eitaa logo
برگ زیتون🌿
13.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
212 ویدیو
49 فایل
✨کانها کوکب درّی یوقد من شجره مبارکه زیتونه لاشرقیه و لاغربیه 💌من آن درخت مبارکم، فاطمه(س)شاخه آن و علی(ع)پیوند آن، حسنين(ع) ميوه‌های آن و شيعیان ما برگ‌های آن🌿 ✍یادداشت‌های یک زن مهندس دانشجوی خانه‌دار صاحب‌کسب‌وکار عاشق تاریخ 📢تبلیغات: @tab_zeitoon
مشاهده در ایتا
دانلود
میدونید این جمله از کیه؟ +بک‌گراند گوشیمه
بله از آقای شهیده:)
سلام😍 امروز منو ندیدین خوشین؟😁
نبودم چون خییییییییلی کار داشتم آما اومدم با ادامه‌ی مبحث فراماسونری😌 امشب ان شاالله این قصه رو میگم🤝
گفتیم ماسون‌ها وقتی به درجه سوم میرسن، براشون رازهایی فاش میشه! قبل از اینکه رازها رو فاش کنن، پیمان عدم افشا میگیرن یه جورایی:) و این کار، یه روندی داره. با اجرای داستان فردی به نام هیرام ابیف!
ماسونا میگن وقتی حضرت سلیمان داشت معبد رو میساخت، یه معمار حرفه‌ای داشت! اون بنا رو پادشاهِ صور‌ به نام هیرام بهش داده بود. اسم خود بنا هم هیرام بود! هیرامِ بنّا، استادکارِ سلیمان بود و‌ رازی رو میدونست که در ساخت معبد موثر بود! رازی که نیروی جادویی داشت. این راز رو کسی نمیدونست جز حضرت سلیمان، هیرامِ پادشاه و هیرامِ بنّا! رازی بسیار قدرتمند!
بقیه‌ی بناها هم دوست داشتن این راز براشون فاش بشه و به مقام استادی برسن. بخاطر همین، ۳ تا از زیردستاش سرراه هیرام کمین میکنن و بهش میگن «کلمه‌ی جادویی» و مقدسی که راز رو افشا میکنه، بگه! هیرام مقاومت میکنه و نمیگه. اون ۳ نفر هم میکشنش: با گونیا، پرگار و پتک(ابزار معماری)
قاتلای هیرام، میبرن جسدش رو دور از شهر «تیکه تیکه» می‌کنن و دفن میکنن! روی جسدشم یه گیاه میذارن به نام آکاسیا. اینطوری علامت گذاری می‌کنن! بعد برمیگردن به شهر و اهمیتی نمیدن به ماجرا.
حضرت سلیمان متوجه نبودن هیرام میشه. یه هیئت شامل ۹ نفر میفرسته دنبالش بگردن! بعد اینا قبر هیرام رو پیدا میکنن و جسد رو بیرون میارن. در طول مأموریت دستکش سفید پوشیده بودن و با نحوه دست دادن خاصی، جسد هیرام رو از قبر بیرون می‌کشن.
حالا اینجا داستان ۲تیکه میشه؛ ۱_ بعضیا میگن حضرت سلیمان خود هیرام رو زنده میکنه ۲_ رایج ترش اینکه میگن رمز اصلی همراه با هیرام به گور رفته و سلیمان رمز جدید وضع می‌کنه!
این قصه واقعی نیست! فراماسونا ساختن. اما الکی هم نساختن، همون داستان اوزیریس رو با نمادهای جدید ساختن! قتل توسط هم‌رده‌ها برای گرفتن جایگاه، تیکه تیکه شدن جسد مثل اوزیریس، رفتن به جستجوی جسد و اینکه یه گیاه بالای جسدش بود که نشونش بود، دوباره بازگشتن جسد و گم شدن اون راز!(این راز نماد همون وسیله تناسلی اوزیریسه که گم شد) جالبه تو داستان به هیرام میگن پسر زن بیوه، حورس هم پسر زن بیوه بود.
وقتی یکی ماسون میشه، طی یه مراسمی نقش هیرام رو نمادین بازی میکنه! شکنجه میشه و بصورت نمادین میمیره و سوگند یاد می‌کنه که اسرار و فاش نکنه و یه سری کار دیگه! هر بخش از این داستان، برای فراماسونا مقدسه!