eitaa logo
بافتار
7.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
106 فایل
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف می‌زنیم بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://eitaa.com/baftarmusic ارتباط با ما: @baftar_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
مجلس در افق مدرّس مرور مجسمهٔ آیت‌الله مدرس به هنرمندی نادر قشقایی ✍🏻 محمدمهدی فراهانی 🔹میدان «بهارستان» تهران، علاوه‌بر فرازونشیب‌های متعدد در تاریخ معاصر ایران، تندیس‌های گوناگونی را نیز به چشم دیده است؛ چنان‌که در هر برهۀ زمانی، هریک از این پیکره‌ها برآیند رخدادهای سیاسی و اجتماعی زمانۀ نصب این مجسمه‌ها بوده است: در آغازْ رضاشاه پهلوی، پس‌از آنْ پیروزی فرشتۀ بال‌دار آزادی بر دیو استبداد و سرانجامْ آیت‌الله سیدحسن مدرس که نزدیک به سی سال از برپایی آن در این میدان می‌گذرد. آن‌گونه که نادر قشقایی روایت می‌کند، در میان طرح‌هایی که برای فراخوان سازمان زیباسازی شهرداری تهران در زمینۀ ساخت پیکرۀ شهید مدرس فرستاده شده بودند، تنها طرح او بود که در آن، این شخصیت تاریخیْ حالت نشسته داشت و همچنین حرکت دست او برگرفته از تأثیر پراهمیت و فعالیت‌های مردم‌مدارانه‌اش در مجلس شورای ملی بود. ازاین‌رو داوران فراخوان، طرح قشقایی را پذیرفتند. نادر قشقایی، بر این باور است «که یک اثر هنری برحسب مطالعه، بیوگرافی و انطباق با شرایط زمانی و مکانی، باید تأثیر متداول خود را جلوتر از زمان نیز بتواند بگذارد.» او نیز طی این سال‌ها از نزدیک، ارتباط‌گیری مردم و عابران با مجسمۀ آیت‌الله مدرس (به‌ویژه مغازه‌داران اطراف میدان و کسانی که از این پیکره عکاسی کرده‌اند) را زیر نظر داشته که واکنش‌هایی دربارۀ شخصیت تندیس و زاویۀ معنادار نگاه او داشته‌اند. پی‌نوشت: عکاس تصویر درج‌شده در پردۀ یکم، سبحان فرج‌وَن (آژانس عکس تهران) است. متن کامل 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
مجلس در افق مدرّس مرور مجسمهٔ آیت‌الله مدرس به هنرمندی نادر قشقایی ✍🏻 محمدمهدی فراهانی 🔹روحانی باصلابتی بر منبری کوچک نشسته، دست چپِ خود را به عصا تکیه زده و دست راستش را به نشانۀ تلنگر، بلند کرده است؛ دقیقاً روبه‌سوی ساختمان‌های مدرسۀ «سپه‌سالار» (دانشگاه شهید مطهری)، مجلس شورای ملی و مجلس شورای اسلامی. این مجسمهٔ میدان «بهارستان» با طراحی نادر قشقایی در همکاری با ملک‌دادیار گَروسیان در مدت حدود یک ماه ساخته و سپس بر فراز یک سکو برپا شد: تندیسی از آیت‌الله سیدحسن مدرس (فقیه مبارز در نهضت مشروطه، تولیت و معلم مدرسۀ «سپه‌سالار» و نمایندۀ مردم تهران در سه دورۀ مجلس شورای ملی). قشقایی از مطالعات خود دربارهٔ شخصیت و فعالیت‌هایِ شهید مدرس نیز در ترسیم حالت‌های پیکره‌شان بهره برده است. همچنین انتخاب جای گرفتن مجسمه در روبرویِ ساختمان‌‌های مجلس نیز آگاهانه و به انتخاب او بوده است. 🔹حالت دست راست پیکرۀ آیت‌الله مدرس، نه‌تنها به لحاظِ تاریخی، یادآور کوشش‌های سیاسی و اجتماعی و مبارزۀ ایشان با حامیان استبداد و استعمار، طی دوران‌های نهضتِ مشروطه و نمایندگی‌ در مجلس است؛ بلکه با توجه به موقعیت و افق نگاه تندیس (مجلس‌های شورای ملی و اسلامی)، تلنگری به تمام زمام‌داران سیاسی‌ است که در همۀ دوره‌های زمانی، باید به مسئولیت خود، پای‌بند بوده و مبارزه با استکبار را فراموش نکنند. ازاین‌رو پیکرۀ شهید مدرس در جایگاه نمادی همواره‌حق‌طلب، قرار گرفته است؛ به‌گونه‌ای‌که به گفتۀ نادر قشقایی، برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، هم‌زمان با رونمایی از این مجسمه قصد داشتند تا به‌گونه‌ای نصب شود که زاویۀ آن به‌سمت ساختمانِ مجلس قرار نگیرد! اما با اصرار قشقایی و رویکردش برایِ برقراری ارتباطِ مردم با این اثر، جهت قرارگیری‌اش تغییری پیدا نکرد. 🔹مجسمهٔ آیت‌الله مدرس در میانۀ میدان «بهارستان» قرار دارد؛ جایی سرنوشت‌ساز و سرشار از گردهمایی‌هایِ مهم در تاریخ معاصر ایران. موقعیتی که هنوز هم از معابرِ پررفت‌وآمد مردم است. بخشی از فرم این مجسمه علاوه‌بر مهارت مجسمه‌سازی، به موقعیت مهم آن مربوط است. وگرنه به این میزان معنادار نمی‌شد. این تندیس در میانِ مردم، با زبان بی‌زبانی، در میزانسنی معرفی می‌شود که خطابش به مجلس و مجلس‌نشینان است و گویی حرفِ مردم را نمایندگی می‌کند و فریاد دادخواهی مستضعفان را به گوش سیاستمداران می‌رساند. محوطهٔ این مجسمه، در دوره‌‌ای به گونه‌ای تغییر کرد که فضای مجلس وعظ و خطابهٔ شیعی را هم تداعی کند. ارتفاعِ سکوی آن برای ارتباط بیشتر با مخاطبان نیز کم شد و کف‌پوش محوطۀ آن نیز هم‌رنگ با فرش لاکی قرمز ایرانی و کاشی فیروزه‌ای شد. پی‌نوشت: تصویر درج‌شده در پردۀ یکم را سبحان فرج‌وَن (آژانس عکس تهران) ثبت کرده و تصویر طرح جلد نیز از وبگاه «Tehran Live» (tehrandaily.wordpress.com) برگرفته شده است. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
​«یا من اسمه دوا و ذکره شفا! ​کذب است که می‌گویند: ​دوا از ما، شفا از او... ​دوا از علی، شفا هم از علی. ​اسمش دوا، ذکرش شفا... ​یا علی مددی!» ​«منِ او» | «رضا امیرخانی» ​برای سلامتی این نویسنده محبوب، حمد شفایی بخوانیم. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
جمع درخت‌های مبارز مرور نقاشی سیدمحمدرضا میری برای میرزا کوچک‌خان جنگلی ✍🏻 رامین لبیشه تبریزی 🔹چهرهٔ میرزاکوچک‌خان آن‌قدر باهیبت و فتوژنیک است که هرکسی خواسته اثری تجسمی برای «نهضت جنگل» خلق کند، به سراغ پرتره کشیدن از میرزا رفته است؛ اما سیدمحمدرضا میری اثر متفاوتی خلق کرده است. او در نقاشی‌اش برای میرزا، نه به سراغ هیئت ظاهری میرزا رفته و نه او را به‌عنوان قهرمانی فردی، تصویر کرده است؛ بلکه «هویت جمعی» نهضت جنگل برایش مسئله شده است. متن کامل 🔹در این مطلب، به‌مناسبت سال‌روز شهادت میرزاکوچک‌خان، نقاشی متفاوتی از سیدمحمدرضا میری را مرور کرده‌ایم. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
جمع درخت‌های مبارز مرور نقاشی سیدمحمدرضا میری برای میرزا کوچک‌خان جنگلی ✍🏻 رامین لبیشه تبریزی 🔹چهرهٔ میرزاکوچک‌خان آن‌قدر باهیبت و فتوژنیک است که هرکسی خواسته اثری تجسمی برای «نهضت جنگل» خلق کند، به سراغ پرتره کشیدن از میرزا رفته است؛ اما سیدمحمدرضا میری اثر متفاوتی خلق کرده است. او در نقاشی‌اش برای میرزا، نه به سراغ هیئت ظاهری میرزا رفته و نه او را به‌عنوان قهرمانی فردی، تصویر کرده است؛ بلکه «هویت جمعی» نهضت جنگل برایش مسئله شده است. 🔹او یاران میرزا را همچون درختانی ریشه‌دار و تنومند، تصویر کرده که سلاح به دست گرفته‌اند یا به عبارت دقیق‌تر، خود با مبارزه یکی و بدل به تفنگ شده‌اند. تفنگ‌هایی که از جنس خود درختانند و از لابه‌لای شاخ‌وبرگ‌ها سر به فلک کشیده‌اند و قیام کرده‌اند؛ قیام درختان مبارز. «درختان را دوست می‌دارم که به احترام تو قیام کرده‌اند...» (سیدعلی موسوی گرمارودی) 🔹هرچند چهرۀ میرزا در اثر دیده نمی‌شود اما شکل پیچ‌و‌تابِ شاخ‌وبرگ‌‌ها، آن موهای فرفری معروفش را به خاطرمان می‌آورد. گویی هم‌چنان که میری، روح حرکت میرزا را در همین هویت جمعی یافته، ظاهرش را هم با هویت یارانش، در ضمن پوشیدگی، آشکار کرده است. 🔹روح جمعی نهضت جنگل، از فرط بداهت همواره پشتِ تکرار چهرهٔ میرزا مخفی مانده بود و اینجا، میری، اصلِ توجهش به قیام میرزا و نهضت جنگل بوده و او را در کنارِ یارانش ترسیم کرده است؛ چرا که حرکت میرزا در کنارِ یارانش و با هویت جمعی مؤمنانه‌ است که معنا می‌یابد. البته برای آن صفتِ «مؤمنانه‌»‌اش، چندان مابه‌ازای تصویری در نقاشی نمی‌یابیم و از فرامتن در ذهنمان جاری‌ است. البته شاید مقاومت و ایستادگی درختان در ضمن زخم‌هایی که خورده‌اند، شاهدی بر این ایمان باشد. «نه! این درختِ پُر از زخم خم نخواهد شد خبر برید دوسه شاخهٔ تبرشده را» (محمدمهدی سیّار) 🔹البته این علاقهٔ سیدمحمدرضا میری به میرزا، برای امروز نیست و او اتودهای مختلفی در سال‌های پیش‌تر، از چهرهٔ میرزا کشیده تا در ۱۴۰۴ به این نقاشی رسیده است. میری آشنایی‌اش با میرزا را این‌گونه توصیف می‌کند: «میرزا کوچک‌خان جنگلی از کودکی برای نسل من شناخته شده بود. عکسش را در مجلات می‌دیدیم، سریالش را تماشا می‌کردیم و تیتراژ گیلکی‌اش را زمزمه می‌کردیم: "تراگما میرزاکوچک‌خانا..." میرزا با آن هیبت فوتوژنیک و آن جهان خیال‌انگیزی که از ماجراجویی در دل جنگل‌هایِ گیلان برای ما ساخته بود، بخشی از روح‌و‌روان ما شده بود.» 🔹میری این نقاشی را به شیوۀ اکریلیک روی بوم اجرا کرده اما از آنجا که استاد گرافیک است، گویی این اثرش همانندِ بسیاری از نقاشی‌هایش در مرز میان گرافیک و نقاشی قرار گرفته است. ترکیب‌بندی و دیزاین، استفاده خاص از رنگ‌ها و ترکیب آن‌ها، استفاده از تایپوگرافی و‌... باعث می‌شود که نقاشی‌هایش به گرافیک نزدیک شوند و از نقاشی کلاسیک فاصله بگیرند. البته این می‌تواند فرصتی برای جهان نقاشی باشد تا از ظرفیت‌های دنیای گرافیک هم بهره‌مند شود. 🔹این نقاشی نیز گویی به تصویرسازی گرافیکی نزدیک شده و فضایی فانتزی به خود گرفته است. گویی برای طرحِ جلد کتاب یا پوستری برای نوجوانان تصویرسازی شده است. شاید می‌شد با تغییراتی در انتخاب نوع درخت‌ها و شکل شاخ‌وبرگ‌ها، رنگ‌ها و استفاده از خطوط تیزتر در اثر، به نقاشی باصلابت‌تری برای نمایش هیبت حرکت میرزا و یارانش رسید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
مادر مردها منتخب بهترین آثار هنری برای حضرت ام‌البنین (س) «رسیدند و فقط پرسیدی از زینب: حسینم کو؟ تویی اُمّ‌الادب؛ آری! تو باید این‌چنین باشی» قاسم صرافان 🔹حضرت ام‌البنین (س) را بیش از هر چیزی به ادب و خود را ندیدن شناخته‌ایم. ایشان از امیرالمومنین (ع) صاحب چهار پسر شدند و هر چهار پسر را در کربلا، بلاگردان امام حسین (ع) و خاندان مطهر اهل‌ بیت کردند؛ پسرانی که از ابتدا نذر فرزندان حضرت زهرا (س) شده بودند. 🔹نامش «فاطمه» بود اما وقتی به همسری امام علی درآمد، به احترام حضرت فاطمه (س) کنیه «أم‌البنین» را اختیار کرد تا این‌گونه ایشان را صدا کنند. از ایشان فضیلت‌های این‌چنین زیاد شنیده‌ایم که اوجش در لحظه‌ای است که کاروان اهل بیت از اسارت به مدینه بازمی‌گردند. وقتی خبر شهادت پسرانش را می‌دهند، تنها از امام حسین (ع) خبر می‌گیرند. 🔹شاید همین خود را ندیدن حضرت ام‌البنین (س) است که وقتی در آثار هنری به دنبال ایشان می‌گردیم، آثار کمی را می‌یابیم. آنقدر خودشان را در محضر ائمه نادیده می‌گرفتند که حواس‌ها از ایشان پرت شود و متوجه آن‌ها شود. اما در میان اندک آثار هنری در شأن ایشان، چند اثر بیش از بقیه به چشم می‌آیند. در این فرسته تلاش کرده‌ایم چند اثر شاخص در مدیوم‌های مختلف را مرور کنیم. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane