بافتار
🔻تاریخ، زنده است چرا باید «لحظههای انقلاب» را بخوانیم؟ 🔹خواندن «لحظههای انقلاب» حسوحالی شبیه ورق
🔹محمود گلابدرهای، لحظات مهمی از انقلاب را با قلم خاصش ثبت کرده است و سهم مهمی در حفظ حافظهٔ تاریخی ما دارد. در این فرسته، به تفصیل توضیح دادیم که اهمیت این کتاب چیست و چرا باید آن را بخوانیم؟
🔹حال که در روزهای دههٔ فجر هستیم، تصمیم گرفتیم تا لحظاتی از این کتاب را بچشیم؛ برای همین، مجموعه پادکست ششقسمتی از بریدههای «لحظههای انقلاب» تهیه کردیم که از فردا تقدیم شما مخاطبان خواهد شد.
✅هر قسمت، بخشی از روزنوشتهای گلابدرهای از روزهای دههٔ فجر است و فردا ۱۳ بهمن، پادکست روزنوشت ۱۳ بهمن ۱۳۵۷ را با همدیگر خواهیم شنید.
#بافتار_پادکست
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
میراثی خاکی یک قلم موی رمزآلود
بازخوانی تابلوی «زمستان ۵۷» در نخستین دههٔ فجر بدون واحد خاکدان
🎨اطلاعات نقاشی:
عنوان: زمستان ۵۷
نقاش: واحد خاکدان
تکینک: رنگ و روغن روی بوم
سال: ۱۳۵۷
🔹این نخستین دهه فجری است که بدون «واحد خاکدان» (۱۳۲۹-۱۴۰۴) سپری میشود. خاکدان را نمیتوان در زمره نقاشانی دانست که با آثارشان شالوده هنر انقلابی را بنا کردند؛ اما قلموی او نیز چندان بینسبت با انقلاب اسلامی نبوده است؛ بهویژه آثاری که در سالهای نخست انقلاب و پیش از مهاجرتش به آلمان خلق کرد؛ آثاری که سال ۱۳۵۹ در نمایشگاه انفرادی او در موزه هنرهای معاصر تهران به تماشا درآمد.
🔹نقاشیهای خاکدان، همانطور که از نامش برمیآید، اغلب رنگمایههای خاکی و گرم دارند. سبک او هایپررئالیسم است؛ یعنی فراتر از بازنمایی دقیق اشیا، میکوشد تا به کالبد آثارش روحِ رمز و راز بدمد؛ درست مانند تابلوی «زمستان ۵۷».
🔹این تابلو، بیش از آنکه گفتنی باشد، دیدنی است: پیرمردی متفکر، با تسبیحی در دست که نشان از باورهای عمیق او دارد، بر نیمکتی نشسته و به سرخیِ خونِ پاشیده بر پنجره چشم دوخته است. بر دیوار پشت سرش نیز شمایلی سیاهوسفید از امام خمینی (ره) خودنمایی میکند. اینها عناصر اصلی تصویرند، اما چگونه میتوان رازِ این نقاشی شاعرانه را فاش کرد؟ شاید راهی نباشد جز آنکه به قول سهراب: «در انبوه گل سرخ شناور باشیم».
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
بافتار
میراثی خاکی یک قلم موی رمزآلود بازخوانی تابلوی «زمستان ۵۷» در نخستین دههٔ فجر بدون واحد خاکدان 🎨اط
زمستان ۵۷ - واحد خاکدان - رنگ و روغن روی بوم.jpg
حجم:
5.2M
میراثی خاکی یک قلم موی رمزآلود
🎨 اطلاعات نقاشی:
عنوان: زمستان ۵۷
نقاش: واحد خاکدان
تکینک: رنگوروغن روی بوم
سال: ۱۳۵۷
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
خاطرات محمود گلابدرهایلحظههای انقلاب - روزنوشت ۱۳ بهمن.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
🔻بافتارپادکست
فصل اول؛ لحظههای انقلاب، قسمت اول، روزنوشت ۱۳ بهمن ۱۳۵۷
با صدای محمدمهدی فراهانی
🔹«لحظههای انقلاب» روزنوشتهای محمود گلابدرهای از زمستان ۱۳۵۷ است. گلابدرهای که یکی از شاگردانِ جلال آلاحمد است، در این کتاب روزهای پرحادثه انقلاب را از زاویهدید خودش روایت کرده است.
🔹در اولین فصل از «بافتارپادکست»، بخشهایی از کتاب «لحظههای انقلاب» را میخوانیم. هر قسمت، به خوانش بخشهایی از روزنوشت یکی از روزهای دهه فجر اختصاص دارد. امروز روز ۱۳ بهمن و این قسمت، روزنوشت ۱۳ بهمن ۱۳۵۷ به قلم محمود گلابدرهای است.
🔸در بخشی از این روزنوشت میخوانیم:
«آقا آنجا بود. توی قاب پنجره بود. دستش آرام و باوقار حرکت میکرد. آقا مثل شیر بود، یال داشت. مثل ماه شب چهارده بود. آقا مثل کوه دماوند بود. مثل یک دختر چهاردهساله، گونه و لب و پیشانیش میدرخشید. سیمایش پرکشش بود؛ جذاب بود؛ مشخص بود؛ پرهیبت بود؛ هالهای دور صورتش بود، پرصلابت بود. حالا همه دستها را کشیده بودیم و «ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی» گویان نعره میزدیم و همهچشم دوخته به چشم آقا، زائروار دم میدادیم و میخواستیم یک لحظه هم که شده، لبیک خودمان را با زبان خودمان به گوش آقایامان برسانیم.»
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
🔻شعری بیادعا که روح و جوهرۀ انقلاب اسلامی را حمل میکند.
بیپنجره، بیچهره، ما دیوارها بودیم
بودیم و در تاریکی دنیا رها بودیم
ما کوروکر دیوارها، دیوارهایی سنگ
در حسرت آیینۀ دیدارها بودیم
بر بامِ گور خسروان، آوازه میجستیم
اینگونه ما آوارۀ آوارها بودیم
بیدشت، بیدریا و بیرویا و بیفردا
عمری اسیر چنبرِ تکرارها بودیم
پیش از تو ای گلدستۀ بِشکوه باورها
واماندگان بازی پِندارها بودیم
دیوارهایی خسته از دیواربودنها
دیوارهایی خسته از آوارها بودیم
با بودنت از پیلههای آجری رستیم
آیینۀ یوسفترین دلدارها بودیم
با تو همه شمشیرهایی آتشین و سرخ
شمشیرها آمادۀ پیکارها بودیم
در دست تو سنگ فلاخنهای داوودی
آتشفشانها آری آتشبارها بودیم
ما با تو باران در مصافِ هرچه سنگستان
رگبارها رگبارها رگبارها بودیم
بیتو چه بیجا بود بودن، ما کجا بودیم
آتشبهجان چون ذرهها پا در هوا بودیم
از بند خود رستیم و از دیوارهای خود
نامت شکست آن سنگ-بازی را که ما بودیم
پس سنگ دست کودکان قدس تا بحرین
سنگ شکستِ هر طلسم و هر بلا بودیم
سنگ بنای مسجدالاقصای موعودیم
ما که ستون قصر کسری و کیا بودیم
تعویذ؛ ما و کیمیا؛ ما و شفا؛ ما، حیف!
پیش از تو بیقیمت، شکسته، مبتلا بودیم
ای چهرۀ ما در میان قاب ماه ای ماه!
دور از تو تمثالی مقدس زیر پا بودیم
امروز ما هستیم و هستی بر مدار ماست
دیگر گذشت آن دوره که سیارهها بودیم
فردا از آنِ توست، از خورشیدها پیداست
فردا که میبینند: ما هستیم، ما بودیم
علیمحمد مودب
🔹این شعر مودب، بیش از هرچیزی، از پیشازخمینی میگوید که همه چیز بود؛ اما چون او نبود، هیچچیز جان نداشت. ما بودیم اما در تاریکیِ دنیا رها بودیم. دیوارهایی بودیم خسته از دیواربودنها. این خمینی بود که ما را آدم کرد و دیوارها را به آیینه و پنجره بدل کرد.
🔹این شعر بیآنکه از کلمههای پیچیده استفاده کند، روح شگرف و حرف اساسی انقلاب اسلامی را حمل میکند. از دنیایی صحبت میکند که به نظمی تاریک و ماشینواره عادت کرده بود و انقلاب اسلامی، تاب تحمل این تاریکی را نداشت و بازیِ این پندارهای پیشین و مرسوم جهانی را به هم زد. شعر، این جهانِ بیاراده و پُررخوت، ماشینی و غیرآدمیزادی را با کلماتی چون «دیوار»، «سنگ»، «آوار»، «اسیر»، «گور»، «آجری»، «خسته»، «بند»، «سنگستان» در مقابل جهانی پویا، انسانی، آزاد و آدمیزادی میگذارد با واژگانی چون «پنجره»، «آیینه»، «رستن»، «باران»، «گلدسته».
🔹حتی جلوتر از همین کلمات سنگی هم کار میکشد و از خمینی و انقلابی میگوید که توانست به «سنگ» و سنگوارهها هم معنای جدیدی دهد و آن را از ستون قصر کسری به سنگ بنای مسجدالاقصی بدل کند تا جهانی امتی فراتر از پیش و حقیقتی خدایی بگیرد. یا همین «سنگ» را بهعنوان سلاحی علیه همین جهان مدرن و ماشینی بدل کند و بشود عصای دست کودکان فلسطینی. حتی در بیتی از رهگذر تشبیهی، به جهان دیگری هم گریزی میزند و آن، مهجوریت دین و شعائر اسلام است: «دور از تو تمثالی مقدس زیر پا بودیم». و در پایان نیز، از امروز و فردایی صحبت میکند که از آنِ خمینی است و هستی بر مدار امت اوست. اما مهمتر از هرچیزی، آنچه از اول تا آخر شعر با خواندن تکتک ابیات، در ذهن ما موکد میشود، آن صحبت شاعرانۀ رهبری دربارۀ امام خمینی (ره) است مربوط به سال ۱۳۶۸:
«همهچیز از او روئید. همهچیز بود، او نبود در روزگاری و ما هیچچیز نداشتیم. همین ایران بود، همین ملت بود، همین موقعیت جغرافیایی بود، همین فقه بود، همین قرآن بود، همین نهجالبلاغه بود؛ اما او نبود، هیچ چیز نبود، هیچ چیزی نداشتیم، بعد او پدید آمد. قدم در صحنه گذاشت؛ مثل وجودی که ماهیات را هستی میبخشد، تحقق میبخشد؛ مثل روحی که به کالبدی دمیده میشود و اجزای آن کالبد را زنده میسازد، ما را زنده کرد.»
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
حسن ریاحیبوی بهار.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
🎼 آلبوم «بوی بهار»؛ سرود «بوی بهار» (۱۳۶۵)
آهنگساز: حسن (بهمن) ریاحی
سراینده: مولوی
خوانندگان: محمود (سیامک) علیقلی، مهرداد کاظمی و گروه همسرایان
نوازندگان و همخوانان: ارکستر سمفونیک و گروه کُر واحد موسیقی سازمان صداوسیما
🔹بخشی از شعر:
«آب زنید راه را هینکه نگار میرسد
مژده دهید باغ را، بوی بهار میرسد
راه دهید یار را، آن مَه دَهچهار را
کز رخ نوربخش او نور، نثار میرسد
چاک شدهست آسمان، غلغلهایست در جهان
عَنبَر و مُشک میدمد، سَنجَق یار میرسد»
🔹 از نیمۀ دهۀ ۱۳۶۰، «بوی بهارْ» علاوهبر مردمان حاضر در آن سالها به میان نسلهای دیگر نیز راه یافت. گرچه این قطعه براساس سرودهای با مضمون عرفانی از مولوی پدید آمده، اما مناسبت ساخت آنْ سالروز بازگشت امامخمینی به میهن است. نغمه و سرودۀ «بوی بهار»، هر دو در کنار یکدیگر، ضربآهنگی پویا و سرزنده به پا میکنند که با ساز تار و نغمههایی از موسیقی سنتی ایرانی، مانند مثنوی «افشاری» آراسته میشوند. در مقدمۀ این اثر، بخشی از نغمۀ سرود «بانگ آزادی» (با آهنگسازی احمدعلی راغب) به گوش میرسد. سپس دو بخش اصلی این سرود، بهترتیب شادباش و نیایشی را تداعی میکنند که یادآور استقبال پرشور مردم از رهبر انقلاب اسلامی در دوازدهم بهمن است. نسخههای ضبط استودیویی و اجرای زندۀ «بوی بهار» طی سالیان گذشته بارها از راه رسانههای گوناگون، پخش و با استقبال مخاطبان روبهرو شده است.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
رستاخیزِ جان در برابرِ انجمادِ سنگنگاره
مرور نقاشی «میلاد» از کاظم چلیپا
🔹گاهی کلمات در قالب نثر، توانِ کشیدنِ بارِ معنایی یک نقاشی را ندارند؛ آنجاست که شعر به کمک میآید. مثل ابیات علیمحمد مؤدب که گویی شرحی است بر جهانِ این نقاشی از کاظم چلیپا:
«بیپنجره، بیچهره ما دیوارها بودیم
بودیم و در تاریکی دنیا رها بودیم
ما کوروکر دیوارها، دیوارهایی سنگ
در حسرت آیینهٔ دیدارها بودیم...
دیوارهایی خسته از دیوار بودنها
دیوارهایی خسته از آوارها بودیم».
🔹همیشه در نقاشیها، مضامین ایثار و شهادت (وجوه ایجابی) برجسته است، اما نهضت اسلامی، وجوهی «سلبی» هم دارد. یکی از آن وجود، نفی سیاست باستانگرایی بود. با وجود دستوپازدنهای بسیار پهلوی برای همراهی مردم با ایدهاش، در آثار گوناگونی پساز پیروزی انقلاب، تنفر هنرمندان از این ایده به چشم میخورد.
🔹 در نقاشی «میلاد»، چلیپا، انسانی ایرانی را به تصویر کشیده است که از درون پیکر سنگنگارهای، جانی دوباره گرفته است. گویی تا آن لحظه، صرفا موجودیتی انتزاعی و ایستا داشته است. اما ناگهان از جسم کهنهٔ خودش بیرون میآید و به دنبال هویتی تازه میگردد. این حرکت، در واقع یک هجرت است؛ هجرت از «باستانگرایی فرمایشی» و عبور کردن از نقش تکراری رعیتِ شاه بودن. او انگار از «دیوار بودن» خسته است. انسانِ برآمده از این تحول، حالا از هیبت سنگی، به مقام یک روح زنده و پویا در تاریخ، میخواهد نقشهای جدید ایفا کند.
🔸فایل باکیفیت نقاشی
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
بافتار
رستاخیزِ جان در برابرِ انجمادِ سنگنگاره مرور نقاشی «میلاد» از کاظم چلیپا 🔹گاهی کلمات در قالب نثر،
میلاد(تولدی دیگر)-رنگوروغن روی بوم-۸۰در۱۸۰ - سال ۱۳۶۲.jpg
حجم:
4M
رستاخیزِ جان در برابرِ انجمادِ سنگنگاره
🎨 اطلاعات نقاشی:
عنوان: میلاد (تولدی دیگر)
نقاش: کاظم چلیپا
ابعاد: ۸۰×۱۸۰
سال: ۱۳۶۲
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
بافتار
رستاخیزِ جان در برابرِ انجمادِ سنگنگاره مرور نقاشی «میلاد» از کاظم چلیپا 🔹گاهی کلمات در قالب نثر،
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انقلاب اسلامی؛ تولد دوبارهٔ انسان ایرانی و آرمانهایش
کاظم چلیپا از تابلوی «میلاد» میگوید
🔹در این ویدیو که بریدهای از مستند «یاد» به تهیهکنندگی و کارگردانی فرانک آرتاست، کاظم چلیپا، از انسانی حرف میزند که با انقلاب اسلامی، متولد شده است. او توضیح میدهد که انقلاب، کوششی برای رهایی از پیلهٔ سنگی باستانگرایی و تلاشی برای دستیابی هویتی تازه و صورت واقعی انسانی بود.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
🔻معرفی فیلم
فیلمهایی دربارهٔ انقلاب اسلامی (۱)
🔸دادشاه
🔹سینمای انقلاب با «خونبارش» آغاز شد و با «دادشاه» قوام گرفت. داستان فیلم که برگرفته از ماجرایی واقعی است، سرگذشت نورمحمد است؛ یکی از مبارزین بلوچ که علیه خان و حکومت پهلوی قیام میکند و ارتش برای دستگیری او، روانهٔ کوه و بیابان میشود. آوازهٔ نورمحمد آرامآرام میپیچد و مردم به او میپیوندند؛ اینجاست که سروکلّهٔ یکی از دشمنان محلّی نورمحمد به قصّه باز میشود.
🔹«دادشاه» وجوه مختلف یک قیام مردمی را ثبت میکند؛ از ارتباط رهبرِ قیام، نورمحمّد با اعضایش و تنوّع آدمهای قیام و اختلافنظرهایشان با هم گرفته تا روشهای ارتش شاهنشاهی برای سرکوب قیام و دخالت خارجیها و نهایتا، استفاده از عناصر محلّی برای خاموش کردن آتش قیام.
🔹 «دادشاه» البته نه از بهترین فیلمهای سینمای انقلاب است و نه بهدور از کلیشه و شعارزدگی؛ اما یک قصهٔ پرفرازونشیب و سرگرمکننده تعریف میکند و برای همین، ارزش تماشا دارد.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻وقتی که خوشنویسی، الهامبخش گرافیک شد
روایت استاد مسعود نجابتی از پوستر متفاوت خلیل رسولی که او را از خط به گرافیک کشاند.
🔹زمانی که عارف قزوینی این شعر را برای شهدای مشروطه سرود، شاید تصور نمیکرد سالها بعد در روزگار قیام امام خمینی، این شعر دوباره بر سرِ زبانها بیفتد و برای شهدا خوانده شود. شعری که بعدها منبع الهامی برای خلق آثار موسیقی، نقاشی و حتی نقاشیخط شد. جالب است که نقاشیخطِ این شعر که در روزهای سال ۱۳۵۹ به هنرمندیِ خلیل رسولی و برای ادای دین به شهدا در بحبوحۀ جنگ خلق شد، خود نیز الهامبخش استاد مسعود نجابتی بود تا خوشنویسی را از دریچۀ دیگری ببیند و خوشنویسی و گرافیک را در یک نقطه جمع کند؛ چیزی که امروزه استاد نجابتی در آن خبره است و تایپوگرافیهای ماندگاری را خلق کرده است.
🔸متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
بافتار
🔻وقتی که خوشنویسی، الهامبخش گرافیک شد روایت استاد مسعود نجابتی از پوستر متفاوت خلیل رسولی که او را
«از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سروِ قدشان سرو خمیده»
🔹زمانی که عارف قزوینی این شعر را برای شهدای مشروطه سرود، شاید تصور نمیکرد که سالها بعد در روزگار قیام امام خمینی (ره)، این شعر توفیق یابد که دوباره بر سرِ زبانها بیفتد و برای شهدای انقلاب اسلامی خوانده شود. شعری که بعدها منبع الهامی برای خلق آثار موسیقی، نقاشی و حتی نقاشیخط شد. جالب است که نقاشیخطِ این شعر که در روزهای سال ۱۳۵۹ به هنرمندیِ خلیل رسولی، برای ادای دین به شهدای دفاع مقدس خلق شد، خود نیز الهامبخش استاد مسعود نجابتی شد تا خوشنویسی را از دریچۀ دیگری ببیند و خط و گرافیک را در یک نقطه جمع کند؛ چیزی که امروزه استاد نجابتی در آن خبره است و تایپوگرافیهای ماندگاری را خلق کرده است.
خلیل رسولی، جوان آن روزها شاید بیآنکه خود نیز بداند، با خلاقیتش مسیری را برای نسلهای بعدی باز کرد که تا پیش از آن در نقاشیخط، سابقه نداشت.
🔹پیش از انقلاب، هنر تجسمی ما بهخصوص گرافیک، حالتی سفارشی داشت و از درد و حرف و اعتقاد مردم جدا افتاده بود؛ چیزی شبیه به هنر روشنفکری امروز؛ اما با انقلاب، این جوششِ برخاسته از اعتقاد و آرمانِ هنرمند، آنقدر جدی شد که حتی به عرصۀ خوشنویسی نیز راه پیدا کرد. در سنت خوشنویسی، «مرغهای بسمالله» را بهصورت نقاشیِخط شاهد بودیم اما اینکه خوشنویسی و گرافیک، در یک نقطۀ سیاسی جمع شوند، بدیع بود و با خلاقیت خلیل رسولی بود که این اتفاق، رخ داد. سؤال اینجاست که چگونه میشود بعد از سالها، هنرمندی همچون او به این نگاه و فرم میرسد؟ پاسخ را باید در ذات انقلاب اسلامی جستوجو کرد؛ نگاهی که هنرمند را از درون برمیانگیزد تا در برابر کفر و استکبار ساکت ننشیند.
🔹این شعار مبارک دلبسته به قیام لله، این روزها گاهی از زبان نامبارک ضد انقلاب هم شنیده میشود که دستوپا میزنند تا برای مقاصد باطل، از آن بهره بگیرند؛ اما روح و باطن این شعر با ذات حرکت آنها در تضاد است؛ شعری که از همان اوایل مشروطه برای رسیدن به حکومتی اسلامی سروده شده و در ادامه، در زمان نهضت و انقلاب اسلامی، در رثای جوانانی جان گرفته که به دست دشمنان وطن و انقلاب اسلامی شهید شدند. «لاله» نیز در همین فرهنگ انقلاب است که جان دوباره میگیرد و نماد «شهید» میشود. اصلاً شهید در جهانِ انقلابِ اسلامی است که معنامند است و از جهان مقدسش جدا نمیشود. این علقه و علاقه بین این لفظ و جهان ایمانی آن، آنقدر جداییناپذیر است که استفاده از این کلمه و شعر توسط ضدانقلاب متناقض و مضحک و بیمعناست.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35