**
یه کتابی هست به اسم «فقر احمق میکند» ( اثر الدار شفیر و سند هیلی مولا ینیتن).
منظورش اصلاً توهین نیست. به شکل کلی میگوید: وقتی آدم مدام تو کمبود زندگی میکند، ذهنش دیگر فضای خالی برای پردازش ندارد. و این درست است!
فقر فقط این نیست که پول نباشد. فقر یعنی هر روز با اضطراب بیدار شوی، مدام حساب کنی چی را نداشته باشی، کدام نیاز را عقب بیاندازی، کجا کوتاه بیای و...
این وضعیت کمکم ذهن را فرسوده میکند. آدم هنوز باهوشه، اما توان فکر کردن درست و بلندمدت را از دست میدهد. تصمیمها کوتاهمدت میشوند، واکنشها هیجانی میشوند، اشتباهها بیشتر میشوند، نه از سر نادانی، بلکه از سر خستگی ذهن.
حالا همین را تصور بفرمایید نه برای یک نفر، بلکه برای یک جامعه. وقتی یک جامعه فقیره، یعنی اکثریت مردمش دائم تو وضعیت بقا هستند. همه ذهنها پر است، همه عصبی هستند، همه عجله دارند. دیگر حوصله شنیدن حرف پیچیده، بحث طولانی، فکر جمعی باقی نمیماند.
جامعه شروع میکند به تصمیمهای عجولانه، قضاوتهای سریع، انتخابهای سادهپسند. اینطوری میشود که شعار جواب میدهد، اما توضیح نه. وعده فوری جذابه، برنامه بلندمدت اما خستهکننده است.
اینجاست که جامعه کمکم شبیه یک آدم خسته رفتار میکند. آینده را نمیبیند، فقط میخواهد از امروز رد بشود. این احمق شدن نیست، فرسوده شدن است. فقر، قبل از اینکه جامعه را بیاخلاق یا بیفرهنگ کند، عقل جمعی را کوتاهبرد میکند. نتیجهاش جامعهایه که واکنش هیجانی نشان میدهد بهجای فکر کردن، دعوا میکند بهجای گفتوگو، و بقا را با عقلانیت اشتباه میگیرد.
کتاب دقیقاً همین را میگوید: فقر ذهن را اشغال میکند، و وقتی ذهن یک جامعه اشغال شد، لازم نیست نادان باشد، همین که نتواند درست فکر کند، کافیه
📩مقام ایرانی به المیادین:
تهران تا زمانی که واشنگتن شرایط تفاهمنامه ماه ژوئن، به ویژه لغو توقیف داراییهای ایران و پایان دادن به جنگ در لبنان را که هر دو از الزامات کلیدی هستند، برآورده نکند، تنگه هرمز را بازگشایی نخواهد کرد
🟢⚪️🔴
🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران