بافتار
بهمناسبت سالروز درگذشت سلمان هراتی
سلمان اگرچه تنها بیستوهفت سال زندگی کرد و در سال ۶۵ از دنیا رفت؛ اما در جهان شعریاش به چیزی از جهان نگران بود که امروز در سال ۱۴۰۳ نیز، نگرانی اصلی جهان است: «جنگ انسان و زندگی با ماشین و ماشینبارگی». مجموعه اشعار او اگرچه در دههٔ ۶۰ منتشر شده است، گویی زبان حال قرن و دههٔ جدید ماست. شعر او ما را به نقاط و نکاتی از این دهکدهٔ جهانی و دنیای مدرن متوجه میکند که کمتر شعری در دههٔ ۶۰ و حتی امروزهروز به آن پی برده است. سرودههای سلمان، نقاب از واقعیت نظم نوین جهانی برمیدارد و تناقضهای آن را آشکار میکند؛ جهانی که حیوان و ماشین برایش مهمتر از انسان است. در این جهان، ماشین طغیانگر مدرنیته، همه مکانیزمها را به کار میگیرد تا انسان را دچار نسیان و غفلت کند؛ غفلت از خدا، از خویشتن حتی، از انسان بودن. این نگاه و توجه را باید نقطهٔ تمایز سرودههای سپید سلمان هراتی با دیگر شاعران دانست. این برجستگی تمدن غربی و نمادهای آن در آن زمانه و روزگار شاعر، از نوادر جهان شعر است؛ در زمانهای که شتاب حوادث بغرنج مانند اکنون نبود، سلمان هراتی در پرسرآمدترین قالب شعریاش، در سرودههای سپیدش، دنیای مدرن را نقد کرده و مشهورات آن را به سخره گرفته است. این ستیز او با مدرنیته تا فوت او نیز ادامه داشته؛ بهطوریکه در پایان زندگی اینجاییاش، بر اثر سانحهٔ تصادف از این دنیا کوچ کرد و بهنحو واقعی و استعاری، زیر چرخهای ماشین ماند. سلمان مرگآگاه در شعری، رفتن خود را اینگونه توصیف میکند:
«من هم میمیرم
اما در خیابانی شلوغ
دربرابر بیتفاوتی چشمهای تماشا
زیر چرخهای بیرحم ماشین
ماشین یک پزشک عصبانی
وقتی از بیمارستان دولتی برمیگردد....»
در این فرسته، گزیدهای از سپیدسرودههای اعتراضی این شاعر را علیه نظم نرمال و ماشینبارگی آوردهایم؛ اگرچه شعرهای سپید سلمان را میبایست کامل مطالعه کرد تا این ستیز او با نسیان و غفلت آشکارتر شود.
🔺رسانه بافتار
🆔https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
شیوه: بلاکشی
نقاشیهای «محمد العصار» براساس صحنههای الهامبخش فلسطین
بخش اول
🔺رسانه بافتار
🆔https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35