eitaa logo
برگ زیتون🌿
13.1هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
229 ویدیو
49 فایل
✨شجره مبارکه زیتونه لاشرقیه و لاغربیه 💌من آن درخت مبارکم، فاطمه(س)شاخه آن، علی(ع)پیوند آن، حسنين(ع) ميوه‌های آن و شيعیان؛ برگ‌های آن🌿 ✍یادداشت‌های ۱زن مهندس دانشجوی خانه‌دار صاحب‌کسب‌وکار عاشق تاریخ ناشناس: @zeitoon_nashenas 📢تبلیغات: @tab_zeitoon
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا ربط آیات ابتدایی رو میفهمیم! تحوت در واقع یک جنه. در ایران هم اسمش تیشتر یا تیر بوده. به عنوانِ ربِ ستاره‌ی شعرای یمانی پرستیده میشه. در واقع، اون ستاره رو نمادی از اون جن می‌بینن و بهش سجده میکنن! متوجه شدین؟ خودِ اون ستاره مورد پرستش نیست، الهه‌‌ای که حاکم و رب میدونن مورد پرستشه!
حالا ربط این آیات بهتر درمیاد؛ مصریا میگن تحوت در جهان دیگر قضاوت میکنه و اون ما رو به وسیله جادو و اختراعات و باران توانا میکنه! اینجا خداوند می‌فرماید من جهان دیگر رو برپا میکنم، من به شما سرمایه و توانایی میدم و من ربِّ حقیقیِ ستاره‌ی شعرا هستم!
در عربستان اون زمان هم بعضیا این ستاره و در واقع این جن رو میپرستیدن. جالبه همشون هم تحت عناوین یکسان! یعنی به صورت همزمان همه اون جن رو، ایزد باران میدونن! این اتفاقی نیست و دستی در حال سوق‌دهی به این جریانِ جن و شیطان پرسته. این دست هم دست خود اون اجنه و شیاطین تحت عنوان ابلیسه. همونطور که قرآن فرموده اونا به پیروانشون وحی میکنن.
پس ما فهمیدیم که الهه‌ها در واقع، اجنه هستن! بشر قدیم اونقدر احمق نبوده که واقعاً ستاره و بت بپرسته! بلکه اونا رو به‌عنوان نمادی از الهه‌ها، یعنی اجنه و این موجودات غیراورگانیک میپرستیده. مثل یه یادگاری از اون خدا! و اون خدایان و اون اجنه رو هم گاهی یا همیشه (بسته به فردش) میدیدن و ازش حتی دستاوردهایی به دست میاوردن که باعث میشده ایمانشون بهشون قوی بشه!
مبارزه حضرت ابراهیم با الهه ها
سوره انبیا آیه ۵۹و۵۸ میگه وقتی قوم حضرت ابراهیم برگشتن، گفتن چه کسی با «الهه»های ما این کار رو کرده؟
این آیات
صنم، تمثال و الهه با هم فرق دارن صنم همون بته تمثال عمومی‌تره می‌تونه تصویر و نقاشی هم باشه که پرستیده میشه الهه اما خودِ معبوده، نه نشونه‌ش مثل بت! قرآن در ماجرای حضرت ابراهیم از همه‌ی این کلمات در جای مخصوص صحبت کرده! اما تو ترجمه فارسی همشو «بت» ترجمه کردن:) نکته اینجاست قومِ ابراهیم از بلایی که سرِ «الهه»شون اومده شکایت میکنن، نه بلایی که سرِ «صنم و بت» اومده:)
برید داستان حضرت ابراهیم رو از سوره انبیا کامل بخونید. بدون اینکه به دانسته‌های قبلیتون مراجعه کنید! مردم میگن ابراهیم! آیا تو با «الهه‌»های ما این کار رو کردی؟ حضرت میفرمایند نه، بلکه بزرگترینِ «اونها» چنین کرده؛ اگر که حرف میزنه! بزرگترینِ الهه‌ها، نه بتِ بزرگ!!!!
اساساً اینکه اون بتها خرد شدن، نباید چیز عجیبی برای مردم بوده باشه. چرا که بالاخره خودشون میتراشیدن و متوجه میشدن که بته دیگه، میتونه بشکنه! روزمره‌ی اونا رو تصور کنید؛ آیا زلزله نمیومده؟ آیا دست بچه‌ای به بتی نمیخورده بشکنه؟ آیا حین درست کردن این بتها، بتی نمیشکسته؟ چرا! چیزی که اونا رو عصبی کرد شکسته شدن بت نبود. بلایی بود که ابراهیم(ع) بر سر الهه‌ها آورده بود! اونا دیده بودن اون بلا رو! به همین دلیل هم سردرگم شدن! قرآن این موضوع رو با کلمات دقیق عربی خیلی واضح نشون میده. کیف کردید؟ :) بازم بگم؟
ینی جن ها همواره نمایان بودن بر مردم؟ ک مردم تونستن بلایی ک ابراهیم سرشون اورده رو ببینن؟ چقدر جالب‌ ‌ ‌‌‌ ‌
همواره نه! میدونین که این اتفاق، یعنی نابود شدن اون الهه‌ها زمانی رخ داد که مردم برای جشن به بیرون شهر رفته بودن. ما میدونیم جشنهای مردم جن‌پرست (حتی همین الان) در واقع یک سری آیین و سنت شیطانیه برای احضار اون خداها! در اون زمان بوده که میدیدن به طور خاص. البته کاهنا و افراد بد، بیشتر هم میدیدن. مثلاً در همین ایران خودمون یه صنوبری رو میپرستیدن، سالی یه بار میرفتن پیشش و شیطان در اون صنوبر حلول میکرد و باهاشون صحبت میکرد(روایتش از امیرالمومنینه فکر میکنم، اصحاب رس سرچ کنین) اینجا هم همینطور بوده. اینکه حضرت ابراهیم صبر میکنن تا اونا بیرون برن و اون جشن رو بگیرن و بعد چنین کنن، برای این بوده که مردم در خلال اون جشن با الهه‌ها ارتباط میگرفتن و میتونستن همزمان ببینن اونا دارن متلاشی میشن به دستور پروردگار و به وسیله‌ی حضرت ابراهیم(ع).