میدونید چیه کاری به چنل خودم ندارم اما سعی کنید هیچوقت چنل کسی رو ازش نگیرید،حتی اگر اون ادم دوباره چنل بزنه هیچوقت چنلش مثل سابق و با حال و هوای سابق نمیشه و با هرچنل انگار یه ادم جدید و یه وایب جدید متولد میشه که شاید هیچوقت به خوبی اون چنل قبلی نرسه،علاوه بر همه این ها این چنل ها گاهی حکم خونه و دفترچه خاطرات رو برای ادم ها دارن و از بین بردنشون مثل اینه که کسی خونت یا خاطراتت رو بسوزونه.
هر زمان که داشتم تو رنج و درد و تلخی روزگار غرق میشدم اشعار فروغ رو میخونم
اما نیرویی او را وا میداشت بگریزید به گوشه ای، کنجی، جایی دور از شهر، جایی دور از آدمها.
از خودم بدم میاد از این که انقدر بداخلاق و ترسو و ضعیفم از اینکه از خودم بدم میاد هم بدم میاد