eitaa logo
برگ زیتون🌿
13.1هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
228 ویدیو
49 فایل
✨شجره مبارکه زیتونه لاشرقیه و لاغربیه 💌من آن درخت مبارکم، فاطمه(س)شاخه آن، علی(ع)پیوند آن، حسنين(ع) ميوه‌های آن و شيعیان؛ برگ‌های آن🌿 ✍یادداشت‌های ۱زن مهندس دانشجوی خانه‌دار صاحب‌کسب‌وکار عاشق تاریخ ناشناس: @zeitoon_nashenas 📢تبلیغات: @tab_zeitoon
مشاهده در ایتا
دانلود
حضرت فاطمه(س) اموالشون رو وقف خاص کردن برای امیرالمومنین و ائمه‌ی بعد ایشون! به این شکل که ائمه میتونستن از اون باغات و ثمراتشون بهره ببرن، از درآمدش استفاده کنن، قدرت مالی داشته باشن، اما چون وقف شده، هیچ حاکم و حکومتی نمیتونست از دستشون دربیاره! چون به لحاظ شرعی وقف بودن! در طول تاریخ هم افراد و حکومتهای زیادی اومدن این باغات رو از ائمه بگیرن، اما چون وقف‌نامه‌ی فاطمه‌ی زهرا(س) نزد ائمه موجود بود، هیچ کاری نتونستن بکنن! حضرت از این طریق به ائمه‌ی ما قدرت مالی زیادی بخشیدن...
حضرت فاطمه(س) اموالشون رو وقف خاص کردن برای امیرالمومنین و ائمه‌ی بعد ایشون! به این شکل که ائمه میتونستن از اون باغات و ثمراتشون بهره ببرن، از درآمدش استفاده کنن، قدرت مالی داشته باشن، اما چون وقف شده، هیچ حاکم و حکومتی نمیتونست از دستشون دربیاره! چون به لحاظ شرعی وقف بودن! در طول تاریخ هم افراد و حکومتهای زیادی اومدن این باغات رو از ائمه بگیرن، اما چون وقف‌نامه‌ی فاطمه‌ی زهرا(س) نزد ائمه موجود بود، هیچ کاری نتونستن بکنن! حضرت از این طریق به ائمه‌ی ما قدرت مالی زیادی بخشیدن...
حضرت پیامبر(ص) نمیومدن این باغ‌ها و بنگاه‌های اقتصادی پرثمر و بزرگ رو به دخترشون عطا کنن، چون ایشون رو دوست داشتن! نه! حضرت معصوم هستن، کاریشون بی حکمت نیست و مبرا از عمل کردن بر اساس نفس هستن! حضرت پیامبر(ص) این ثروتهای عظیم رو به فرزندشون فاطمه ی زهرا(س) میبخشیدن، چون ایشون رو بهترین فرد برای مدیریت اونا، کسب درآمد از اونا و خرج این درآمد در راه اسلام و مسلمین میدونستن🤝 درست مثل مادرِ طاهره‌شون، خدیجه‌ی‌ کبری(س)
هام بن هیم
اسمش هام بود! پسرِ هیم پسرِ لاقیس پسرِ ابلیس! نتیجه‌ی ابلیس حساب میشد! البته میدونین که این اجنه مجنه مثل ما نیستن. عمراشون طولانیه. هام‌ هم وقتی هابیل به دست قابیل کشته شد، نوجوون بود و از لشکریانِ بابابزرگش ابلیسِ پلید! البته از سربازای خوب بابابزرگش هم بود و مأموریت داشت مردم رو به قطعِ رحم و خوردن غذای حرام دعوت کنه!
هام همینطوری به گمراه کردن مردم مشغول بود تا اینکه زمانِ نوح(ع) فرا رسید! حضرتِ نوح(ع) با هام صحبت کرد، هدایتش کرد! هام پرسید با این همه گناهی که کردم، آیا امکان توبه برای من هست؟ نوح(ع) گفت بله و کار نیک کن تا بخشیده بشی! هام توبه کرد! گفت به درگاه خدا اشک ریختم تا اینکه ندایی شنیدم که گفت سرت رو بلند کن! توبه‌ت قبول شده. از سر شوقِ قبولیِ توبه‌م،‌ یک سال برای خدا سجده کردم!
هام میگه بعد از اون من به همراهِ انبیای الهی بودم؛ وقتی ابراهیم(ع) به آتش انداخته‌شد، من میان منجنیق و آتش بودم که آتش سرد شد. وقتی یوسف(ع) به چاه انداخته شد، من بودم که در میانه‌ی راه اونو گرفتم و آروم روی زمین گذاشتم و مصاحبش شدم و براش غذا فراهم کردم. وقتی خدا تورات رو به موسی(ع) داد، من اونجا بودم و ازش تورات آموختم. موسی(ع) از من خواست سلامش رو به عیسی(ع) پیامبر بعدی برسونم و عیسی(ع) از من خواست سلامش رو به پیامبر آخرالزمان، محمد مصطفی(ص) برسونم!
پس وقتی پیامبر(ص) در مدینه بود، هام‌بن‌هیم پیش ایشون رفت! تمام این داستان رو برای حضرت تعریف کرد و در آخر، سلامِ عیسی(ع) رو به حضرت رسوند. پیامبر فرمودن درود بر عیسی(ع)، کلمه‌ی خدا، تا هنگامی که زمین پابرجاست! و بر تو نیز ای هام که امانت را ادا کردی! بعد حضرت پیامبر(ص) به هام گفتن حالا حاجتی از من بخواه، بخاطر این سلامی که رسوندی بهم.
هام گفت حاجت من از شما اینه قرآن رو بهم یاد بدی! حضرت رسول(ع) به امیرالمومنین(ع) که کنار ایشون نشسته بودن، دستور دادن به نتیجه‌ی ابلیس قرآن یاد بدن! هام پرسید یا رسول‌الله! این فرد که معلم من قرار دادین چه کسیه؟ پیامبر گفتن ای هام! تو وصیِ رسولانِ قبل از من رو میشناسی؟! هام گفت بله و اون افراد رو نام برد؛ مثل شیث، سام، یاسر، شمعون ! پیامبر پرسیدن اونارو چه طور افرادی دیدی؟ هام گفت زاهدترین مردم در دنیا و پررغبت‌ترین به آخرت!
پیامبر فرمودن پس درمورد وصیِ محمد(ص) چی میدونی؟ هام گفت او الیاست! پسرعموی محمد(ص) حضرت پیامبر(ص) فرمودن :« او همین علی(ع)، وصی و برادرم و زاهدترین مردم در دنیا و پررغبت‌ترین اونها به آخرت است» پس هام بر امیرالمومنین سلام کرد... امیرالمومنین هم سوره‌هایی از قرآن رو به هام یاد دادن، تا جایی که رسول خدا کافی دونستن.
هام بعد از یادگیری سوره‌ها رفت... سالها گذشت طی این سالها خبر نداریم که هام چیکار کرد چه گرفتاریایی داشت! قطعا ابلیس، فرزندش رو که شیعه‌ی امیرالمومنین(ع) شده، راحت نمیذاره، اما نمی‌دونیم چطور شد و چی شد تا جنگِ صفّین جنگِ امیرالمومنین(ع) و معاویه! توی اون جنگ، شبی بود به نام لیله‌الهریر! یعنی شبِ زوزه! میگن معاویه اون شب آنقدر در تنگنا بود که گویی سگی زوزه میکشه! تنگنای جنگ! میگن اون شب هام‌بن‌هیم کنارِ امیرالمومنین(ع) بوده، اما صبح دیگه نه! از علت نبودنش سوال میکنن و حضرت جواب میدن:« هام‌بن‌هیم، رحمت‌الله‌علیه، کشته شد!»
اینکه هام‌بن‌هیم چطور در جنگ صفین، در رکاب امیرالمومنین(ع) به شهادت رسید، نمیدونیم! شاید به شکل انسانی دراومده و شهید شده شاید به همون شکلِ جنّیِ خودش، در نبرد پنهانی‌ای که پشتِ نبرد صفین بوده کشته شده! هرچی که هست، این سرانجامِ عجیب و شگفت‌انگیزِ فرزندِ ابلیسه! جنی که بابابزرگش، فرمانده‌ی بدی‌های عالمه و خودشم از فرمانده‌های سابق بابابزرگش بوده، اما به رحمتِ محمدِ مصطفی(ص) شیعه‌ی امیرالمومنین(ع) و شهیدِ راه ایشون میشه...