بافتار
🔻این فصل را با من بخوان چکیدۀ موسیقی و شعر انقلاب در پوئمسمفونی «هجرت» (با شعر علی معلم دامغانی) «
🔹 به پیشنهاد محمد هاشمی رفسنجانی (رئیس وقت سازمان صداوسیما) برای ماندگاری مثنوی «هجرت» و جلوگیری از نابودی تدریجی آن، این سروده باید با موسیقیْ آمیخته میشد. ازاینرو شعر به چهار بخش، تقسیم و آهنگسازی براساس هر یک از قسمتها به یک موسیقیدان واگذار شد: حسن ریاحی، احمدعلی راغب، سیدمحمد میرزمانی و محمد بیگلریپور. همچنین گروهی از خوانندگان و سروده(دکلمه)خوانان، بیتهای مثنوی را در این پوئمسمفونیْ طنینانداز کردند. این اثر در واحد موسیقی سازمان صداوسیما تولید و نسخههای باکلام و بیکلام آن از رادیو و تلویزیون، پخش شد.
🔹 مثنوی «هجرت» با بند برگردان آشنایش (این فصل را با من بخوان، باقی فسانه است / این فصل را بسیار خواندم، عاشقانه است)، به تعبیر معلم، روایتی بلند و با زبانی ریشهدار از «زندگانی بشر و تاریخ قصهها و غصههای اوست»: راهی که از خیزش پیامبران و ائمۀ معصومین (ع) و تمامی مجاهدان راه حق تا قیام امامخمینی و انقلاب اسلامی، امتداد دارد. فضای داستانی آن، طبعاً با مجموعهای از صداها و سازهای گوناگون میتوانست ترسیم شود. ازهمینرو ساختار «منظومۀ سمفونیک» یا «پوئمسمفونی» (Symphonic Poem) برای آنْ برگزیده شد. این قالب، دستکم با یک پویه (موومان) یا بخش و برای نواختن ازسویی دستهای از سازها(ارکسترال)ی سمفونیک، یک شعر، داستان، نقاشی، چشمانداز یا هرگونه منبع الهامبرانگیز دیگر را بازمینمایانَد.
🔹 در میان پویههای «هجرت»، بخش دوم (با آهنگسازی راغب) بیشترْ از درونمایۀ موسیقی ایرانی برخوردار است و دیگر قسمتها بر ساختار موسیقی کلاسیک جهانی، تکیه دارند. نسخهای از این قطعه برای ارائه به امامخمینی، مهیا شد و آیتالله خامنهای نیز علاوهبر مثنوی «هجرت»، از ساخت پوئمسمفونی آن نیز بارها تقدیر کردند. ساختار، محتوا و مدت قطعۀ «هجرت» در نوع خود، نمونهای کممانند است؛ بهگونهای که شاید بتوان آن را عصارهای از موسیقی و شعر انقلاب اسلامی ایران، دستکم تا سال ۱۳۶۷ و چهبسا تاکنون به شمار آورْد.
🔹 در سی و هفتمین سالگرد ضبط پوئمسمفونی «هجرت» که ازقضا همزمان با بهمنماه بود، شما مخاطبان ارجمند را به شنیدن قطعههای این اثر دعوت میکنیم. نسخۀ کامل پویههای یکم تا سوم آن در این کانال، قابلدسترسیست (بهدلیل دسترسی نداشتن به پویۀ چهارم با آهنگسازی محمد بیگلریپور، انتشار آن امکانپذیر نشد). همچنین میتوانید متن کامل مثنوی «هجرت» را در وبگاه مؤسسۀ فرهنگی-هنری «شهرستان ادب»، مشاهده کنید.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
بافتار
🔹 به پیشنهاد محمد هاشمی رفسنجانی (رئیس وقت سازمان صداوسیما) برای ماندگاری مثنوی «هجرت» و جلوگیری از
🔻جلوتر بساطیست از بتتراشی
و خدّام کعبه، خدا میفروشند
(حسن بیاتانی)
🔹لحظه تحویل گرفتن تکهای از پردهٔ کعبه توسط جفری اپستین در حالی که سلطان بن سلیم، مقام اماراتی و رئیس شرکت بنادر دبی، در کنار او ایستاده.
کامل این شعر را از اینجا بخوانید.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
🔻جانبازی حزباللّه و ورقبازی روشنفکر
مرور نیمایی کوتاه از مرحوم سیدحسن حسینی در بیانِ روح «انسان انقلاب اسلامی» و جوهرهٔ «روشنفکری»
امروز لفظ پاك «حزباللّه»
گويا که در قاموسِ «روشنفكرِ» اين قوم
دشنام سختی است!
اما
من خوب يادم هست
روزی كه «روشنفكر»
در كافههای شهر پُرآشوب
دور از هياهوها
عرق میخورد
با جانفشانیهای جانبازانِ «حزب اللّه»
تاريخ اين ملت
ورق میخورد!
🔹اين نيمايیِ سيدحسن حسینی از کتاب «همصدا با حلق اسماعیل»، از یگانهشعرها و فریادهای مهم انقلاب اسلامی است که هم مجاهدتِ «انسان انقلاب اسلامی» را میفهمد و هم، اختگی و بیخاصیتیِ «روشنفکر»های غربزده را. کموبیش شعرهایی داریم که خود «غرب» را نشانه رفتهاند؛ اما سیلی ابیاتِ باغیرتِ ما، کمتر صورت وادادههای غرب را نواخته است؛ آن هم بهاینشکل که شرافتِ جهان مجاهدانهٔ حزبالله را روبروی حقارتِ جهانِ لاابالی روشنفکری قرار دهد. این توجه سیدحسن حسینی برای سال ۵۹ است و روزهای بیتفاوتی این غربزدهها به دفاع مقدس هشتساله؛ اما همچنان زنده است و اصلِ حرف، همان است که او سرود. هرچه که بیشتر میگذرد، حرفش، نوبهنو، زندهتر و ملموستر میشود. شاهدش، همین روزهای جنگ با اسرائیل در همین امسال است؛ لحظههای پرآشوبی که روشنفکرهای پلاسیده در کافههایشان، به دور از هیاهوها، مشغول عرقنوشی و ورقبازی بودند و ایران را، این مجاهدان پیشران و امت حزباللّهی بودند که سرپا نگه داشتند و تاریخ پرافتخاری را رقم زدند.
🔹قرینهسازی شاعرانۀ «عرق» و «ورق» هم، اشارهایست به همین جهانِ مالیخولیایی لامذهب روشنفکری. جلال، آن روشنضمیرِ بازگشتهازروشنفکری در کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران» مینویسد:
«روشنفکر ایرانی، مالیخولیایی میشود یا هروئینی یا پُرادا یا مدرنیست یا دیوانه یا غربزده و به هر صورت ازاثرافتاده و تنها مصرفکنندۀ مصنوعات معنوی و مادی غرب و نه سازندۀ چیزی که مردم بومی بتوانند مصرف کنند. به این دلیل است که او کمکم همۀ ایدهآلهای روشنفکری را فراموش میکند و از نظر اجتماعی بیخاصیت میشود و ناچار عقیم میشود.»
🔹یا نادر ابراهیمی، آن بزرگنویسنده و آگاه به دنیای روشنفکری، در «با سرودخوان جنگ در خطۀ ناموننگ»، این بزدلی غربزدهها را در کنار غیرت مردم ایران در موقعیتهای تاریخی به چشم میآورد و مینویسد:
«این، همان ملتیست که ما تا هزاران سال، در کتابهایمان، چنان با سربلندی از ایشان یاد خواهیم کرد که انگار، آن ملت، خود خود ما بودهایم و آن جنگ را خود خود ما کردهایم و از یاد خواهیم برد که در همان زمان، کسانی نیز وجود داشتهاند که تسلیم و دستها برسرنهاده به فرمان غریزهای حقیر، بزدلانه و ناجوانمردانه، فقط بهخاطر صدای یک تیر به هزارها کیلومتر دور از وطن گریختهاند و در کافههای شبانه در باب اینکه چه کسی خواهد رفت و چه کسی خواهد آمد «ور» خواهند زد - بیخبر از اینکه اینجا، مسلسلها را، حتی از دستهای شهیدانِ نخلستانهای جنوب نیز جدا نمیتوان کرد.»
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
حسین پارسافرآیندۀ روشن.mp3
زمان:
حجم:
12.6M
🎼 پوئمسمفونی «راه روشن» (۱۳۹۹)؛ پویۀ (مووْمان) سوم: «آیندۀ روشن»
آهنگساز: حسین پارسافر
شاعر: میلاد عرفانپور
خواننده: بهرام پاییز
🔹 بخشی از شعر:
«چشم این رود چهلساله به دریاست هنوز
یک جهانْ نهر دعا پشت سر ماست هنوز
پیشِ رو فصل درو کردن حاصل، مانده است
اینک این گام نهایی که مقابل، مانده است
اینک این گام که غوغای گلافشانیهاست
اینک این گام که میعاد سلیمانیهاست»
🔹«راه روشن» براساس رهنمودهای آیتالله خامنهای در متن بیانیۀ «گام دوم انقلاب» (به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی آن، خطاب به ملت ایران) ساخته شده است. در قلب این پوئمسمفونی، «آیندۀ روشن» افقی را پیش روی همراهان کاروان نهضت، ترسیم میکند: مسیری از گذشته تا روزگار حاضر که جانفشانیهای شهیدان، روشنیبخشَش بوده و برای تداوم و پایداری در آن باید با امید و شهامت، بهدور از تردید و انحطاط، فرازونشیبهایش و شرارتهای دشمنان را پشتسر گذاشت.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
خاطرات محمود گلابدرهایلحظههای انقلاب-۲۱بهمن.mp3
زمان:
حجم:
6.1M
🔻بافتارپادکست
فصل اول؛ لحظههای انقلاب، قسمت پنجم، روزنوشت ۲۱ بهمن ۱۳۵۷
با صدای محمدمهدی فراهانی
🔹 «لحظههای انقلاب» روزنوشتهای محمود گلابدرهای از زمستان ۱۳۵۷ است. گلابدرهای که یکی از شاگردانِ جلال آلاحمد است، در این کتاب روزهای پرحادثه انقلاب را از زاویهدید خودش روایت کرده است.
🔹در اولین فصل از «بافتارپادکست»، بخشهایی از کتاب «لحظههای انقلاب» را میخوانیم. هر قسمت، به خوانش بخشهایی از روزنوشت یکی از روزهای دهه فجر اختصاص دارد.
🔸تنها یک روز مانده است تا انقلاب اسلامی ایران به پیروزی خود، نزدیک شود. گلابدرهای، دریای خروشانی را مینگرد که از میدان «فوزیه» («امامحسین» کنونی) تا خیابان «نارمک» موج میزند. همهجا سنگربندیشده و پیوسته دستههای گوناگونی از مردم، معابر شهر تهران را دربرمیگیرند. همگی بهویژه زنان و دختران در تبوتاب رساندن تدارکات و پشتیبانی به مبارزان انقلاب و سربازان بهملتپیوستۀ نیروی هوایی هستند. اینک گلابدرهای شوروحال گرم، همدلانه و متحدانهای را روایت میکند که بهزودی، طومار شاهنشاهی پهلوی دوم را درهممیپیچد.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صبحه دارن اذون میگن
مرور یکیاز بهترین ترانههای انقلاب به سرایش و خوانش محمدعلی معلم دامغانی به همراه موسیقی مجید انتظامی و تصاویری از مستند «برای آزادی» به کارگردانی حسین ترابی
🔹واقعا آدم باورش نمیشود که این علی معلمِ ترانهسرا با زبان صمیمی و روان، همان علی معلمِ مثنوی بلندسراست با زبان سخته و واژگان غامض و غریب؟ این ترانۀ روانِ استاد معلم، جزو بهترین شعرهای انقلاب است که لحظۀ انقلاب را توصیف میکند. او برای روشن شدن عظمت این انفجار نور، مجبور میشود تاریکی دوران پهلوی را به چشم بیاورد و از شهر دشنهخوردۀ مردۀ سردِ سنگی صحبت کند که مرده و زندۀ آن فرقی نمیکرد. شهری که قلعهای داشت و دیوی. شهری که نه روح داشت، نه خدایی در جریان بود. شهری که پنجرههایش دیوار بودند. بهقول قیصر:
«گناه اول ما افتتاح پنجره بود
گناه دیگر ما، انهدام دیوار است»
🔹همهٔ توصیفهای این ترانه از دوران پیش از انقلاب، حس مردگی، بستگی تاریخ، تاریکی و بیمعنایی و بیزبانی را منتقل میکند؛ حس تاریکیِ محض و شبِ مطلق. تا آنجایی که بالاخره روزی، خدا رحمش میآید و مردی خدایی، این تاریکی و طلسم قلعه را میشکافد و میشکند. نقطۀ اوج این ترانه، آنجایی است که پای خدا و مرد خدایی به میان میآید و حکم شب، با اذان صبح، باطل میشود. اصلا اینهمه توصیفِ مفصلِ تاریکی، برای همین پایان فوقالعاده روشن بود.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane