... هشیار باشید. ✍علی علی زاده برای وطن🇮🇷برای ایران
🔴 فرق فرمانده راهبردی با جنگجوی خشمگین چیست؟ 🔹این روزها برخی از رفقا پیام می‌دهند که «این چه پاسخ‌هایی است که به آمریکا می‌دهیم؟» می‌گویند او هر شب می‌آید، می‌زند، به آتش می‌کشد و ما پاسخی هم‌وزن نمی‌دهیم. معتقدند باید در برابر هر ضربه، تمام منطقه را به آتش کشید تا دیگر هیچ‌کس جرئت نکند حتی چپ به ایران نگاه کند. این حرف، در نگاه اول، از غیرت و خشم برمی‌آید؛ اما سیاست، میدان خشم نیست. میدان تغییر محاسبات است. اگر قرار باشد فقط آتش را با آتش پاسخ دهیم، تفاوت یک فرمانده راهبردی با یک جنگجوی خشمگین چه خواهد بود؟ 🔹بعضی‌ها هنوز گمان می‌کنند انتقام، یعنی خشم. یعنی زخمی که با زخمی دیگر پاسخ داده شود. یعنی آتشی که فقط برای سوزاندن افروخته می‌شود. اما سیاست، میدان احساسات نیست؛ میدان تغییر معادلات است. 🔹در سیاست، ارزش یک انتقام را نه با تعداد کشته‌ها می‌سنجند، نه با وسعت ویرانی و نه با بزرگی هدفی که فرو ریخته است. معیار، چیز دیگری است؛ اینکه پس از آن ضربه، ذهن دشمن چگونه فکر می‌کند، چگونه محاسبه می‌کند و چگونه تصمیم می‌گیرد. اگر محاسباتش تغییر نکرده باشد، هرچقدر هم خسارت دیده باشد، انتقام هنوز کامل نشده است. 🔹انتقام راهبردی، برای تسویه‌حساب با گذشته نیست؛ برای ساختن آینده است. قرار نیست فقط هزینه‌ای بر دشمن تحمیل کند، بلکه باید او را به جایی برساند که پیش از هر تصمیم، هزار بار هزینه‌های آن را دوباره محاسبه کند. باید یقینش را به تردید تبدیل کند، اعتمادش را به اضطراب و جسارتش را به احتیاط. آن لحظه است که بازدارندگی متولد می‌شود. 🔹گاهی یک عملیات کوچک که محاسبات دشمن را بر هم می‌زند، هزار بار ارزشمندتر از حمله‌ای بزرگ است که تنها چند ساختمان را ویران کند. در میدان سیاست، هدف، تخریب نیست؛ هدف، تغییر ذهن طرف مقابل است. باید دشمن به نقطه‌ای برسد که هر بار پیش از فشردن ماشه، از خود بپرسد: «هزینه این تصمیم، واقعاً چقدر خواهد بود؟» 🔹در میدان سیاست، پیروزی را انفجارها رقم نمی‌زنند؛ تغییر ذهن‌ها رقم می‌زند. آن انتقامی ماندگار است که دشمن را وادار کند قواعد بازی را از نو بنویسد، گزینه‌هایش را محدود ببیند و افق آینده را تیره‌تر از گذشته تصور کند. چنین انتقامی، نه انتقام از گذشته، بلکه مهندسی آینده است. 🔹سیاست، میدان کینه نیست؛ میدان محاسبه است. بزرگ‌ترین انتقام، آن نیست که بیشترین ویرانی را به جا بگذارد؛ بزرگ‌ترین انتقام آن است که آینده دشمن را تغییر دهد. روزی که او ناچار شود پیش از هر اقدام، بارها محاسبه کند، تردید به جانش بیفتد و از پیامدهای تصمیمش بترسد، آن روز انتقام، مأموریت خود را انجام داده است.
🇮🇷 پل «آق‌تکه‌خان»؛ هدف قرار گرفت یا سنگرِ نفوذ؟ بامداد امروز، موشک‌های کروز آمریکا به پل راهبردی آق‌تکه‌خان حمله کردند. اما این تنها یک حمله نظامی نبود؛ هدف‌گیریِ «قلبِ کریدور شرق» بود. 🔹 چرا آمریکا این پل را زد؟ این پل نقطه اتصال حیاتی ایران، روسیه و چین است. همان مسیری که توانست تحریم بنادر را دور بزند، حجم مبادلات را افزایش دهد و رؤیای «انزوای ایران» را برای غرب به کابوس تبدیل کند. آمریکا این پل را زد تا بگوید: «من هنوز در این منطقه اربابم و اجازه نمی‌دهم از بندِ تحریم رها شوید.» 🔹 واقعیت تلخ: نفوذ از موشک کشنده‌تر است! عجیب‌تر از حمله آمریکا، واکنش برخی جریان‌های داخلی است. در حالی که زیرساخت ملی کشور هدف قرار گرفته، به‌جای محکوم کردن متجاوز، شاهدِ: * توجیهِ حمله به بهانه «اشتباهات ایران»! القای ناامیدی با جمله «دیدید شرق به درد نمی‌خورد؟» و تحلیل‌های جهت‌دار برای تطهیر آمریکا هستیم. ⚠️ این همان «نفوذ» است که بارها درباره‌اش هشدار داده شده. نفوذ در فکر، باور و اراده‌ها. کسانی که قبله‌شان واشنگتن است، هرگونه «استقلال ایران» را برنمی‌تابند و با قلم و کلام خود، اهدافِ موشک‌های دشمن را تثبیت می‌کنند. 🔴 بیدار باشیم! امروز پل را زدند، اگر سکوت کنیم یا اسیرِ تحلیل‌های غرب‌زدگان شویم، فردا «اراده ملی» را هدف قرار می‌دهند. این پل فقط آهن و بتن نیست؛ «خط‌کش تاریخ» است برای شناختِ دوست از دشمن. غرب‌زدگان را با عملکردشان بشناسیم، نه ادعایشان. ✍علی علی زاده پنجشنبه, ۱۸ تیر ۱۴۰۵ برای وطن🇮🇷برای ایران
دوستان اصلا نگران نباشید ما با همین کاغذ میتونیم از آمریکا شکایت کنیم مگه نه؟
پدر شهید زهرا محمدی‌گلپایگانی دربارهٔ دخترش نوشته: در مورد این بچه چیزهای زیادی می‌توانم به شما بگویم که فعلاً فرصت بیان آن نیست؛ ولی همین‌قدر بدانید که این کودک در این عمر کوتاهش، کار بزرگی در این دنیا کرد و آن اینکه می‌توانم بگویم در یک سال گذشته شاید بزرگترین مایه دلخوشی و شادابی و خوشحالی رهبر شهید و عظیم‌الشأن انقلاب بود، به طوری که ایشان یک بار و یا بیشتر فرمود: «این بچه را خدا برای من فرستاده است.» تقریباً روز و شبی از عمر زهرا بدون مرحوم آقا نگذشت و هر روز به آن مرد الهی، روحیه و نشاط و دلخوشی می‌بخشید و این چیز کمی نیست. از این بابت خداوند متعال را شاکرم. ان‌شاءالله در خلد برین هم مثل این دنیا، انیس و مونس جد مطهّرش باشد... محمدجواد محمدی ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ جنگ شناختی ترکیبی
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیشرفتر و بی دین تر و. احمق تر از کسانیکه حرف این رسانه ها را باور دارند، در عالم یافت نمیشود. م.غ.ز
فراتر از مرزها؛ بازخوانی جایگاه جهانی شهید امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) امروز در تحلیل‌های علوم سیاسی، واکاوی «رهبری فراملی» یکی از مباحث کلیدی در تبیین توازن قدرت و دیپلماسی عمومی است. در این میان، نگاهی به اندیشه و کنش سیاسی حضرت آیت‌الله شهید امام خامنه‌ای نشان می‌دهد که دایره‌ی اثرگذاری ایشان نه در مرزهای جغرافیایی ایران، بلکه در گستره‌ای به وسعت «امت اسلامی» و «آزادگان جهان» تعریف می‌شود. به تعبیر دقیق، ایشان تنها رهبر یک کشور نیستند؛ بلکه ایشان به عنوان نماد گفتمان مقاومت و کنشگرِ مرجع برای تمامی عدالت‌خواهان و آزادگان جهان شناخته می‌شوند. این جایگاه فراملی، برآمده از اصول ثابت ایشان در مبارزه با استکبار، دفاع از مظلوم و ترسیم الگوی حکمرانی مبتنی بر عدالت است که توانسته است فراتر از تفاوت‌های نژادی، زبانی و مذهبی، قلوب بسیاری را در اقصی نقاط جهان پیوند دهد. شایسته است که نخبگان و بزرگان علمی سیاسی کشور این الگوی رهبری جهانی را نه تنها به عنوان یک کنش سیاسی، بلکه به عنوان یک مکتب فکری موثر در نظام بین‌الملل مورد مداقه و پژوهش قرار دهند . ✍علی علی زاده کانال خبری تحلیلی: برای وطن🇮🇷برای ایران
هدایت شده از ترنج🇵🇸🇮🇷
درست شبیه شبِ عاشورای سال گذشته بر ما وارد شدی! غافلگیر شدیم و دستپاچه! ذوق و اشک را با هم آمیختیم برای همان چند ثانیه‌ای که چشمانمان را به دیدارت مهمان کردی. بعد از نماز در جمکران، دو دسته شدیم. چهار نفر رفتند برای تشییع و چهار نفر به سمت جای پارک ماشین‌ها؛ چون بچه‌ها طاقت نداشتند من و بابا با بچه‌ها برگشتیم. دلم سوخت، بیشتر برای بابا؛ من حداقل یک بار مصلی رفته بودم اما بابا نه. چند بار گفتم: «من و بچه‌ها همینجا می‌شینیم شما هم با بقیه برو.» گفت: «نه، پیش شما باشم بهتره» فداکاری‌اش را در دلم ستودم و شنیدم که در ادامه گفت: «من آقای خامنه‌ای رو خیلی دوست دارم، حالا نشد ببینمش اشکال نداره، میاد به خوابم، می‌دونم که میاد» در تشییع تهران ماشین حامل پیکرها را ندیدیم به دلیلی که همه می‌دانند. اینجا هم به خاطر بچه‌ها نمی‌شد رفت. خیلی خسته بودند. در دلم گفتم آقا جان همان وداع مصلی آخرین بار بود و بابا هم که...، پرونده را بستم. چه می‌دانستم وقتی با خانواده در مسیر برگشت از قم، درست وقتی بر سر سفره لقمه بر دهان پسر کوچکم می‌گذارم، ناگهان وارد می‌شوی!!! با حیرت گفتم «آقااااا» و ناخودآگاه ایستادم و اشک ریختم. آمدی تا همان حسرت را هم از دلم پاک کنی، چقدر مهربانی آقا جان❤️ نگاهی به بابا کردم، بی صدا اشک می‌ریخت، گفتم: «دیدی آقا اومد بابا؟ توی بیداری اومد نه خواب» و بابا شدیدتر گریه کرد. هیچوقت یادم نمی‌رود در پارکِ کنارِ جاده، سه‌شنبه شانزدهم تیر هزار و چهارصد و پنج، ساعت یازده و پانزده دقیقه، نورَت، چشمانمان را پُر کرد. ✍ تُرنجبین @toranjdelneveshteh