🔻این فصل را با من بخوان
چکیدۀ موسیقی و شعر انقلاب در پوئمسمفونی «هجرت» (با شعر علی معلم دامغانی)
«اگر روزی یک آهنگساز بخواهد روی این [شعر] کار کند، میتواند؟» میگفتم «بله، یکجور کهنگی و فاخر بودن در ادبیات شماست که به سبک «خراسانی»، معروف است.» (کتاب «آیههای هنر متعهد»، جلد یکم: صفحۀ ۲۱۹) این پاسخ احمدعلی راغب به پرسش محمدعلی معلم دامغانی بود؛ در همان مدت دوسالهای که پساز پیروزی انقلاب اسلامی با یکدیگر همخانه بودند و معلم بخشی از مثنوی بلند «هجرت» را همانجا سرود. راغب از نزدیک، شاهد جریان آفرینش «هجرت» بوده و معلم نیز نظرهای وی را در روند سرودن این شعر، دریافت میکرده است. سرانجامْ مدتها بعد، در سال ۱۳۶۷ و همزمان با دهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ساخت پوئمسمفونی «هجرتْ» تحقق یافت. (متن کامل مرور را از اینجا بخوانید.)
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻این فصل را با من بخوان چکیدۀ موسیقی و شعر انقلاب در پوئمسمفونی «هجرت» (با شعر علی معلم دامغانی) «
🔹 به پیشنهاد محمد هاشمی رفسنجانی (رئیس وقت سازمان صداوسیما) برای ماندگاری مثنوی «هجرت» و جلوگیری از نابودی تدریجی آن، این سروده باید با موسیقیْ آمیخته میشد. ازاینرو شعر به چهار بخش، تقسیم و آهنگسازی براساس هر یک از قسمتها به یک موسیقیدان واگذار شد: حسن ریاحی، احمدعلی راغب، سیدمحمد میرزمانی و محمد بیگلریپور. همچنین گروهی از خوانندگان و سروده(دکلمه)خوانان، بیتهای مثنوی را در این پوئمسمفونیْ طنینانداز کردند. این اثر در واحد موسیقی سازمان صداوسیما تولید و نسخههای باکلام و بیکلام آن از رادیو و تلویزیون، پخش شد.
🔹 مثنوی «هجرت» با بند برگردان آشنایش (این فصل را با من بخوان، باقی فسانه است / این فصل را بسیار خواندم، عاشقانه است)، به تعبیر معلم، روایتی بلند و با زبانی ریشهدار از «زندگانی بشر و تاریخ قصهها و غصههای اوست»: راهی که از خیزش پیامبران و ائمۀ معصومین (ع) و تمامی مجاهدان راه حق تا قیام امامخمینی و انقلاب اسلامی، امتداد دارد. فضای داستانی آن، طبعاً با مجموعهای از صداها و سازهای گوناگون میتوانست ترسیم شود. ازهمینرو ساختار «منظومۀ سمفونیک» یا «پوئمسمفونی» (Symphonic Poem) برای آنْ برگزیده شد. این قالب، دستکم با یک پویه (موومان) یا بخش و برای نواختن ازسویی دستهای از سازها(ارکسترال)ی سمفونیک، یک شعر، داستان، نقاشی، چشمانداز یا هرگونه منبع الهامبرانگیز دیگر را بازمینمایانَد.
🔹 در میان پویههای «هجرت»، بخش دوم (با آهنگسازی راغب) بیشترْ از درونمایۀ موسیقی ایرانی برخوردار است و دیگر قسمتها بر ساختار موسیقی کلاسیک جهانی، تکیه دارند. نسخهای از این قطعه برای ارائه به امامخمینی، مهیا شد و آیتالله خامنهای نیز علاوهبر مثنوی «هجرت»، از ساخت پوئمسمفونی آن نیز بارها تقدیر کردند. ساختار، محتوا و مدت قطعۀ «هجرت» در نوع خود، نمونهای کممانند است؛ بهگونهای که شاید بتوان آن را عصارهای از موسیقی و شعر انقلاب اسلامی ایران، دستکم تا سال ۱۳۶۷ و چهبسا تاکنون به شمار آورْد.
🔹 در سی و هفتمین سالگرد ضبط پوئمسمفونی «هجرت» که ازقضا همزمان با بهمنماه بود، شما مخاطبان ارجمند را به شنیدن قطعههای این اثر دعوت میکنیم. نسخۀ کامل پویههای یکم تا سوم آن در این کانال، قابلدسترسیست (بهدلیل دسترسی نداشتن به پویۀ چهارم با آهنگسازی محمد بیگلریپور، انتشار آن امکانپذیر نشد). همچنین میتوانید متن کامل مثنوی «هجرت» را در وبگاه مؤسسۀ فرهنگی-هنری «شهرستان ادب»، مشاهده کنید.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
بافتار
🔹 به پیشنهاد محمد هاشمی رفسنجانی (رئیس وقت سازمان صداوسیما) برای ماندگاری مثنوی «هجرت» و جلوگیری از
🔻جلوتر بساطیست از بتتراشی
و خدّام کعبه، خدا میفروشند
(حسن بیاتانی)
🔹لحظه تحویل گرفتن تکهای از پردهٔ کعبه توسط جفری اپستین در حالی که سلطان بن سلیم، مقام اماراتی و رئیس شرکت بنادر دبی، در کنار او ایستاده.
کامل این شعر را از اینجا بخوانید.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
🔻جانبازی حزباللّه و ورقبازی روشنفکر
مرور نیمایی کوتاه از مرحوم سیدحسن حسینی در بیانِ روح «انسان انقلاب اسلامی» و جوهرهٔ «روشنفکری»
امروز لفظ پاك «حزباللّه»
گويا که در قاموسِ «روشنفكرِ» اين قوم
دشنام سختی است!
اما
من خوب يادم هست
روزی كه «روشنفكر»
در كافههای شهر پُرآشوب
دور از هياهوها
عرق میخورد
با جانفشانیهای جانبازانِ «حزب اللّه»
تاريخ اين ملت
ورق میخورد!
🔹اين نيمايیِ سيدحسن حسینی از کتاب «همصدا با حلق اسماعیل»، از یگانهشعرها و فریادهای مهم انقلاب اسلامی است که هم مجاهدتِ «انسان انقلاب اسلامی» را میفهمد و هم، اختگی و بیخاصیتیِ «روشنفکر»های غربزده را. کموبیش شعرهایی داریم که خود «غرب» را نشانه رفتهاند؛ اما سیلی ابیاتِ باغیرتِ ما، کمتر صورت وادادههای غرب را نواخته است؛ آن هم بهاینشکل که شرافتِ جهان مجاهدانهٔ حزبالله را روبروی حقارتِ جهانِ لاابالی روشنفکری قرار دهد. این توجه سیدحسن حسینی برای سال ۵۹ است و روزهای بیتفاوتی این غربزدهها به دفاع مقدس هشتساله؛ اما همچنان زنده است و اصلِ حرف، همان است که او سرود. هرچه که بیشتر میگذرد، حرفش، نوبهنو، زندهتر و ملموستر میشود. شاهدش، همین روزهای جنگ با اسرائیل در همین امسال است؛ لحظههای پرآشوبی که روشنفکرهای پلاسیده در کافههایشان، به دور از هیاهوها، مشغول عرقنوشی و ورقبازی بودند و ایران را، این مجاهدان پیشران و امت حزباللّهی بودند که سرپا نگه داشتند و تاریخ پرافتخاری را رقم زدند.
🔹قرینهسازی شاعرانۀ «عرق» و «ورق» هم، اشارهایست به همین جهانِ مالیخولیایی لامذهب روشنفکری. جلال، آن روشنضمیرِ بازگشتهازروشنفکری در کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران» مینویسد:
«روشنفکر ایرانی، مالیخولیایی میشود یا هروئینی یا پُرادا یا مدرنیست یا دیوانه یا غربزده و به هر صورت ازاثرافتاده و تنها مصرفکنندۀ مصنوعات معنوی و مادی غرب و نه سازندۀ چیزی که مردم بومی بتوانند مصرف کنند. به این دلیل است که او کمکم همۀ ایدهآلهای روشنفکری را فراموش میکند و از نظر اجتماعی بیخاصیت میشود و ناچار عقیم میشود.»
🔹یا نادر ابراهیمی، آن بزرگنویسنده و آگاه به دنیای روشنفکری، در «با سرودخوان جنگ در خطۀ ناموننگ»، این بزدلی غربزدهها را در کنار غیرت مردم ایران در موقعیتهای تاریخی به چشم میآورد و مینویسد:
«این، همان ملتیست که ما تا هزاران سال، در کتابهایمان، چنان با سربلندی از ایشان یاد خواهیم کرد که انگار، آن ملت، خود خود ما بودهایم و آن جنگ را خود خود ما کردهایم و از یاد خواهیم برد که در همان زمان، کسانی نیز وجود داشتهاند که تسلیم و دستها برسرنهاده به فرمان غریزهای حقیر، بزدلانه و ناجوانمردانه، فقط بهخاطر صدای یک تیر به هزارها کیلومتر دور از وطن گریختهاند و در کافههای شبانه در باب اینکه چه کسی خواهد رفت و چه کسی خواهد آمد «ور» خواهند زد - بیخبر از اینکه اینجا، مسلسلها را، حتی از دستهای شهیدانِ نخلستانهای جنوب نیز جدا نمیتوان کرد.»
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane