eitaa logo
برگ زیتون🌿
13.1هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
225 ویدیو
49 فایل
✨شجره مبارکه زیتونه لاشرقیه و لاغربیه 💌من آن درخت مبارکم، فاطمه(س)شاخه آن، علی(ع)پیوند آن، حسنين(ع) ميوه‌های آن و شيعیان؛ برگ‌های آن🌿 ✍یادداشت‌های ۱زن مهندس دانشجوی خانه‌دار صاحب‌کسب‌وکار عاشق تاریخ ناشناس: @zeitoon_nashenas 📢تبلیغات: @tab_zeitoon
مشاهده در ایتا
دانلود
تربیت تک تک افراد جامعه مهمه! خیلیا فکر میکنن که توی بحث تربیت، فقط باید به نخبگان، قشر خاص، افراد ویژه اهمیت بدیم! فقط دانشجوها و اینا مهمن! و مردم عادی جایگاه پایینتری دارن. مردم عادی مثلا مثل یک کارگر ساده، یک چوپان و ... . در حالی که این موضوع کاملا اشتباهه! بریم با یه روایت از تاریخ، اینو بررسی کنیم:)
ارسطو یکی از بزرگترین فلاسفه یونانی بود. اون که شاگرد افلاطون بود، بسیار با استاد خودش جنگ و جدل داشت. [افلاطون احتمالا پیامبر بوده] اما ارسطو، معلم اسکندر مقدونی، شاهزاده‌ی پادشاهی کوچکِ مقدونیه هم بود.
از مهم‌ترین تعالیمی که ارسطو به اسکندر میداد، این بود که یونانیان پادشاه عالم‌اند و پارسی‌ها بربر هستن! ما باید به اونا حکومت کنیم. [جالبه افلاطون در خصوص پارسی‌ها دقیقا برعکس میگه] این در حالی بوده که یونان اون زمان اصلا تمدن مطرحی در برابر ایران هخامنشی نبوده! چرا که اصلا یونان متحد وجود نداشته و یه سری شهر کوچیک و جدا بوده که گاهیم باهم یه کاری مثل جنگ میکردن! تو جهان باستان، وقتی از چین، مصر، بابل، ایران و ... حرف زده میشه، یونان اصلا محلی از اعراب نداره! ولی خب به لطف تاریخ دانانشون مثل هرودوت، گنده‌تر از چیزی که بودن نشون داده شدن.
القصه؛ اسکندر با این فکر بزرگ شد که یونانیان باید به دنیا از جمله ایرانیان حکومت کنن. وقتی به حکومت رسید، شروع کرد به گرفتن دنیا! شروع کرد به حمله و بزرگ‌ترین قدرتی که روبه‌روش بود هم، ایران بود!
اون زمان پادشاه ایران، داریوش سوم بود. پسر بی لیاقت و اسکلی که به‌خاطر دسیسه‌های باگواس، خواجه‌ی بزرگ قصر به تخت نشسته بود باگواس یه خواجه بود، اما قصر و قدرت دست اون بود! اون با دسیسه برادران داریوش رو کشت و داریوش رو که ۴۵ ساله بود و هیچ افتخار درخوری نداشت روی کار آورد تا بازیچه خودش بکنه!
وقتی اسکندر حمله میکنه، دو سه تا شهر رو میگیره تا برسه به نبرد اصلی پادشاه ایران، داریوش سوم بسیار میترسه بسیااار! طوری که با وجود گارد جاویدان و سپاه پر ساز و برگش، در حالی که شانس پیروزی هخامنشیان بیشتر از مقدونی‌ها بوده، وسط جنگ یه ضربه میخوره و از اسب میفته، از این واقعه انقدر میترسه که به تنهایی فرار میکنه! حتی همسر و مادرش دستگیر میشن، اما رها میکنه و فرار میکنه! ایرانیام که میبینن خود شاه فرار کرده، دیگه روحیه‌ای برای جنگ ندارن! اصلِ کار فرار کرده! و بزرگ‌ترین شکست ایران و پیروزی اسکندر رقم میخوره.
داریوش سوم که شکست خورده بود، رو به مذاکره آورد! گفت صلح کنیم جاش بیا داماد ما شو غرامتم بگیر بخشی از قلمروم که در آسیای صغیر واقع شده هم بهت میدم! اسکندر نپذیرفت و به تاخت حمله کرد. شاه که هیچ مقاومتی نداشت، اما گروه‌های کوچک مقاومت ایرانی شکل گرفت!
جالبه بدونین در زمان حمله اسکندر، لبنان که اون زمان به نام سور شناخته میشد و همچنین غزه، جزو هخامنشیان بودن. برخی از اقوام زیر سلطه هخامنشیان تو زمان حمله اسکندر به ایران خیانت کردن، اما سور(لبنان) و غزه از جمله ملت های تحت سلطه ایرانیان بودن که بهشون وفادار موندن و مقاومت‌های جونانه رقم زدن🤌
یکی از مهم‌ترین مقاومت‌های ملی ایرانیان، مقاومت آریوبرزن بود! آریو برزن که یک سردار ایرانی بود، تو کوه‌های زاگرس به مقاومت پرداخت و تلاش کرد نزاره سپاه اسکندر به پارسه (شیراز) و تخت جمشید برسه. آریو برزن تنها ۲۵هزار سرباز داشت ولی به لطف موقعیت استراتژیک خوبی که برای دفاع انتخاب کرده بود، حسابی دهن اسکندر رو صاف کرده بود و اجازه نمیداد دستش به پایتخت برسه.
اگر تاریخ دوست داشته باشین و حتی اگر فیلمای تاریخی جنگی دیده باشین، میدونین که خیلی جاها همین گروه‌های مقاومت کوچیک نتیجه جنگ رو عوض میکنن. میتونن زمان بخرن تا کمک بیاد میتونن فرمانده اصلی دشمن رو بکشن تا شیرازه‌ش بپاشه میتونن کلافه کنن دشمن رو حتی میتونن حکومت جدید برپا کنن! مقاومت آریوبرزن این ویژگیا رو داشت! اگر اسکندر کشته میشد سپاهش میپاشید؛ همونطور که چندسال بعد واقعا اینطور شد. اگر زمان طولانی میشد شاید هخامنشیان از ساتراپ‌های ناراضی دلجویی میکردن و کمک میگرفتن شاید خاندانشون متحد میشد و ... اما نشد! هیچ کدومش نشد و اتفاق دیگری افتاد...
آریو برزن تو کوه‌های زاگرس مقاومت میکرد کوه‌هایی که اگر دیده باشین کلی پر پیچ و خمن! یه جای استراتژیک پیدا کرده بود و مقاومت میکرد. اما در اثر یک خیانت برتری خودش رو از دست داد و قلع و قمع شد! اسکندر یک چوپان رو پیدا کرد که داشت گوسفندای خودش رو در زاگرس میچروند، اون گرفتش و گفت یا جونتو میگیرم یا بگو چطور به آریو برزن برسم!
اون چوپان در ازای جون خودش، جون ۲۵ هزار ایرانی و بعد کل هخامنشیان رو فروخت! راه میانبری نشون داد که اسکندر میتونست به اردوی آریو برزن برسه و بعد به خاطر برتری تعدادی که داشت، تمام سپاه اونو کشت و آریوبزرن هم فرار کرد، به پارسه رفت تا از یک سنگر عقب‌تر دفاع کنه اما فرماندش اونو نپذیرفت! به همین دلیل هم مقدونیا پیداش کرد، دستگیر و اعدامش کردن...