eitaa logo
برگ زیتون🌿
13.1هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
230 ویدیو
49 فایل
✨شجره مبارکه زیتونه لاشرقیه و لاغربیه 💌من آن درخت مبارکم، فاطمه(س)شاخه آن، علی(ع)پیوند آن، حسنين(ع) ميوه‌های آن و شيعیان؛ برگ‌های آن🌿 ✍یادداشت‌های ۱زن مهندس دانشجوی خانه‌دار صاحب‌کسب‌وکار عاشق تاریخ ناشناس: @zeitoon_nashenas 📢تبلیغات: @tab_zeitoon
مشاهده در ایتا
دانلود
نظر شخصیِ دیگه در پاورقی: قالیباف اگر توافق نکنه،‌ به احتمال زیاد ترور میشه.‌ چون آمریکا اینطوریه که عه؟ با من توافق نکردی؟! چه کارا! و شهید لاریجانی رو هم به همین دلایل به شهادت رسوند که مخالف با توافق بودن و میگفتن چرخه جنگ - مذاکره - آتش‌بس باید شکسته بشه. پس امریکا اینقدر ترور میکنه تا فردی بیاد که مذاکره‌ میکنه باهاش. قالیباف اگر توافق بکنه هم دو حالت داره: ۱_عمر توافق بیشتر از ۲سال باشه که در این صورت ایشون منجی‌ای برای مردمان عادی کف جامعه که نگاه ایدئولوژیک ندارن+ درصدی از انقلابیون شناخته میشه و بهش رأی میدن و رییس‌جمهور میشه. ۲_ عمر توافق کمتر از ۲ سال باشه که سرنوشت و نتیجه‌ش رو امروز داریم در امضاکنندگان برجام می‌بینیم.
از زمان آدم و ویژه‌تر، از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام، وعده داده شده بود که پیامبر آخرالزمان ظهور خواهد کرد و از نسل او، ۱۲ حاکم هستن که به دنیا حکومت می‌کنن. نشانه‌های این ۱۲حاکم در کتابهای یهودیا و حتی اسامیشون اومده بود و ویژه‌تر، نشانه‌های خود پیامبر آخرالزمان! چون که یهودیا قرار بود زمینه‌ساز ظهور اون پیامبر باشن!قرار بود جاده‌شو صاف کنن تا راحت حکومتش‌ رو برقرار کنه و جهان در مسیر حق قرار بگیره.‌ اما یهودیا به دلایل مختلف از جمله حسادت، این عهد رو شکستن در نتیجه مورد لعنت خداوند واقع شدن؛ اما خب بهرحال همه‌ی نشونه‌های اون پیامبر رو میدونستن،‌ تا حدی که ایشون رو مثل پسرشون میشناختن.
یهودیا میدونستن که محل حکومت اون پیامبر، مدینه خواهد بود! پس پاشدن رفتن خیلیاشون تو مدینه زندگی کردن. اونا داستانهای پیامبر آخرالزمان رو برای مردم مدینه تعریف کردن! برای همین اون مردم، منتظر و مشتاقِ ورود اون پیامبر بودن و نشونه‌هاشم میشناختن! اگر داستان حضرت عبدالمطلب رو بخونید که تو پیام پین نوشتم، از حضور این یهودیان بیشتر مطلع میشین. وقتی حضرت محمد صلوات الله علیه و آله ظهور کرد، مردم مدینه فهمیدن این فرد همون پیامبر آخرالزمانه! و ازش دعوت کردن به شهرشون بیاد و حکومتش رو برپا کنه. واقعه‌ی هجرت، به دعوت مردم مدینه شکل گرفت اما یهودیایی که اطراف مدینه بودن، قصد نداشتن سمتِ اون پیامبر باشن! قصد داشتن علیه او باشن! چرا؟ چون اون پیامبر وعده داده شده از نسل اسحاق نبود و اسماعیلی بود! و این برای یهودیای نژادپرست و حسود اصلا جذاب نبود!
وقتی از اینکه جلوی تولد اون پیامبر و همچنین ایجاد حکومت توسط ایشون رو بگیرن، دست به کار دیگه‌ای زدن. تلاش کردن این دو کار رو بکنن: ۱_ نفوذ در اطرافیان پیامبر برای گرفتن مناسب مهم ۲_ شریک شدن در نسل اون پیامبر برای اینکه اون ۱۲ حاکم از یهودیا باشن! اولی رو تونستن، اما از دومی خدا خودش مستقیم مراقبت میکرد! بار اولشونم نبود. قبل از تولد پیامبر(ص) پدرشون یعنی حضرت عبدالله رو شناسایی کرده بودن. میدونستن این فرد، پدر پیامبر آخرالزمانه! بنابراین کلی دختران خودشونو به ایشون پیشنهاد میدادن تا مادر پیامبر اسلام یهودی باشه! نسل هم که در یهودیت از مادر منتقل میشه! اما نتونستن و در نهایت حضرت عبدالله با حضرت آمنه ازدواج کرد بعدش که نتونستن، جناب عبدالله رو هم ترور کردن. حالا برنامه این بود که با نسلِ حضرت محمد صلوات الله علیه و آله و سلم ازدواج کنن! و نسل ایشون کسی نبود جز سرور بانوان دو دنیا فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها 🤍
اون موقعا ازدواج کار آسونی بود. تو یه جلسه دورهمی تصمیم میگرفتن با هم ازدواج کنن. خیلی هم زود ازدواج میکردن و معیاراشون یه سری چیز کلی بود. مثلاً دیگه نهایتاً طرف کافر بود باهاش ازدواج نمیکردن!(خسته نباشن) پیامبر هم قبلاً بهشون دختر داده بود. حضرت خدیجه سلام الله علیها دوتا خواهرزاده داشت از خواهرش هاله. بعد فوت هاله، اینا رو حضرت خدیجه و پیامبر صلوات الله علیه و آله بزرگ کردن! بهشون میگن «ربیبه» های پیامبر یعنی تربیت شده توسط ایشون! هردوی این ها رو عثمان گرفت. اولی رو گرفت و او از دنیا رفت بعد دومی رو. روایاتی هم هست که میفرماد پیامبر راضی نبودن به این ازدواج ولی خود دخترا میخواستن و پیامبر اصرار نکردن. حتی داریم که یکیشون احتمالا بر اثر ضرب و شتم همسرش از دنیا رفته... بگذریم! خلاصه یعنی پیامبر قبلاً باهاشون وصلت کرده بود! ازشون دختر هم گرفته بود! برای همین گفتن خب، به خواستگاری فاطمه هم میریم و بالاخره یکیمونو قبول میکنه دیگه! واضح بود که پیامبر دختر به یهودی که نمیده پس بقیه رو انداختن جلو‌ که برید به خواستگاری! کیا رو؟ همه رو!
هرکسی که فکرشو بکنید، رفت خواستگاری! اول ابوبکر رفت پیامبر فرمود نه! ابوبکر خیلی عصبی شد خیلی زشت بود نه بشنوی بخاطر ازدواج! طوری که میگن ابوبکر سیاه و کبود و عصبانی شده بود و می‌گفت من هلاک شدم! چون جواب رد شنیده بود جواب رد شنیدن تو خواستگاری اون زمانا، میتونست یک جنگ طایفه‌ای راه بندازه! ولی پیامبر فرمود من مأمور نیستم فاطمه ر‌و به ازدواج تو در بیارم! عمر رفت، باز هم پیامبر فرمود نه! عمر بعدها خودش گفت من بخاطر اینکه فاطمه رو به من ندادن، به علی حسادت کرده و میکنم! عثمان رفت، باز هم نه شنید! مردم تعجب کرده بودن کسی نمونده بود به خواستگاری نره مهریه های بالا پیشنهاد میدادن چند صد شتر سرخ مو با بار پارچه های نفیس مصری چند ده هزار دینار و جواب پیامبر یک چیز بود «امرها الی ربها» کار او دست پروردگارشه!
تا اینکه روزی فرشته‌ی وحی اومد و به پیامبر فرمود من در آسمانها،‌ فاطمه رو به عقد علی درآوردم، تو هم در زمین چنین کن! بعد امیرالمومنین عزیز ما از در وارد شد بعد از اجازه روبروی پیامبر نشست اما سرخ شد و هیچ چیزی نگفت🥲 پیامبر چند بار پرسیدن و باز چیزی نگفت و سرخ‌تر شد🥲❤️ تا آخر خود پیامبر فرمودن؛ شاید درباره‌ی فاطمه اومدی؟ و حضرت فرمود بله❤️ پیامبر فرمودن من باید موضوع رو با خودِ زهرا درمیون بذارم! بلند شدن و به اتاقی که حضرت زهرا بودن رفتن و فرمودن بهترین خلق خدا، پسرعموی من علی، به خواستگاری تو اومده، رضایت داری؟ و حضرت زهرا سکوت کردن... پیامبر فرمودن الله‌اکبر که این سکوت، نشونه‌ی اقراره:) و جواب مثبت رو به امیرالمومنین منتقل کردن🤍
مهریه‌ی حضرت زهرا سلام الله علیها، زره امیرالمومنین علیه السلام بود. اون مهریه هم خرج لوازم زندگی شد. این دو عزیز بین ۲ تا ۱۰ ماه عقد بودن و بعد سر خونه زندگی خودشون رفتن🤍
اون خواستگارای قبلی حتی بعد از اعلام این ازدواج هم خیلی گلایه میکردن که چرا ما نه؟ و پیامبر میفرمود این فقط به دست خدا بود و خواست خود خدا بود! هرکسی نمیتونست شوهرِ فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها باشه! چون این یعنی ولایت داشتن بر نسل پیامبر! این یعنی هم‌کفوِ کوثر بودن! این یک ازدواج ساده نبود؛ اگر علی علیه السلام نبود هیچ همسری برای زهرا سلام الله علیها وجود نداشت! چون کسی توان درک محضر زهراییِ فاطمه رو نداشت جز علی🤍
تو سوره الرحمن آیات ۱۹_۲۱ داریم که مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقیانِ بَیْنَهُما بَرزَخٌ لایَبْغیانِ فَبِاَىّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ یَخْرُجُ مِنْهُما اللّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ خداوند دو دریاى مختلف را در کنار هم قرار داد، در حالى که با هم تماس دارند ـ در میان آن دو مانعى است که یکى بر دیگرى بغی نمى کند ـ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى کنید؟! ـ از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج مى شود. خود پیامبر فرمودن این آیه اشاره به ازدواج امیرالمومنین و فاطمه زهرا داره و لولو و مرجان، امام حسن و امام حسین هستن. اون مانعی که بین اون دوست و باعث بغی نمیشه هم در تفاسیر اینطور توصیف شده: محبتی بین اون دونفره که قطع نمیشه و پایان نمیپذیره و مانع هر کینه‌ایه🤍
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما قراره با اعرابی بجنگیم که آهنگ‌ حماسیشون اینه؟🦦 بیخیال اینا جای خواهر مان👩‍🦯
بهای خون او، وعده‌ی صدباره‌ی رفع تحریم نیست...