تداوم حملات صهیونیستها به ارتفاعات علی الطاهر
رسانههای لبنانی: ارتش رژیم صهیونیستی بشکههای انفجاری بر ارتفاعات علی الطاهر در نزدیکی شهر النبطیه پرتاب کرده است.
🟢⚪️🔴
🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران
🔴تو سال ۸۹، زمانی که مموتی برای اولین بار همون یارانه معروف ۴۵۵۰۰ رو داد؛ ارزشش برای یه خونواده ۴ نفره، برابری میکرد با ۹۹ میلیون تومن ولی حالا...
🟢⚪️🔴
🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران
هدایت شده از برای وطن🇮🇷برای ایران
585K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 اینو یکی از فامیلامون که تو اطلاعاته گفت.
🟢⚪️🔴
🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران
"حی علی الخیابان، امشب یکصدو شصت و پنجمین شب حضور مردم در میادین و خیابانها برای پاسداری از ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران است"
حضور مستمر و پرشور مردم در میادین و خیابانهای ایران، دیگر یک رویداد زودگذر نیست، بلکه به فرهنگ جمعی نهادینهای بدل شده که پیامدهایی راهبردی و روانشناختی برای جامعه دارد. این حضور حماسی، اراده همگانی را به رخ دشمنان میکشد، محاسبات آنان را بر هم میزند و با مخابرهی پیام استقلال و ایستادگی، نقش تعیینکنندهای در تحقق «ایران قوی» ایفا میکند. افزون بر این، تجمع مردم در فضای عمومی، بستری برای احیای همبستگی فراقشری و بازتولید سرمایهی اجتماعی است؛ اقشار گوناگون با هر سلیقهای در کنار هم قرار میگیرند و احساس تعلق و اعتماد جمعی را زنده میکنند و این خود بزرگترین پشتوانهی امنیت ملی به شمار میرود. از سوی دیگر، این کنش جمعی با تقویت روحیه و کاهش فشارهای روانی، تابآوری جامعه را در برابر توطئههای ناامیدکننده افزایش میدهد و طرح تفرقهافکنی دشمنان را نقش بر آب میکند. در نهایت، چنین میدانداری آگاهانهای، نماد بلوغ تاریخی و تمدنساز ملت ایران است که در بزنگاههای حساس، با بصیرتی ستودنی از کیان خود پاسداری میکند. بیگمان، تداوم این حضور، پاسخی قاطع به تهدیدات بیرونی و گامی استوار در مسیر انسجام و پیشرفتِ روزافزون کشور خواهد بود.
سه شنبه ۲۰ مرداد۱۴۰۵
✍علی علی زاده خراسانی
🟢⚪️🔴
🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران
🚩 داستان بسیار زیبا از زن بی حجاب و زن چادری
✍زن هنوز کاملا وارد اتوبوس نشده بود که راننده ناغافل در رو بست و چادر زن لای در گیر کرد. داشت بازحمت چادر رو بیرون میکشید که یه زن نسبتا بدحجاب طوری که همه بشنوند گفت: آخه این دیگه چه جور لباس پوشیدنه؟ خودآزاری دارن بعضی ها ! زن محجبه، روی صندلی خالی کنار اون خانم نشست و خیلی آرام طوری که فقط زن بدحجاب بشنوه گفت:
من چادر سر می کنم ، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد ، و نگاهش را کنترل نکرد ، زندگی تو ، به هم نریزد . همسرت نسبت به تو دلسرد نشود. محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود. من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادر از گرما اذیت می شوم، زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم، بخاطر حفظ خانه و خانواده ی تو. من هم مثل تو زن هستم. تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم. من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم، زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم. اما من روی تمام این خواسته ها خط قرمز کشیدم، تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم. و همه اینها رو وظیفه خودم میدونم.
چند لحظه سکوت کرد تا شاید طرف بخواد حرفی بزنه و چون پاسخی دریافت نکرد ادامه داد: راستی… هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و لباسهای بدن نما و صد جور جراحی ِ زیبایی، چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند. حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟
زن بدحجاب بعد از یک سکوت طولانی گفت: هیچ وقت به قضیه این طور نگاه نکرده بودم … راست می گویی. و آرام موهایش رو از روی پیشانیش جمع کرد و زیر روسریش پنهان کرد.