امروز روز اول محرمه..
و هممون میدونیم به نام حضرت مسلم هست...
مسلم کی بود؟
سفیر امام زمانش...
درسته!
و اما بیاین برای هزارمین بار، برای یکبار هم شده تکلیف خودمون رو توی این دهه مشخص کنیم
بیاین با هم سفیر بشیم...
سفیر امام زمانمون...
اگر سفیرش شوی چه میشود!!!
چیه سخته!
باشه خودت باش سفیر نه، یک محب!
اما نه مثل حب کوفیان...
(فکر نکنی کوفی ها آدم های عجیبی بودند نه! چه بسا عاشق تر از ما! اما چه شد که چنین شد؟! فقط فکر کن!)
روز اول که اومد کوفه لجام اسبش داشت پاره می شد، هر کی گرفته بود یه طرف می کشید... آقا جان خونه ی ما بیا، سفیر حسین، بنی هاشم و عموت علی به گردن من خیلی حق داشت، چه گرفتاری هایی داشتم، عموت علی حل کرد، حسنین حل کردند، ما به علی و بچه هاش مدیونیم، اقا تو رو خدا بیا خونه ی ما، مسلم مونده بین این همه منزل کجا رو انتخاب کنه؟
این از روز اول....
اما شب های آخر، سه شب تو کوچه های میگشت! تو خرابه ها.کی؟ مسلم…
فقط فکر کن چرااا...
حالا غصه یکی دو تا نیست، از یک طرف نامه نوشته آقا بیا، همه مستعدند، همه آماده اند شما بیایید...
حالا دنبال یه راهی میگرده بگه آقا نیا، دلشوره داره از این طرف...
تو کوچه ها داره راه میره، خسته و تشنه و بی جا، به یه خونه رسید یه خانمی به اسم طوعه وقتی فهمید سفیر حسینه، راهشون دادن توی خونه...
گاهی یک زن هزار بار مردتر از یک لشکر مرد می شود...
یک شهر کوفه است و میان اینهمه نامرد!
تنها یک زن، مرد میشود...
طوعه به اندازه ی خودش میان یک شهر که همه پشت کردند به امامشان، پشت سفیر امامش ایستاد...
از ما هم به اندازه ی خودمان میخواهند نه بیشتر!
نه به اندازه ی مسلم!
فقط اندازه ی خودمان پای کار هستیم؟
امروز به این موضوع جدی فکر کن...
الهی بالحسین
العفو...
الهی بالحسین
عجل لولیک الفرج...
الهی بالحسین
شهادة فی سبیلک...
#هیئت_آنلاین_به_دنبال_ستاره_ها
https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
.
.
سلام و نور 🌱
عزیزان دل عزاداریهاتون قبول ان شاءالله ما را هم دعا می کنید دیگه که حسابی محتاجیم🙃
داشتیم راجع به امید صحبت می کردیم جالبه بدونید که.....
.
.
آقا جانمون ابیعبداللّه صبح عاشورا را با امید شروع کرد، «اَللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِی فِی کُلِّ کَرْبٍ وَ أَنْتَ رَجَائِی فِی کُلِّ شِدَّةٍ».🌱
فقط فک کن آقایی که سه روز است در خیمههایش آب نیست. سی هزار آدم محاصرهاش کردهاند، زن و بچهاش در معرض اسارت و خطرند. میگوید خدایا امید من به توست.👌
پایان عاشورا هم همینه. هنگام وداع با زن و بچه فرمود «استعدوا للبلاء و اعلموا ان الله حافظکم و حامیکم»، آمادهی آزمون الهی باشید، بدانید خدا حافظ شماست. «و سینجیکم من شر الاعداء» بدانید از دست دشمن نجات پیدا میکنید.
.
.
.
.
حتی روایات ما میگوید آنجایی که اسباب ناامیدی بیشتر است، شما بیشتر امید داشته باش. «کُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو أَرْجَى مِنْکَ لِمَا تَرْجُو».🌱
قرآن کریم میفرماید گاهی آن قدر کار بر انبیاء سخت میشد که به مرز ناامیدی میرسیدند.😔
نمیگویم ناامیدی، چون انبیاء ناامید نمیشوند.✅
علامه طباطبایی میفرماید قرآن نمیگوید انبیاء مأیوس میشدند، تعبیر این است «حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ»
یعنی این قدر کافرها میدان پیدا میکردند، این گمان در ذهنشان میآمد که دیگر فایده ندارد، «وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا».😈
قرآن میفرماید در همین مرحله نصرت خدا میآید «جَاءَهُمْ نَصْرُنَا».👌
.
.
.
.
در طول زندگی انسان گاهی زمینههای یأس در بعضیها بوجود میاد، مثلاً یک گناهی کرده مأیوس میشه. 😭
شکستی در زندگیش پیش اومده، در یک ازدواجی شکست خورده، یک رشتهی دانشگاهی قبول نشده. گاهی نقصها موجب یأس هست🥺
گاهی مقایسهها موجب یأس میشه. فلانی چرا خانهاش این طوریه، خانهی من چرا این طوریه؟☹️
خلاصه اینکه یأس و ناامیدی گاهی در اثر گناهه، گاهی در اثر شکست هست، گاهی در اثر مقایسه ....
حالا آغااااااا الان باید چکار کرد؟!
.
.
.
.
✔️اولین راهکار توکل و حسن ظن به خدا هست.
توکل و حسن ظن به خدا امید میاره.🪴
وقتی باور کنی وصلی به بالاترین قدرت دیگه ناامیدی مفهومی نداره👍
مشکل توی باور و دید کوتاه مدت ماست😩
وگرنه آقا امام حسین علیه السلام چرا توی چنین موقعیتی با این اطمینان از امید صحبت میکند؟
به این دلیل که قدرت خدا را باور داره و عاقبت کار را می بینه : «و یجعل عاقبة امرکم الى خیر و یعذب اعادیکم بانواع البلاء»
خداوند عاقبت و فرجام کار شما را به خیر قرار میدهد و خدا تمام این دشمنها را عذاب میکند.
ببینید رفقا حسن ظن و باور یه مسئله ی ذهنیه 🧠
خیلی بستگی داره ما چی وارد ذهنمون می کنیم و ورودی های ذهنمون چیه! قاعدتا اگر باورهای خوب باشه، فکرهای مثبت باشه رفتارمون هم اوکیه دیگه 😊
اما اگر مدام حرفهای منفی بزنیم رفتار منفی ببینیم ، غیبت، تهمت، حسرت، حسادت، باشه دیگه انتظار چی باید داشته باشیم از خودمون😵💫
.
.
ادامه دارد...