یکی از این باغها ام عیال بود. این باغ، درختهای زیادی مثل نخل و مرکبات داشت. فقط تعداد درختهای نخل این باغ، ۲۰هزار نفر گزارش شده!
عارضم به خدمتتون که بهای هر نفر نخل، ۱۵میلیون تومنه. ارزش این باغ، فقط بر اساس درختهای نخلش، ۳۰۰میلیارد برآورد میشه🤝
بدون زمینش، بدون آبش، بدون ثمراتش، بدون سایر درختهاش🤝🤝
باغ دیگهای که حضرت پیامبر(ص) به حضرت زهرا(س) بخشیده بودن، حیطان سبعه بود. حیطان سبعه رو هم ابوبکر گرفته بود اما پس داد.( بعضی هم میگن عمر پس داد)
حیطان سبعه خودش شامل ۷ باغ بوده که دورش دیوار کشیده بودن.
این باغها دارای نخلهایی بودن که بهترین نخلهای اون منطقه به حساب می اومدن، بسیار پرثمر و خفن بودن و درآمد بسیار بالایی داشتن.
حضرت فاطمه(س) اینها رو هم به همراه فدک مدیریت میکردن🤝
آیا اینها فعالیت اقتصادی و تجارت نیست؟!
بزرگان دین ما توصیه کردن تجارت کن ولو به اندازهای که این انگشتر دستت رو بفروشی و دیگری رو بخری!
فروش یه انگشتر که توی دستته تجارته، مدیریت این باغات بزرگ تجارت نیست؟!
امام صادق(ع) ترک تجارت رو نهی کردن و گفتن ترک این کار باعث زوال عقل میشه!
چطور شما کاری که خود معصوم توصیه کرده، دور از شأن معصوم میدونید؟!
نکتهی دیگه اینکه حضرت زهرا(س)، نه تنها اینها رو مدیریت میکردن، بلکه با هوش بالاشون، با انجام یه کاری، اونا رو برای نسل بعدیشون هم حفظ کردن 🤝
حتماً شما میدونید وقف چیه! اما شاید خیلیاتون ندونید وقف خاص چیه!
وقف عام که همین وقفیه که بقیه میکنن و مثلا خونه شون رو میدن به حوزه و اینا!
اما وقف خاص نوعی وقفه که واقف، مالش رو برای افراد خاصی وقف میکنه!
حضرت فاطمه(س) اموالشون رو وقف خاص کردن برای امیرالمومنین و ائمهی بعد ایشون!
به این شکل که ائمه میتونستن از اون باغات و ثمراتشون بهره ببرن، از درآمدش استفاده کنن، قدرت مالی داشته باشن، اما چون وقف شده، هیچ حاکم و حکومتی نمیتونست از دستشون دربیاره!
چون به لحاظ شرعی وقف بودن!
در طول تاریخ هم افراد و حکومتهای زیادی اومدن این باغات رو از ائمه بگیرن، اما چون وقفنامهی فاطمهی زهرا(س) نزد ائمه موجود بود، هیچ کاری نتونستن بکنن!
حضرت از این طریق به ائمهی ما قدرت مالی زیادی بخشیدن...
حضرت فاطمه(س) اموالشون رو وقف خاص کردن برای امیرالمومنین و ائمهی بعد ایشون!
به این شکل که ائمه میتونستن از اون باغات و ثمراتشون بهره ببرن، از درآمدش استفاده کنن، قدرت مالی داشته باشن، اما چون وقف شده، هیچ حاکم و حکومتی نمیتونست از دستشون دربیاره!
چون به لحاظ شرعی وقف بودن!
در طول تاریخ هم افراد و حکومتهای زیادی اومدن این باغات رو از ائمه بگیرن، اما چون وقفنامهی فاطمهی زهرا(س) نزد ائمه موجود بود، هیچ کاری نتونستن بکنن!
حضرت از این طریق به ائمهی ما قدرت مالی زیادی بخشیدن...
حضرت پیامبر(ص) نمیومدن این باغها و بنگاههای اقتصادی پرثمر و بزرگ رو به دخترشون عطا کنن، چون ایشون رو دوست داشتن!
نه! حضرت معصوم هستن، کاریشون بی حکمت نیست و مبرا از عمل کردن بر اساس نفس هستن!
حضرت پیامبر(ص) این ثروتهای عظیم رو به فرزندشون فاطمه ی زهرا(س) میبخشیدن، چون ایشون رو بهترین فرد برای مدیریت اونا، کسب درآمد از اونا و خرج این درآمد در راه اسلام و مسلمین میدونستن🤝
درست مثل مادرِ طاهرهشون، خدیجهی کبری(س)
اسمش هام بود!
پسرِ هیم
پسرِ لاقیس
پسرِ ابلیس!
نتیجهی ابلیس حساب میشد!
البته میدونین که این اجنه مجنه مثل ما نیستن. عمراشون طولانیه.
هام هم وقتی هابیل به دست قابیل کشته شد، نوجوون بود و از لشکریانِ بابابزرگش ابلیسِ پلید!
البته از سربازای خوب بابابزرگش هم بود و مأموریت داشت مردم رو به قطعِ رحم و خوردن غذای حرام دعوت کنه!
هام همینطوری به گمراه کردن مردم مشغول بود تا اینکه زمانِ نوح(ع) فرا رسید!
حضرتِ نوح(ع) با هام صحبت کرد، هدایتش کرد! هام پرسید با این همه گناهی که کردم، آیا امکان توبه برای من هست؟ نوح(ع) گفت بله و کار نیک کن تا بخشیده بشی!
هام توبه کرد! گفت به درگاه خدا اشک ریختم تا اینکه ندایی شنیدم که گفت سرت رو بلند کن! توبهت قبول شده. از سر شوقِ قبولیِ توبهم، یک سال برای خدا سجده کردم!
هام میگه بعد از اون من به همراهِ انبیای الهی بودم؛ وقتی ابراهیم(ع) به آتش انداختهشد، من میان منجنیق و آتش بودم که آتش سرد شد. وقتی یوسف(ع) به چاه انداخته شد، من بودم که در میانهی راه اونو گرفتم و آروم روی زمین گذاشتم و مصاحبش شدم و براش غذا فراهم کردم.
وقتی خدا تورات رو به موسی(ع) داد، من اونجا بودم و ازش تورات آموختم. موسی(ع) از من خواست سلامش رو به عیسی(ع) پیامبر بعدی برسونم و عیسی(ع) از من خواست سلامش رو به پیامبر آخرالزمان، محمد مصطفی(ص) برسونم!
پس وقتی پیامبر(ص) در مدینه بود، هامبنهیم پیش ایشون رفت! تمام این داستان رو برای حضرت تعریف کرد و در آخر، سلامِ عیسی(ع) رو به حضرت رسوند.
پیامبر فرمودن درود بر عیسی(ع)، کلمهی خدا، تا هنگامی که زمین پابرجاست! و بر تو نیز ای هام که امانت را ادا کردی!
بعد حضرت پیامبر(ص) به هام گفتن حالا حاجتی از من بخواه، بخاطر این سلامی که رسوندی بهم.