جمع درختهای مبارز
مرور نقاشی سیدمحمدرضا میری برای میرزا کوچکخان جنگلی
✍🏻 رامین لبیشه تبریزی
🔹چهرهٔ میرزاکوچکخان آنقدر باهیبت و فتوژنیک است که هرکسی خواسته اثری تجسمی برای «نهضت جنگل» خلق کند، به سراغ پرتره کشیدن از میرزا رفته است؛ اما سیدمحمدرضا میری اثر متفاوتی خلق کرده است. او در نقاشیاش برای میرزا، نه به سراغ هیئت ظاهری میرزا رفته و نه او را بهعنوان قهرمانی فردی، تصویر کرده است؛ بلکه «هویت جمعی» نهضت جنگل برایش مسئله شده است.
🔹او یاران میرزا را همچون درختانی ریشهدار و تنومند، تصویر کرده که سلاح به دست گرفتهاند یا به عبارت دقیقتر، خود با مبارزه یکی و بدل به تفنگ شدهاند. تفنگهایی که از جنس خود درختانند و از لابهلای شاخوبرگها سر به فلک کشیدهاند و قیام کردهاند؛ قیام درختان مبارز.
«درختان را دوست میدارم
که به احترام تو قیام کردهاند...»
(سیدعلی موسوی گرمارودی)
🔹هرچند چهرۀ میرزا در اثر دیده نمیشود اما شکل پیچوتابِ شاخوبرگها، آن موهای فرفری معروفش را به خاطرمان میآورد. گویی همچنان که میری، روح حرکت میرزا را در همین هویت جمعی یافته، ظاهرش را هم با هویت یارانش، در ضمن پوشیدگی، آشکار کرده است.
🔹روح جمعی نهضت جنگل، از فرط بداهت همواره پشتِ تکرار چهرهٔ میرزا مخفی مانده بود و اینجا، میری، اصلِ توجهش به قیام میرزا و نهضت جنگل بوده و او را در کنارِ یارانش ترسیم کرده است؛ چرا که حرکت میرزا در کنارِ یارانش و با هویت جمعی مؤمنانه است که معنا مییابد. البته برای آن صفتِ «مؤمنانه»اش، چندان مابهازای تصویری در نقاشی نمییابیم و از فرامتن در ذهنمان جاری است. البته شاید مقاومت و ایستادگی درختان در ضمن زخمهایی که خوردهاند، شاهدی بر این ایمان باشد.
«نه! این درختِ پُر از زخم خم نخواهد شد
خبر برید دوسه شاخهٔ تبرشده را»
(محمدمهدی سیّار)
🔹البته این علاقهٔ سیدمحمدرضا میری به میرزا، برای امروز نیست و او اتودهای مختلفی در سالهای پیشتر، از چهرهٔ میرزا کشیده تا در ۱۴۰۴ به این نقاشی رسیده است. میری آشناییاش با میرزا را اینگونه توصیف میکند: «میرزا کوچکخان جنگلی از کودکی برای نسل من شناخته شده بود. عکسش را در مجلات میدیدیم، سریالش را تماشا میکردیم و تیتراژ گیلکیاش را زمزمه میکردیم: "تراگما میرزاکوچکخانا..." میرزا با آن هیبت فوتوژنیک و آن جهان خیالانگیزی که از ماجراجویی در دل جنگلهایِ گیلان برای ما ساخته بود، بخشی از روحوروان ما شده بود.»
🔹میری این نقاشی را به شیوۀ اکریلیک روی بوم اجرا کرده اما از آنجا که استاد گرافیک است، گویی این اثرش همانندِ بسیاری از نقاشیهایش در مرز میان گرافیک و نقاشی قرار گرفته است. ترکیببندی و دیزاین، استفاده خاص از رنگها و ترکیب آنها، استفاده از تایپوگرافی و... باعث میشود که نقاشیهایش به گرافیک نزدیک شوند و از نقاشی کلاسیک فاصله بگیرند. البته این میتواند فرصتی برای جهان نقاشی باشد تا از ظرفیتهای دنیای گرافیک هم بهرهمند شود.
🔹این نقاشی نیز گویی به تصویرسازی گرافیکی نزدیک شده و فضایی فانتزی به خود گرفته است. گویی برای طرحِ جلد کتاب یا پوستری برای نوجوانان تصویرسازی شده است. شاید میشد با تغییراتی در انتخاب نوع درختها و شکل شاخوبرگها، رنگها و استفاده از خطوط تیزتر در اثر، به نقاشی باصلابتتری برای نمایش هیبت حرکت میرزا و یارانش رسید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
مادر مردها
منتخب بهترین آثار هنری برای حضرت امالبنین (س)
«رسیدند و فقط پرسیدی از زینب: حسینم کو؟
تویی اُمّالادب؛ آری! تو باید اینچنین باشی»
قاسم صرافان
🔹حضرت امالبنین (س) را بیش از هر چیزی به ادب و خود را ندیدن شناختهایم. ایشان از امیرالمومنین (ع) صاحب چهار پسر شدند و هر چهار پسر را در کربلا، بلاگردان امام حسین (ع) و خاندان مطهر اهل بیت کردند؛ پسرانی که از ابتدا نذر فرزندان حضرت زهرا (س) شده بودند.
🔹نامش «فاطمه» بود اما وقتی به همسری امام علی درآمد، به احترام حضرت فاطمه (س) کنیه «أمالبنین» را اختیار کرد تا اینگونه ایشان را صدا کنند. از ایشان فضیلتهای اینچنین زیاد شنیدهایم که اوجش در لحظهای است که کاروان اهل بیت از اسارت به مدینه بازمیگردند. وقتی خبر شهادت پسرانش را میدهند، تنها از امام حسین (ع) خبر میگیرند.
🔹شاید همین خود را ندیدن حضرت امالبنین (س) است که وقتی در آثار هنری به دنبال ایشان میگردیم، آثار کمی را مییابیم. آنقدر خودشان را در محضر ائمه نادیده میگرفتند که حواسها از ایشان پرت شود و متوجه آنها شود. اما در میان اندک آثار هنری در شأن ایشان، چند اثر بیش از بقیه به چشم میآیند. در این فرسته تلاش کردهایم چند اثر شاخص در مدیومهای مختلف را مرور کنیم.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane