eitaa logo
بافتار
8.3هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.6هزار ویدیو
105 فایل
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف می‌زنیم بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://eitaa.com/baftarmusic ارتباط با ما: @baftar_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻ملت مؤمنی که خسته نمی‌شود چگونه دختر عزادار شهید «مهدی بزرگی»، شهادت پدرش را بزرگترین افتخار می‌داند؟ آوینی پاسخ می‌دهد. 🔹به خردسال بودنش نگاه کنیم یا جملات حکیمانه‌ و طمأنینه‌اش را؟ از مرگ چنان حرف می‌زند که انگار سال‌هاست در آن تأمل کرده است. در همین سن‌وسال، مرگ را می‌شناسد و قدر و ارزش شهادت را. ما را حیران می‌کند وقتی می‌گوید: «خداروشکر می‌کنم که بابام معمولی نرفت»؛ چنین خردسال و چنین پخته؟ 🔹سن‌وسال این کودکان را نباید از ظاهرشان پرسید که ظاهر، فریبنده است و حجابِ باطن. این بچه‌ها تربیت‌شدگان مکتب عاشورایند. همان‌ها که آوینی درباره‌شان اینگونه می‌گوید: «وقتی فرزندان ما در شهرها و خانه‌ها و کوچه‌هایی که همه چیز آن یادآور کربلاست، در دامن شیرزنانی مومن و در سایه پدرانی جنگاور و در کنار برادرانی جوان‌مرد و خواهرانی زینبی در میدان‌های رزم پرورش می‌یابند و از سیدالشهدا درس پایداری می‌آموزند، دیگر چه کسی و چگونه می‌تواند پشت ما را به خاک برساند؟ نه، ما از جنگ خسته نخواهیم شد.» 🔹سخنانی که شنیدید مصاحبۀ دختر شهید مهدی بزرگی‌ست. شهید تبریزی که در جنگ تحمیلی اخیر با رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. این مصاحبه به همت «مرکز روایت حوزه هنری استان آذربایجان شرقی» تهیه شده است. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
اینک سلاح گرم هنر؛ کارسازتر چرا به وقت جنگ، هنر موثرتر از پیش می‌شود؟ قیصر امین‌پور در نیماییِ «شعری برای جنگ» گویی از حس مشترک هنرمندهای دردمند سخن گفته است. این شعر، روایت درونیِ خود شاعر است که می‌خواسته‌ شعری برای جنگ بگوید؛ اما طرفِ سخت جنگ، برآن بوده تا شاعر را از سرودن شعر بازدارد و به مبارزه‌ای نظامی فرا‌خواند. با این‌حال، قیصر، شعرش را به پایان می‌رساند و یکی از بهترین‌ نمونه‌های شعر جنگ را از خود به یادگار می‌گذارد. این شعر در سال ۱۳۵۹ و در شهر دزفول سروده شده است. بخشی ابتدایی از این شعر را در ادامه می‌خوانیم: «می‌خواستم شعری برای جنگ بگویم دیدم نمی‌شود دیگر قلم، زبان دلم نیست گفتم: باید زمین گذاشت قلم‌ها را دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست باید سلاح تیزتری برداشت باید برای جنگ از لولهٔ تفنگ بخوانم با واژهٔ فشنگ [...]» (مجموعه شعر «تنفس صبح»؛ قیصر امین‌پور) قیصر از موقعیتی حرف می‌زند که گویی هیچ جمله و کلمه‌ای، توان تحمل بار سنگین جنگ را ندارد. گویی برای مقابله با جنگ، باید در میدان، قدم برداشت و رودرروی حادثه بود تا دقیقاً فهمید چه رخ داده است و با آن به مبارزه برخاست. با این حال، قیصر در برابر جنگ، هیچ‌گاه «سلاح سرد سخن» را رها نکرد. او وقتی می‌گوید «باید سلاح تیزتری برداشت»، در پی رد اثر هنر نیست؛ بلکه فروتنانه به دنبال شهادت‌طلبی و مدح شهادت است. همان‌طور که در ادامهٔ این شعر می‌گوید: «آیا بناست زنده بمانی؟ در بند آن‌که مرده بمانی؟». برای خواندن متن کامل این یادداشت به کانال بافتار مراجعه کنید 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
اینک سلاح گرم هنر؛ کارسازتر چرا به وقت جنگ، هنر موثرتر از پیش می‌شود؟ بخش اول یادداشت همین‌که رژیم صهیونی بر طبل جنگ مستقیم با ایران کوبید، برخی از هنرمندان، حس ‌کردند که «هنر»، چیزی ناکافی یا اضافی در این جنگ است. آتش جنگ و تب‌وتاب نبرد، آن‌قدر شعله‌ور بود که انگار جایی برای هنر نگذاشته بود و هنرمند فکر می‌کرد که شاید هیچ سلاحی به خوبی پدافند و موشک،‌ نمی‌تواند به این حمله، پاسخِ درخوری بدهد. توجه افراطی به قدرت نظامی و غرق شدن در اخبار روزانهٔ جنگ، مانع از توجه به قدرت هنر در معرکهٔ رزم شده بود. هضم شدن در این فضای پرحجم اخبار زدوخورد، نوعی بلاتکلیفی و ناکارآمدی را در برخی هنرمندان به‌وجود آورد انگار که زبان‌حالشان این باشد: من گُنگ‌ خواب‌دیده و عالم، تمامْ کر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش البته منظورمان از «هنرمند» در اینجا، آن هنرمندی است که دردش، درد مردم است و بنای آن دارد که به کاری بیاید، نه آن که اگر مردم زیر بمباران دشمن، تکه‌تکه هم شوند، لکنت زبانش باز نمی‌شود و در خیالات هنری منتزع از درد مردم، درگیر تنظیم جملاتش موقع گرفتن جایزه جشنواره‌ها یا ترتیب تابلوهایش در گالری‌‌‌های پیش رو یا تمرین نمایشنامه در پستوهای تئاتر یا کافه‌هاست. سیدحسن حسینی، چه خوب سرود: «امروز لفظ پاك «حزب‌اللّه» گويا که در قاموس «روشنفكر» اين قوم دشنام سختی است! اما، من خوب يادم هست روزی كه «روشنفكر» در كافه‌های شهر پرآشوب دور از هياهوها عرق می‌خورد با جان‌فشانی‌های جانبازان «حزب‌اللّه» تاريخ اين ملت ورق می خورد!» البته خیلی از این روشنفکرانِ بی‌تفاوت، پیش ازین‌ها، ایران را رها کرده‌اند و در هیاهوی کافه‌ها و گالری‌های غربی، خود را مشغول کرده‌اند تا صدای مظلومان عالم را نشنوند؛ اما به‌راستی هنر و هنرمندِ ایرانی باوجدان، در این وضعیت جنگی، می‌تواند بی‌تفاوت باشد و در تعطیلی به سر ببرد؟ درست که بی‌رحمیِ جنگ، گالری‌ها و موزه‌ها و دیگر فضاهای هنری ایران را تعطیل کرد؛ اما آیا کار هنری هم مگر تعطیل‌بردار است؟ حالا برای ندیدن غزه و فلسطین و لبنان و یمن و مردم مظلوم دیگر، بهانه‌سازی‌های واهی می‌شد، اینجا که دیگر جنگ، بیخ گوشمان آمده و نمی‌توان قسر دررفت! قیصر امین‌پور در نیماییِ «شعری برای جنگ» گویی از حس مشترک هنرمندهای دردمند سخن گفته است. این شعر، روایت درونیِ خود شاعر است که می‌خواسته‌ شعری برای جنگ بگوید؛ اما طرفِ سخت جنگ، برآن بوده تا شاعر را از سرودن شعر بازدارد و به مبارزه‌ای نظامی فرا‌خواند. با این‌حال، قیصر، شعرش را به پایان می‌رساند و یکی از بهترین‌ نمونه‌های شعر جنگ را از خود به یادگار می‌گذارد. این شعر در سال ۱۳۵۹ و در شهر دزفول سروده شده است. بخشی ابتدایی از این شعر را در ادامه می‌خوانیم: «می‌خواستم شعری برای جنگ بگویم دیدم نمی‌شود دیگر قلم، زبان دلم نیست گفتم: باید زمین گذاشت قلم‌ها را دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست باید سلاح تیزتری برداشت باید برای جنگ از لولهٔ تفنگ بخوانم با واژهٔ فشنگ [...]» (مجموعه شعر «تنفس صبح»؛ قیصر امین‌پور) قیصر از موقعیتی حرف می‌زند که گویی هیچ جمله و کلمه‌ای، توان تحمل بار سنگین جنگ را ندارد. گویی برای مقابله با جنگ، باید در میدان، قدم برداشت و رودرروی حادثه بود تا دقیقاً فهمید چه رخ داده است و با آن به مبارزه برخاست. با این حال، قیصر در برابر جنگ، هیچ‌گاه «سلاح سرد سخن» را رها نکرد. او وقتی می‌گوید «باید سلاح تیزتری برداشت»، در پی رد اثر هنر نیست؛ بلکه فروتنانه به دنبال شهادت‌طلبی و مدح شهادت است. همان‌طور که در ادامهٔ این شعر می‌گوید: «آیا بناست زنده بمانی؟ در بند آن‌که مرده بمانی؟». قیصر، هنر شهادت را ‌آن‌قدر رشک‌انگیز و رفیع می‌داند که مجاهدت هنری‌اش را نادیده می‌‌گیرد. چه بسا که شعرسرودن قیصر کم از حضور فیزیکی او در جبهه ندارد. این مجاهدت قیصر را امروز که برای فهم معنای جنگمان به شعرهای او رجوع می‌کنیم، بهتر می‌شود فهمید؛ گرچه خود قیصر به حال رزمندگان خط مقدم غبطه بخورد و بضاعت خود را مزجاة قلمداد کند. به راستی که کلامِ گرم قیصر چیزی کم از سلاح‌های جنگی نداشته و ندارد. گل شبدر چه کم از لالهٔ قرمز دارد؟ و مگر مجاهدت هنرمند در این موقعیت‌های تاریخی، به چشم آوردن همان انسان‌ انقلاب اسلامی و شهادت نیست؟ همان کاری که خود قیصر به خوبی انجامش داد. برای خواندن متن کامل یادداشت به کانال بافتار مراجعه کنید 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
اینک سلاح گرم هنر؛ کارسازتر چرا به وقت جنگ، هنر موثرتر از پیش می‌شود؟ بخش دوم یادداشت گویی مشکل اصلی انفعال برخی از هنرمندان متعهد، دو چیز است: اولی؛ بلاتکلیفی و نداشتن تحلیل و ندانستن وظیفه در موقعیت‌های سرنوشت‌ساز و دومی؛ تصور بی‌فایده بودن هنر در وضعیت جنگی سخت موشکی. اما واقعاً هنر، بی‌فایده است؟ اگر جایی هنر بخواهد به درد مردم بخورد، مگر غیر از همین هنگام جنگ است؟! چه بسا اثر هنری در گرماگرم بحران‌ها، بیش از هر زمان دیگر شنیده و دیده شود؛ فرصتی که در سکون روزگارِ عادی کمتر نصیبش می‌شود. اینجاست که دل‌ها تشنه‌تر و آماده‌ترند. در چنین فضایی، اگر با مردم سخن گفته شود، فراتر از سبک‌ها و ژانرها تأثیر می‌گذارد؛ چرا که در بحبوحهٔ جنگ، غبارها کنار می‌روند و فرعیات و تعلقات، رنگ می‌بازند و اگر تخاطب با فطرت پاک انسان‌ها باشد، موثر می‌افتد، حال آن‌که در روزگار عادی پرتعلق، چنین ظرفیتی نیست. اگر رویکرد دشمن را هم ببینیم، می‌فهمیم که در این جنگ‌های به‌ظاهر موشکی، چقدر روی روح و روان مردم حساب باز کرده و برای تسلط به آن، هرکار هنری هم از دستش بیاید، انجام می‌دهد و اساساً می‌شود گفت که همهٔ جنگ همین است. حتی آن رزمنده‌ای هم که درگیر جنگ سخت است، با روحش می‌جنگد و حتی هنر هنرمند بر روح او اثر می‌گذارد. با این وجود، به سبب پیچیدگی‌های حوادث اخیر،‌ ممکن است هنرمند تا زمانی که سنگینی این فضا بنشیند،‌ تعلل و درنگ کند. بیش‌ازینکه تکنیک برای آفرینش اثر هنری مؤثر باشد، تحلیل سیاسی هنرمند و خوانش او از جهان مهم است. گاهی گمان می‌شود که مسئلهٔ اصلی هنرمند، صرفاً امکانات است. درحالی‌که همین ایام، بیش از پیش ثابت کرد که مسئله این نیست و باید به ایمان و روح و نگرش هنرمند توجه کرد. بندیتو کِروچه، فیلسوف بیان‌گرای قرن هجدهم اهل ایتالیا، در کتاب «کلیات زیبایی‌شناسی» معتقد است که نقص در اثر هنری ناشی از نقص در ادراک جهان است نه در بیان اثر. قصور اثر هنری و ناموفقیت آن در انتقال نیست، در دریافت است. آنچه که هنر انقلابی را با دیگر (بی)‌هنری‌های بی‌درد عالم متمایز می‌کند، اصل همان ایدهٔ ماست. ایده‌ای که در فرمی عینی به منصهٔ ظهور می‌رسد. این ایده چطور باید به ذهن هنرمند برسد؟ دو طریقِ عمده پیش روی هنرمند است؛ یا باید به آن ایده به‌صورت تدریجی و در یک سلوک شخصی و براساس ادراک و خوانش خودش از جهان برسد و یا اینکه در موقعیتی تاریخی، زمینه و بستری فراهم شود و روح جمعی در شکل‌گیری آن ایده به یاری‌اش بیاید. البته خود جمع‌های مؤمنانه می‌تواند آن ترس، انفعال، بلاتکلیفی و داشتن حس ناکافی بودن را که ذکر شد، از دل هنرمند کنار بزند و دلگرمی برای خلق اثر باشد. در این مدت جنگ، معدود نهادهایی، چنین دورهمی و جمع‌های ایمانی را تشکیل دادند تا ضمن ایجاد دلگرمی، چنتهٔ ایده‌های هنرمند را پر نگه ‌دارند. البته با این وجود، نباید ارزیابی شتاب‌زده انجام داد. اگرچه در این حدود چهل روزی که از شهادت فرماندهان و دانشمندان می‌گذرد، جنگ هنوز در برخی از هنرها مانند سینما به‌خاطر ماهیت آن فرم حضور نیافته؛ اما دیر نشده است. باید بپذیریم که عموم هنرمندها، آدم‌های «واکنش سریع» نیستند. برخی‌ هنرها هم این سرعت را پذیرا نیستند. ممکن است سال‌ها زمان ببرد، ممکن است نسل‌های بعد بتوانند این جنگ را به درستی به تصویر بکشند؛ مگر «موقعیت مهدی»‌ سال ۱۴۰۰، بعد گذشت ۳۳ سال از جنگ ساخته نشده است؟ فیلمی که یکی از بهترین نمونه‌های فیلم جنگی ماست؛ اما همین فیلم هم از پسِ تجربه‌های مختلف دیروزش ساخته شده است. نمی‌شود سال‌ها در انتظار جوشش هنری هنرمند نشست و به در نگاه کرد و خیره ماند. امروز را چه کنیم؟ برای فردا خدا کریم است و شاید فرجی حاصل شد؛ اما هنر فردا هم از مسیر همین امروز می‌گذرد. جامعهٔ هنری که در این موقعیت تاریخی سرنوشت‌ساز به خودش تکانی ندهد و همراه درد و غم و حماسهٔ مردمش نشود، آیا امیدی هست که بتواند فرداروزی به کار بیاید؟ وقتی اکنون که آتش جنگ هنوز گرم است و هنوز ردپایش در شهر حس می‌شود، وقتی که این حجم سنگین جنگ، هنرمند را تکان ندهد، چه امیدی است که سالیانی بعدتر، از شهید شدن ۱۲۰۰ نفر از هم‌وطنانش متأثر شود؟ 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
اینجا که من هستم شبیه کربلا نیست؟ غزهٔ عاشورایی در منتخب اشعار ایرانی بخش اول گزیده اشعار 🔹از ویژگی‌های مشترک شعر شاعران ایرانی و عرب‌زبان در مواجهه با مسئلهٔ فلسطین، توجه به شخصیت‌های دینی ـ و در رأس آن‌ها حضرت امام حسین(ع) و واقعهٔ کربلا ـ است. رخدادهای اخیر در غزه و فلسطین نیز بار دیگر نشان داد که جنگ امروز میان حق و باطل، ادامهٔ همان رویارویی خیر و شر در زمان امام حسین(ع) است. 🔹شهید یحیی سنوار در یکی از نامه‌های خود، با اشاره به همین معنا نوشته بود: «باید در همان مسیری که آغاز کرده‌ایم پیش برویم، یا بگذار کربلای جدیدی باشد.» گویی امروز «کربلا» به مفهومی مشترک میان شیعه و اهل سنت تبدیل شده است؛ مفهومی که ما را در یک‌سوی میدان و شیاطین و دیوهای صهیونی را در سوی دیگر قرار می‌دهد. 🔹شاعران ایرانی، همچون بسیاری از شاعران جهان عرب، فلسطین را آینه‌دار کربلا می‌بینند. هرچند همهٔ این سروده‌ها پس از طوفان الأقصی سروده نشده‌اند و برخی از آن‌ها به سال‌های گذشته بازمی‌گردند، اما امروز بیش از هر زمان، زبان حال غزه‌اند؛ به‌ویژه در روزهایی که گرسنگی و سوءتغذیه، جان مردم این سرزمین را تهدید می‌کند. 🔹سال گذشته در فرسته‌ای به مناسبت اربعین، پیوند «کربلا و فلسطین» را در آثار شاعران عرب بررسی کردیم و گزیده‌ای از آن‌ها را گرد آوردیم. در این فرسته، به‌طور متمرکز سروده‌های شاعران فارسی‌زبان را در کنار تصاویری از اوضاع غزه گردآوری کرده‌ایم. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane