برگ زیتون🌿
🧠ذهن ما سیاسیا بخصوص تو موارد سیاسی و فرهنگی، دوقطبیه! 🇮🇷مثلاً وقتی میگیم اگر کسی با ظاهر متفاوت، ا
سر مسئلهی حجاب یه روز کلهی خودمو میپاشم رو دیوار🙏
اومده میگه ولی امر به معروف و نهی از منکر وظیفهی ماست😡
خب بالامجان تو اول باید بتونی با اون ارتباط بگیری بعد امر به معروفش بکنی یا نه😭
تو اصلا اونو آدم حساب نمیکنی باهاش ارتباط بگیری معروف رو بهش بشناسونی دلیل خوب بودنشو بهش بگی بعد امرش کنی😭
امر به معروف که این نیست چهارتا پیرزن راه بیفتن تو خیابون به همه بگن گلم سرت کن😭
اینا قدیمی شده، مثل این میمونه تو زمانهی موشک، بخوای با تیرکمون بجنگی! بعد بگی آخه پیامبر توصیه کردن تیرکمون یاد بگیریم🦦
یه ذره با پیچیدگیای فرهنگی دنیای امروز آشتی کنیم سعی کنیم عمیقتر فکر کنیم.
به تأثیر ارتباطات فکر کنیم و قلب مریض این ادمین بیچاره رو اینقدر شرحه شرحه نکنیم😭
حجاب خیلی مهمه اما فرع دینیه. اگر کسی اصل دین رو قبول نداره، ما چطوری امرش کنیم به دستورات اون دین؟!
نباید اول اون دین رو بشناسه؟!
برای اینکه اونو بشناسه نباید با شما ارتباط بگیره؟
برای ارتباط گرفتن نباید دریچههای قلبمونو به روش باز کنیم؟
اگر میخواین بگین نه قانونه، باید رعایت کنه، خب این دیگه اسمش امر به معروف نیست!
قرآن به پیامبر میفرماد اگر غلیظالقلب بودی و تندخو، قطعا از دور و برت پراکنده میشدن!
خب بعد ما نه تنها تندخویی میکنیم، بلکه میخوایم دختری که هنوز نمیدونه حضرت عباس و حضرت ابالفضل جفتشون یهنفرن یا اسم ۱۲امام چیه، بگیم روسری سرت کن!
الان شما آنجلینا جولی رو درنظر بگیر؛ میتونی بهش بگی خانوم روسری سرت کن؟ خب نه اون مسلمون نیست!
بخوایم نخوایم خییییییییلی از نوجوونای ما هم الان همینن.
بعد ما جای اینکه باهاشون ارتباط بگیریم یواش یواش بهشون بشناسونیم و وقتی طرف اسلام رو شناخت ازش بخوایم بهش ایمان بیاره و بعد حجاب داشته باشه،
همون اول بسمالله میگیم هیییییع حجاب نداری؟ برو گمشو یه وقت به من نخوری🦦
این راه طولانیه و سخته، ولی تنها راهه!
شما میتونی برای آرامش مغز خودت نپذیری!
چون بهرحال ذهن قبول نمیکنه این راه سخت بهترین راهه.
دنبال راه های آسونتر میگرده مثل دوری از بیحجابا و... تا سختی نکشه!
بعدشم ببینی سال به سال تعداد کسایی که حجاب و اسلام رو کنار میذارن بیشتر میشه🙏
تنبلی و راحتطلبی و عجولی ما نباید باعث بشه راه درست رو نبینیم و روی راههای راحت و بیفایده تمرکز کنیم.
من نمیگم حجابو ولش کن! میگم حجاب پلهی پنجمه! شما اگر هنوز پاتو رو پلهی اول نذاشتی میخوای رو پنجم بذاری، خب با مخ میای زمین🙏
بذار طرف بیاد، کمکم محبت اسلام تو دلش شکل بگیره، با عقاید صحیح اسلامی آشنا بشه اصلا!
بعضی پیشفرضای غلطش بشکنه، یه سری اطلاعات پیدا بکنه، بعدش بگو حجاب!
خود پیامبر هم همون اول نگفت حجاب! مرحله به مرحله پیش رفت. از اخلاقیات گفت. وقتی شیفتهی اسلام شدن دستوراتش رو هم پذیرفتن!
اگر پیامبر میگفت خب فلانی تو حجاب نداری پس سمت ما نیا، اسلام رشد میکرد؟اصلا عقلانی بود این؟
بخوایم نخوایم با خیلی از نوجوونای امروزمون باید مثل افرادی برخورد کنیم که اولین باره با اسلام آشنا میشن...
توصیهی این خواهرتونو درنظر بگیرید و یکی دوبار تو جمعاشون برید. چه مجازی چه حقیقی!
متوجه میشید اونا اصلا برداشت صحیحی از اسلام ندارن خیلیاشون که حالا بخوان بعدش دستوراتشو انجام بدن...
حتماً این کارو بکنین.
تبلیغات بهاییا رو ببینید!
آیا از همون اول میگن خب عزیزم بیا بریم به قبر بهاءالله در اسراییل سجده کنیم و با محارممون ازدواج کنیم؟!
نه! همشون مأمورن به خوشاخلاقی! بعدش میگن ببین ما که اینقدر خوش اخلاقیم چون بهاییت گفته! دین برادری و عدالته! دین فلان و فساره! دست میذارن رو نقاط اشتراک تا اول علاقمند کنن شما رو
آدما کمکم علاقمند میشن و میرن تو گروهشون. برای آرمان بهاییت مبارزه میکنن!
ما چی؟
دختره میاد میگه سلام منم مثل شما وطندوستم😍این اشتراک رو با شما دارم😍
ما چیکار میکنیم؟ صاااف دست میذاریم رو نقطه افتراق! میگیم نه عزیزم تو حجاب نداری🦦برو🦦
جای اینکه بگیم عهچه جالب بیا دوست شیم😍و بعد کمکم ببریمش تو جمع خودمون با عقاید خودمون کتابای خودمون سبک زندگی خودمون آشناش کنیم!
یادتونه تو ماهواره یه مسابقه خوانندگی بود و یه خواننده زن به اسم ارمیا که باحجاب بود توش بود؟
من دبیرستانی بودم اون موقع
کل دوستام عاشقش شده بودن!
میگفتن ببین حجاب داره و میخونه!
چقدر خوبه! چقدر قشنگه!
همهی اون دوستای من الان بیحجابن
ماهواره هم نیومد همون قدم اول بگه خب لخت شو!
گفت ببین موهاشو پوشونده ولی میخونه!
به ارزش حجاب که مهم بود اون زمان، دست نزد!
بعد موهاش عقب و عقبتر رفت
یواش یواش این اتفاق افتاد
یواش یواش آدما گفتن دیگه حجاب نمیخوایم!
برگشتش هم یواش یواش
و باعلاقه باید باشه...
گلشیفته که یهویی لخت شد نتونست آدما رو بیحجاب کنه؛
الان که خودشون لخت شدن، آره دوسش دارن!
ولی اون زمان همه میگفتن وای چه کار زشتی کرده!
جامعهای که اون لختشدگی یهویی رو پس زد
جامعهای که بر اثر اون کار، حجابو ولش نکرد؛
الان چرا خیلی از اعضاش اون زن رو دوست دارن؟
چون تو ذهنشون ارزشا عوض شده!
دیگه تو ذهنشون حیا داشتن، حجاب داشتن، خانواده داشتن ارزش نیست!
حالا شما هی بهش تذکر بده. فایدهای نداره! یه زمانی داشت، الان نه!
الان تو ذهن شمای مذهبی، مشروب خوردن ضد ارزشه!
اگر هی بهت بگن مشروب بخور، میخوری؟ نه! بدتم میاد که چرا هی دارن میگن بخور؟ زورم میکنن!
نگاه اون نوجوون به حجاب هم همینطوره
تو نگاهش حجاب نه تنها ارزش نیست
بلکه ضد ارزشه!
بلکه اصلا اسلام و آخوند و مسجد و اینا همشون بدن!
آزادی یعنی نپوشم! آزادی خوبه! اعتماد به نفس میده بهم!
اون اینطوری فکر میکنه.
حالا شما یهکاره بهش بگو خاک تو سرت با این لباسات
تو سرباز اسراییلی، تو خرابی تو فلانی!
خب معلومه فایده نداره.
خیلیام چون عرف اینطوری شده، اینطوری میپوشن! یعنی طرف با خودش میگه بابا همههههه دارن تیشرت میپوشن! پس دیگه من میتونم حداقل شال نپوشم!
یعنی برای انتخاب نوع پوشش به دیگران نگاه میکنن!
تازه از نظر خودشون خیلیم پوشش باحیایی دارن! میگن ببین فلانی کراپ میپوشه! من یه تیشرت پوشیدم مگه چیه دیگه خیلی عادی شده!
خب این مشکلش تو پایبندی عمیق به اسلامه. نه بیحیاست نه نامسلمونه نه کافره، فقط اسلام تو زندگیش جاری و ساری نیست!
باید عجین بشه با اسلام، باید جمع مذهبی زیاد بره، باید مذهبی ببینه، سبک زندگیش با آدمای مذهبی گره بخوره
باید معنای عبادت و بندگی در برابر خدا رو عمیق بفهمه. باید معنی حق رو بفهمه
اونوقت میگه آقا اگر همه هم به اون سمت رفتن، دلیل نمیشه من برم! چون اون سمت حق نیست! باید سمت حق برم ولو یه نفر باشم!
ولی الان نه سبک زندگیش اسلامیه
نه دوستاش اینطورین
نه میدونه حق چیه، بندگی چیه، اسلام چیه؟ خدا چرا اونو آفریده؟ هدفش از زندگی چیه؟
بعد ما بهش بگیم بپوش!
خب اون میگه چرا؟ همه همینن! غیرعادی نیست که!
اینطوریه که میگم حجاب پلهی پنجمه و ما میخوایم پلهی اول رو نرفته، بهش برسیم!