در خونهی حضرت خدیجه، همیشه روی یتیمان مکه باز بود. طوری که به ایشون لقب مادرِ یتیمان دادن و تعداد خییلی زیادی یتیم تحت سرپرستی ایشون بودن.
تصور کنید کاروانهای تجاری ایشون به مصر و شام و هند و یمن و ... میرفت و باعث میشد شهرت جهانی داشته باشن. به همین واسطه هم تعداد زیادی از شاهزادگان و پادشاهان این کشورها خاستگار ایشون باشن؛ ابوجهل و ابوسفیان که توی خیل این خاستگارا اصلا دیده نمیشدن!
زیبایی حضرت خدیجه(س) در ظاهرشون هم مشخص بود؛ ایشون جزو زیباترین زنان زمان خودشون نام برده شدن.
به سرزمینی که قریش در اون زندگی میکرد، بطحاء میگفتن، حضرت خدیجه(س) انقدر ثروت داشت که به ایشون ملکهی بطحاء میگفتن💚
عزیزان! به مناسبت وفات حضرت خدیجه یه نکته بگم؛
امالمومنین لقبِ تمامیِ ازواجِ رسولِ خداست!
این آیهی قرآنه:
النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم و ازواجه امهاتهم
هررررکسی که خطبهی عقد بین اون و رسول خدا خونده شده امالمومنینه ولو شما از اون خوشتون نیاد!
وقتی از روی احساسات اشعار و ابیاتی میخونین و مینویسین، دقت کنین که یه وقت خلاف قرآن نباشه!
اما آیا امالمومنین بودن لقب خاصیه؟ مرتبهی خاصی به انسان میبخشه؟!
خیر! هیچجا هیچ فضیلت خاصی برای این لقب ذکر نشده.
از اساس هم اعطای لقبِ امالمومنین به همسرانِ پیامبر توسط قرآن، به این دلیل صورت گرفته که کسی بعد از پیامبر با همسرانِ ایشون ازدواج نکنه و این نکته هم توی قرآن به وضوح بیان شده.
پس این دعوای فقط خدیجه امالمومنین است و اینا که گرفتین، سطحی، بیسوادانه و کودکانهست و تنها لج رو زیاد میکنه و باعث میشه بگن شیعه بیسواده، قرآن رو قبول نداره و به پیامبر هم توهین میکنه🤝
میدونید قبل از آریاییها تو ایران چه خبر بوده؟
دستی همیشه تلاش کرده کسی ندونه
امروز اگر فرصت کنم، با تکیه بر کلمه مجوس، میگم یه بخشیش رو.
گزارش های تاریخی تا ۸ هزارسال قبل امکان حیات در منطقه ایرانو میدن. اما درحد ۷ هزارسال چیزایی مثل شهرسوخته و جیرفت نشون میدن تمدن بزرگی تو ایران در جریان بوده. سازه های آبی بزرگ و پیشرفت پزشکی ذکر شده تو تمدن فلات فعلی ایران.
از ویژگیهای مردم اصیل فلات ایران در اون زمان این بوده قومیتگرا نبودن. برا همین آریاییهارو خوب توی خودشون پذیرفتن. هیچ جنگی تو اون دوره ذکر نشده که نشون میده مردم صلحطلبی بودن.
وقتی حضرت ابراهیم به پیامبری مبعوث شدن و به مقام امامت هم نائل اومدن، پیامبری رو به سمت ایرانیا (البته اون زمان ایران نبوده اسمش) میفرستن
ایشون کسی نبوده جز حضرت جاماسب که بر مردمی که ساکن اطراف ارس بودن فرستاده میشن.
مردم اونجا صنوبرپرست شده بودن. ۱۲ شهر داشتن هریک نماد یکی از ماههای سال بوده و یه درخت صنوبر توش پرستیده میشده. درخت شهر مرکزی از همه بزرگتر بوده و روایات میگن شیطان از طریق اون با مردم حرف میزده. وقتی سال نو میشده براش قربانی (احتمالا انسان) میکردن و اعمال جنسی شیطانی دورش انجام میدادن. هرروز برای یکی از شهرها بوده و روز سیزدهم مخصوص بزرگشون و دعاهای خاصشون و روز ۱۳ درخت تکون میخورده و باهاشون حرف میزده.
اونا حضرت جاماسب رو نپذیرفتن بلکه ایشون رو به طرز بدی به شهادت رسوندن. درحالی که یاران کمی داشته ایشون.
بعد از این، بلایا به سرشون نازل میشه. تاجایی که با خودشون میگن بابا جاماسب رفت، کتابی برامون اورده که هست بیاین بهش رجوع کنیم. به وصی ایشون رجوع میکنن و جاماسبی میشن.
کم کم کل فلات ایران رو دین جاماسبی که در واقع دین ابراهیم حنیف(ع) بوده فرا میگیره.
واژه مجوس در واقع به زبان خودشون یعنی منسوب شده به جاماسب! نه آتش پرست!
احتمالا به گوشتون خورده باشه برخی محلیهای استان فارس، مقبرهای که ما مقبره کوروش میدونیم رو مقبرهی مادرِ سلیمان میدونن و بعنوان قبر کوروش قبولش ندارن.
قلمرو حضرت سلیمان هم استان فارس کنونی رو در برمیگرفته و چندصدسال قبل ورود اریاییها ب ایران بوده.
هم چنین یه جایی تو آذربایجان هست به نام تکاب و یه جایی داره ب نام تخت سلیمان که محلیها خیلی افسانه درموردش دارن.
هیچکدوم مستند تاریخی نیست اما شواهدیه که نشون میده حضرت سلیمان هم درایران ردپاهایی داشتن
تقریبا بعد حضرت سلیمان دین جاماسب انقدر تحریف شده بوده که حضرت زرتشت برای اصلاحش مبعوث میشه.
کتاب اوستا به زبان پیچیده و تا حد زیادی معدوم شده ایه. دلیلش ورود اریاییا و تغییر بخش زیادی از زبان ماست. خیلی هم سال ظهور زرتشت مشخص نیست و کتابشم حتی تحریف شده. به پیروانشم میگن مجوس چون همون ادامه دهنده جاماسب بوده.
بعد اینا بود که آریاییا وارد شدن. محل زندگیشون سیبری یا جنوب قفقاز بوده. یعنی یا با روسها نیای مشترک دارن یا با سوریها😁
اونا دامدار بودن و در اثر سرما به تدریج به فلات ایران کوچ کردن و اسمشو گذاشتن آیریانا ویجه.
البته تحقیقات جدید نشون میده آریاییا از همون ۷ ۸ هزارسال قبل تو همین سرزمین بودن و کوچ نکرده بودن
دستای پشت پردهی تاریخی همیشه میخوان اینطور جلوه بدن که فلات ایران یک سرزمین بدون ملت و آریاییها ملت بدون سرزمین بودن که با هم چفت شدن!
آریاییا بعد ورود یه چیزی داشتن که ساکنان اصیل منطقه نداشتن و اون جنگجو بودن بود!
اونا حتی احتمال میره مردم برخی مناطق رو کشته باشن یا به زور وادار به پذیرش پادشاهی آریاییا کرده باشن.
آریاییا خدای انتزاعی میپرستیدن از جمله خدای اسمان و ماه و فلان
یه دوگانه مثل اهورامزدا _ اهریمن داشتن به نام اشا و دروگ. که واژه دروغ از همین دروگ اومده