حضرت امام جواد توسط همسرشون، ام الفضل، دختر مامون به شهادت رسیدن.
ایشون ۲ همسر داشتن که یکی بانو سمانه، مادر امام هادی(ع) هستن و دیگری ام الفضل
ام الفضل در زمان حیات امام رضا(ع) به اجبار مامون، نامزد امام جواد(ع) شد. مامون به چند دلیل این کار رو انجام داد
تنها فرزند امام رضا(ع)، امام جواد بودن و مشخص بود ایشون امام بعدی هستن. بنابراین مامون خواست که یک جاسوس در منزل امام بعدی داشته باشه.
دومیش این که امیدوار بود ام الفضل، یه بچه از امام جواد به دنیا بیاره! فرزندی که نسبش به خاندان امامت میرسه و میتونه ادعای امام بودن بکنه و پدربزرگشم که مامونه!!!
اما این توطئهشون به در بسته میخوره و ام الفضل هیچ فرزندی نمیاره، بلکه تمام بچههای امام جواد(ع) از بانو سمانه بودن.
در مورد اینم که چرا حضرت با ام الفضل ازدواج کردن، حرفای زیادی زده شده. گفته شده یکیش نجات دادن شیعیان بوده. هم چنین نجات جان خودشون، چون هنوز امام بعدی، امام هادی(ع) دنیا نیومده بودن و در صورت سرپیچی، مامون ایشون رو شهید میکرد.
بعد از اینکه ام الفضل به امام زهر داد، ایشون قاتلشون رو نفرین کردن.
ام الفضل هم به یه بیماری لاعلاج دچار شد که نمیتونست به کسی بگه! تمام ثروتشو در راه درمانش خرج کرد ولی فایده ای نداشت و در فقر و بیماری مرد.
برادر ام الفضل، جعفر پسر مامون هم کسی بود که نقشهی شهادت رو کشید. اونم به مرض جنون مبتلا شد و بر همین مرض بود تا مرد.
خیلی سخته که آدم تو خونهی خودش، جاسوس و دشمن داشته باشه. اونم همسرش، کسی که نزدیک ترینه بهش!
امامجواد(ع) و جدشون امام حسن(ع) - از طرف مادری- خیلی از این جهت غریبن...
یه صلوات برای آقا امام جواد(ع) بفرستین و منم دعا کنین❤
شما فکر کن جمعیت بنیاسرائیل ۶۰۰ هزار نفر بوده.
بعد خدا به موسی(ع) دستور میده شبونه خارجشون کنه!!! بدون اینکه کسی بفهمه.
در طول ۴۰ سالی که تو مصر بودن حضرت موسی تشکیلات راه انداخته بوده
هر ده نفر یک رئیس، بعد هر صد نفر یک رئیس که اون روسای دهگانه رو مدیریت میکردن، همینطور هزارنفر، ده هزار نفر و در اخر صدهزار نفر!
روسای جمعیت ۱۰۰ هزارنفره، ۶ نفر بودن با خود حضرت موسی ۷ نفر که حلقه اصلی بودن!
شبونه طوری از مصر خارج میشن که صبح فرعون پا میشه میبینه جا تره و بچه نیست!
بعد وقتی میرسن به جایی که جلوشون دریاست و پشتشون سپاه فرعون همشون میگفتن انا لمدرکون و داریم میریم به درک و ... .
بعد هی به موسی غر میزدن درحالی که موسی فقط میگفته"ان معی ربی سهیدین"
بعد اینطوری نبوده که همون اول موسی دریا بشکافه براشون!
بلکه اول یه ذکر بهشون یاد میده و میگه به امر خدا با عقیده قلبی به این ذکر، پا رو دریا بزارید و رد شید!
چندنفر از مومنین واقعی بنیاسرائیلم رد میشن!
ذکری که میگهام این بوده:"اللهم بجاه محمد و آل محمد جوزنی علی متن هذه الما ..."
به حق مقام محمد و آل محمد (ص) به من اجازه ی عبور از این آب بده و.....
چند مومن اول که میگذرن بقیه بنیاسرائیلم میان بگذرن
ولی خب ایمانشون واقعی نبوده و میفتن تو آب
بعد بقیه بنیاسرائیلم که میبینن اونا افتادن
میترسن دیگه نمیرن
اینجاست که خدا میگه جهنم الضرر براتون دریا میشکافم😂
حالا فکر کن موسی عصاشو میزنه به دریا و دریا باز میشه
بنی اسراییل خب فرعون پشت سرشونه
تا الانم که به جون موسی غر میزدن که چرا مارو از مصر بیرون اوردی
درسته اونجا برده بودیم و زنانمونم برده جنسی و ... بودن، اما زنده بودیم!
از رو آبم که رد نشدن، خدا براشون دریا رو شکافت
شاید براتون جالب باشه ولی بازم رد نشدن😂😂✊
برمیگردن به موسی میگن که ببین! ما ۱۲ تا قبیله ایم! ۶۰۰ هزارنفریم! حالا تو یه مسیر برامون باز کردی، هی میخوایم به هم پیشی بگیریم و از هم رد شیم، یه وقت اذیت میشیم😂لطفا ۱۲ تا راه برامون باز کن! موسی(ع) ۱۲ تا راه براشون باز میکنه تو دریا!
شاید براتون جالب باشه ولی بازم رد نمیشن😂🤌
برمیگردن میگن ببین درسته که ۱۲ تا راه باز کردی!
ولی ما ۱۲ تا قبیلهای هستیم که همیشه در کنار هم بودیم و بلخره نمیشه که هرکدوم یه راه جدایی بریم😂شاید برای یه قبیله یه اتفاقی افتاد و ما نفهمیدیم! بلخره نگران هم میشیم!!
( تصور کنین همه این بهانهها رو درحالی میاوردن که لشگر فرعون پشتشون داشت میومد و میخواست بکشتشون!)
باز خدا براشون معجزه میکنه و آب دریا رو اینقدر شفاف میکنه که میتونستن همو ببینن!
اینجاست که دیگه هیچ بهونهای پیدا نمیکنن و رد میشن