اصلا میشه تصور کرد!
اصلا تا حالا بدن اربا اربا دیدید که بشه تصور کرد...
خوب خداروشکر ندیدید...
خانواده ی جوون از دست داده که دیدید!
حالا باباش رو تصور کن...
بابا داره با پسرشهیدش حرف میزنه...
بماند که کفن دارد...
بماند که میشه با دست بلندش کرد...
بماند که چند نفر دور و برشن...
اینها همه بماند....
مهم تر از همه اینکه خیالش
از آن خواهری که
انتها نشسته راحت است...
فقط تصور کن!
زینب و یه مشت حرامی...
زینب و جسم علی اکبر...
حسین صورت از صورت پسر برمی دارد ...
چراااا...
آخه تا حسین نفس می کشد...
تا عباس دارد این حرم...
زینب...
الهی بالحسین
العفو...
الهی بالحسین
عجل لولیک الفرج...
الهی بالحسین
شهادة فی سبیلک...
#هیئت_مجازی_به_دنبال_ستاره_ها