انگار امشب چندتا کشتی داشتن از هرمز رد میشدن بی اجازه که نیرو دریاییمون زدتش😌همون نیرویی که ترامپ ادعا میکرد نابود شده!
ما از اکثر پادشاهان هخامنشی، کم میدونیم اما یک پادشاه بین اونا هست که جنجالیه و خیلی ازش میدونیم!
اون پادشاه کسی نیست جز خشایارشاه! یا به عبارت درستتر؛ خشیارشا! این شای آخرش جزو اسمشه و به معنی شاه و حاکم نیست! یعنی وقتی شاه نبوده هم اسمش این بوده.
حالا چرا از او بیشتر میدونیم؟
چون به یونان حمله کرد!
اون زمان خود ما ایرانیها تاریخ مکتوب نداشتیم
چیزایی که از هخامنشیان میدونیم هم امروز چندتا منبع داره:
نوشته های بابلی(که جزو قلمرو هخامنشیان بود)
نوشتههای یونانی(که هخامنشیان باهاشون جنگیدن)
و اسناد درباری و سنگنوشتهها و کتیبههایی که از خود هخامنشیان مونده.
یونانیا مثل هرودوت و گزنفون و بقیه، مینوشتن! این نوشتهها هنوز مونده! ما تاریخ نگاری به این معنی نداشتیم. مثلاً پادشاهان میومدن رو کوه کتیبه حک میکردن یا همهی پرداختیهای دولت رو ثبت میکردن و ما از اونا خیلی چیزا میفهمیم، اما روایت نداشتن!
خلاصه، یونانیایی که مینوشتن، درمورد خشایارشا هم خیلی نوشتن! چون او پادشاهی ایرانی بوده که باهاش درگیر شدن.
حالا نکته اینه که یونانیا اصلا تاریخ نگارای صادقی نبودن! چیزی مینوشتن که یونان رو گنده نشون بده😅
مثلاً گفتن وقتی خشایارشا به یونان حمله کرد، لشکری بیش از ۵میلیون نفر داشت و شکست خورد!!! خب این قطعا دروغه با توجه به کل جمعیت اون زمان.
همچنین یه مشت دروغ درمورد شخصیت اون هم ساخته و پرداخته کردن. سعی کردن اونو پادشاهی جلوه بدن که هخامنشیان رو منحرف کرد. ولی خب در واقع اینطوری نبود.
تو پرانتز، اکثر اسامیای که ما فکر میکنیم هخامنشی هستن هم در واقع یونانی هستن. چون اونا اسامی رو یونانیزه میکردن و ما هم تاریخ رو از نگاه اونا خوندیم و فکر میکنیم همین اسامی بوده اما نیست!
مثلاً داریوش در واقع داریو و دارا بوده. کوروش در واقع کورو و کُر بوده(همین رودخانه کر هم اسمش از داریوش گرفته)
یا مثلاً یکی از دخترای کوروش که زن داریوش هم شد، اسمش ایرتشدونهست، اما یونانیا بهش گفتن آرتیستون و الانم این اسم معروفه!
پریساتیس یکی از زنان نامدار هخامنشی، در واقع پروشات یا پریزاد بوده.
یا مثلاً اسم آرتمیس که همه فکر میکنن ایرانیه، در واقع یونانیه و خود آرتمیس، زن دریانورد در دوران خشایارشاه هم یونانی بوده نه ایرانی.
قصهی استر و مردخای هم یکی دیگه از داستانای معروف خشایارشاهه! این داستان، تو عهد عتیق اومدن و یهودیان بهش باور دارن.
اینکه خشایارشاه فرمان داد ملکه وشتی برهنه بشه، او تبعیت نکرد و عزل شد. بعد استر یهودی با کمک عموش مردخای اومد ملکه شد و با توطئه تونستن هامان، وزیر خشایارشاه و چندین هزار ایرانی رو بکشن. یهودیا هرساله این روز رو به یاد کشتن ایرانیها جشن میگیرن. بهش میگن عید پوریم.
ما در منابع هخامنشی و یونانی و بابلی، چنین چیزی نمیبینیم. ملکهی خشایارشاه زنی به نام آمستریس بوده که بسیار هم قدرتمند بوده. ملکهی دیگری برای خشایار ثبت نشده! از قضا آمستریس که مادر اردشیر یکم، پادشاه بعدیه، در زمان پسرش هم زنده میمونه!
میدونیم هم که آمستریس قطعاً پارسی بوده. چون بین هخامنشیان عرف بوده که پسر همسرِ پارسیِ پادشاه، تبدیل به شاه بشه! و این تا زمان داریوش دوم پابرجا بوده و مادر داریوش دوم بابلی بود. همون زمان هم اختلاف هایی پیش اومد که نباید مادر شاه غیر پارسی باشه! ولی خب پسر دیگه ای زنده نبود و داریوش دوم شاه شد.
پس ما در تاریخ ردپایی از استر نمیبینیم در زندگی خشایارشا! با این حال مزار استر و مردخای در همدان موجوده و یه مکان مقدس برای یهودیان به شمار میاد.
حالا سوال اینجاست چطوری میشه؟
۱_ ممکنه کل داستان دروغ و ناشی از عقده و کینهی یهودیا به ایرانیا باشه. مزار هم ساختگی باشه!
۲_ممکنه در زمان پادشاه دیگری بوده باشه اما چون خشایارشا به خاطر نفرتپراکنی یونانیان چهرهی بدی پیدا کرده بود، به اون نسبت دادن.
🔹نکتهی مهم؛ واقعی و یا غیرواقعی بودن داستان استر مهم نیست! مهم اینه یهودیان و صهیونیستا براشون مهمه که ایرانی کشتن و اینو جشن میگیرن و بهش افتخار میکنن. یعنی عقیدهی اونا اینقدر با دشمنی با ایرانیا گره خورده، حالا داستان واقعی باشه یا نباشه!
حالا بین همهی این موارد، خشایارشا یه کاری کرده که اگر بدونید ازش خیلی خوشتون میاد😁
گفتیم که شاههای هخامنشی کتیبه نقر میکردن رو دل کوه! معروفترینش سنگنوشتهی بیستون که متعلق به داریوشه و به ۳ زبان زندهی اون روزگار حک شده! از زبان داریوش و به فرمان داریوش.
حالا خشایارشا هم کتیبههای مختلفی داره، یکی از اونا معروفه به کتیبهی «ضد دیو»!
دیو در زبان فارسی، همون جن به عربیه!
از طرفی واژه دیو در زبان فارسی به یونانی رفته و اونجا تبدیل شده به دئوس
و در گذر زمان تبدیل شده به:
زئوس!
همون خدای یونانی که امروز ما میدونیم در واقع این خدایان همون اجنه هستن.
کتیبهی ضددیو خشایارشا میگه که:
«وقتی من پادشاه شدم، جایی بود که در آن دیوان پرستش می شدند. پس از آن، من به خواست اهورامزدا این لانه دیوان را ویران کردم و فرمان دادم دیوان پرستیده نشوند.»
یعنی خشایارشا انگیزهی خودش از یکی از لشکرکشیهاش رو از بین بردنِ شیطانپرستی معرفی میکنه!
خب حالا خشایارشا کدوم معابد رو ویران کرده؟
طبق اطلاعاتی که داریم در دو جا چنین کاری کرده:
۱_ بابل که اون زمان جزو ایران بود و هنوز خدای مردوک توش پرستش میشد! همون خدای بچهخوار که با بعل تجسمهای مشابهی داره گاها. و ما امروز میدونیم مردوک و بعل از جمله اجنه هستن و در کابالا هم پرستش میشن.
۲_ معابد پرستش زئوس و پوسایدون در یونان که خدایان یونانی در اون پرستش میشدن!
این ویرانی به حدی بود که تاریخدانهای یونانی، به خشایارشاه لقبِ «ویرانکنندهی معابد» دادن.
و طبق این کتیبه، بعد این اتفاق خشایارشاه دیگه پرستش این خدایان جنی رو ممنوع اعلام کرد.