بافتار
🔻حجاب بیزیم شرافتیمیزدی ▫️منتخب آثار تجسمی با موضوعِ منعِ حجاب در مدارس کشور «آذربایجان» ▫️بخش اول
🔹سالها از آن روزهایی میگذرد که رضا پهلوی (یا همان رضاپالان) به دستور اجنبی میخواست به زور، حجاب را از سر زنان ایران بردارد. او بهرغم تمام تلاشهایی که کرد، نتوانست بر اعتقاد مردم ایران فائق آید و خودش نیز تاکنون صدها کفن پوسانده؛ اما آن اجنبی و آن اراده، هنوز که هنوز است، چشم به حجاب زنان مسلمان دوخته است. این بار همان اراده به سراغ حجاب زنان باایمان کشور «آذربایجان» رفته و در اولین قدم، قانون منع حجاب برای معلمان و دانشآموزان را در این کشور به اجرا گذاشته است. در روزهای اخیر، تصاویری منتشر شد که دانشآموزان محجبه پشت درهای بسته نشسته و گریه میکنند و اجازهٔ ورود هم ندارند. این امر تا جایی پیش رفت که خشم مردم آذربایجان را برانگیخت و آنان را به خیابانها کشاند با شعارهایی چون «Hicab bizim namusumuzdur»،(حجاب ناموس/شرافت ماست)، «Hicab qadağası Təl-Əvivdən gəlir!» (ممنوعیت حجاب از تلآویو میآید!) و ... .
🔹 این غیرت و خشم در آذربایجان محدود نماند و پای هنرمندان تجسمی در کشورهای اسلامی را نیز به این عرصه کشاند. آنان به این موضوع واکنش نشان دادند و برای حمایت از عفت و حیا به میدان آمدند؛ هنرمندانی از ایران، غزه، ترکیه، عمان و... . حالوهوای آثار را که مرور میکنیم، دو موضوع و زاویهدید بیش از همه به چشم میخورد: نخست، وجود دستهای پشتپردهٔ اسرائیلی و آمریکایی در پس این اتفاقات و دوم، مظلومیت و ایمان کودکان معصومی که برای حفظ اعتقادات خود، مجبور به جا ماندن از تحصیل میشوند؛ آن هم در کشوری که ۹۷ درصد جمعیت آن مسلمانند. البته این اراده و کشیدن حجاب از سر زنان، برنامهای است که دشمن در کشورهای اسلامی در حال پیش بردن آن است. نمونهاش بلوای «زن، زندگی، آزادی» یا ممنوعیت حجاب در مدارس فرانسه که از این دست شمرده میشود.
🔹در این فرسته، به سراغ منتخب آثار تجسمی با موضوع منع حجاب در مدارس آذربایجان رفتهایم که در ادامه با هم میبینیم.
🔻رسانه بافتار
🆔@baftar_resane
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻ضرورت مبارزه
◽️«ما را به همان «باغ سبزی» میخوانند که در انگار آنان «بهشت زمینی» است. ما با نهجالبلاغه انقلاب کردهایم و اینها با تحلیلهای احمقانهٔ «موج سوم» و «تکاپوی جهانی» میخواهند از راه بازمان دارند؛ با همان کلیشههایی دام فریب گستردهاند که دانهٔ دام خودشان بوده است: «جهانشهرِ هر روز کوچکتر شونده». اگر ظلمی به وسعت یک جهان گسترده شود آیا ضرورت مبارزه با آن از میان میرود؟»
شهید سیدمرتضی آوینی، «حلزونهای خانهبهدوش»، مقالۀ «روشنفکران و معاصر بودن»
🔻رسانه بافتار
🆔@baftar_resane
🔻ناسیونالیسم علیه مقاومت
چگونه آثار هنری بهاصطلاح «ملیگرا»، ارادۀ مقاومت را سست میکنند؟
آمریکاییها در دعوتشان به «ناسیونالیسم» و «جنگیدن» صریحند و در مقابل، آثار بهاصطلاح «ملّیگرا»ی ما در پشت شعارها و نمادهای باستانی پنهان میشوند. باید صورتک باستانگرایی این آثار را کنار زد و فارغ از هیاهوهای ایرانپرستی، پرسید که این رجعت به گذشته باستانی، واقعاً بهدنبال چیست و در واقعیت، چه چیزی را حاضر میکند؟
🔸 متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🔻رسانه بافتار
🆔@baftar_resane
🔻ناسیونالیسم علیه مقاومت
چگونه آثار هنری بهاصطلاح «ملیگرا»، ارادۀ مقاومت را سست میکنند؟
✍ محمدحسین بابایی
🔸بخش اول
🔹صحبتهای مارک روبیو در هفتم اکتبر، سراسر، احضارجنگِ تمدنی بود؛ ایستاده مقابل معبد پارتنون، زیر خورشیدی که آرامآرام در مغرب غروب میکند، و با رفتوبرگشت مکرّر میان دوران باستان و تحوّلات معاصر جهان. این میزانسن، آدم را بهیاد برخی آثار هنری خودمان میاندازد که از پس جنگ ۱۲روزه ظاهر شدند؛ آثار بهاصطلاح «ملّیگرا»یی مثل مجسمه «شاپور و والرین» یا تئاترهایی که خود را منتسب به ایران باستان میکنند.
🔹اما در این میان، تفاوتی اساسی وجود دارد بین حرفهای روبیو و این آثار هنری. هر چقدر ناسیونالیسم مدّنظر روبیو، میخواهد اراده جنگیدن را تقویت و شرکای قدیمی را متحد کند، ناسیونالیسم این آثار، ما را مهیّای یک شکست تمدنی میکند. این آثار در بهترین حالت به ورطه تاریخبازی میافتند و در بدترین حالت، ما را نسبت به جنگ، مردّد میکنند.
🔹مشکل اساساً کجاست؟ چگونه ناسیونالیسم، به غرب نیروی جنگیدن میدهد اما اراده مقاومت ما را تضعیف میکند؟ گویی ما با دو تلقی از «ناسیونالیسم» مواجهیم؛ یکی صریح و جنگاور و دیگری کلیگو و مصالحهجو.
🔹روبیو از یک طرح معیّن برای زندگی صحبت میکند؛ طرحِ یونانیِ زیستن، یا دقیقتر، طرحِ انسانِ غربی برای زندگی. طرحی که خدا را از مرکزیت زندگی کنار میگذارد و انسان مادی را بهجای او مینشاند. روبیو برای تحقق همین طرح، کشورهای اروپایی را برای دفاع از حیثیت انسان غربی و نشستن بر جایگاه خداوندگاری جهان، دعوت به جنگ تمدنی میکند. او جایبهجای به چهرههای برجسته فلسفه و هنر در تاریخ تمدن غرب ارجاع میدهد؛ کسانی که این طرح یونانی را بهواسطه آثار یا کلامشان برجسته کردهاند.
🔹آنها در دعوتشان به «ناسیونالیسم» و «جنگیدن» صریحند و در مقابل، آثار بهاصطلاح «ملّیگرا»ی ما در پشت شعارها و نمادهای باستانی پنهان میشوند. باید صورتک باستانگرایی این آثار را کنار زد و فارغ از هیاهوهای ایرانپرستی، پرسید که این رجعت به گذشته باستانی، واقعاً بهدنبال چیست و در واقعیت، چه چیزی را حاضر میکند؟
🔹برخی از این آثار مثل مجسمه «شاپور و والرین» ردّ جنگهای اخیر ما را تا دوران باستان پی میگیرند و پیروزی ما را هم شبیه غلبه شاپور اول بر والرین رومی. در این میان، وجه شباهت میان ما و شاپور، فقط ایرانی بودن است و البته مراد از این «ایرانی» بودن، نه داشتن اندیشهای خاصّ و طرحی متفاوت برای زیستن، که صرفاً تولد در خاک ایران است.
🔹ایرانیّت این آثار آنقدر کلّی و تأویلپذیر است که هرکسی از ظنّ خود، میتواند با آن همدل و همصدا شود و معنای مطلوبش را برداشت کند. مثلاً میتوان از سر همدلی با این ایران گرانسنگ، امر به ترک مخاصمه داد تا مبادا میراث شاپور ساسانی تَرَکی بردارد.
🔸بخش دوم این یادداشت را از اینجا بخوانید.
🔻رسانه بافتار
🆔@baftar_resane
🔻ناسیونالیسم علیه مقاومت
چگونه آثار هنری بهاصطلاح «ملیگرا»، ارادۀ مقاومت را سست میکنند؟
✍ محمدحسین بابایی
🔸بخش دوم
(بخش اول این یادداشت را از اینجا بخوانید).
🔹برخی دیگر از این آثار هم مثل تئاترهای پرزرقوبرق اخیر، نسبتی وارونه با امروز ما میگیرند. ما را در حالی دعوت به گفتوگو و مذاکره میکنند که هنوز از آخرین تجاوز به میز مذاکره، یک سال هم نگذشته است؛ آن هم دعوتی از جانب شخصیتی تاریخی چون کوروش که برای لشکرکشی علیه اردشیر دوم، تنها دههزار مزدور یونانی را به خدمت گرفت!
🔹حرف حساب این تئاترهای «ضدّجنگ» یک جمله است: «جنگ، شرّ است». و برای به کرسی نشاندن این حرف، شخصیتهای تاریخی و اساطیری را مثل عروسکهای خیمهشببازی به حرکت درمیآورند تا در مذمت جنگ و آریگویی به صلح و گفتوگو _ شما بخوانید تسلیم_، با هم دیالوگ کنند.
🔹گویا سازندگان این تئاترها در ایران زندگی نمیکنند وگرنه میدیدند که این کشور، در یک سال گذشته به جایی حمله نکرده، که دوبار مورد تجاوز واقع شده است. اگر هنرمندان آمریکایی یا اسرائیلی آثار ضدّجنگ بسازند، قابل درک است؛ اما هنرمند ایرانی چرا باید برای هموطنانش -که راهی جز دفاع از کشورشان نداشتهاند- در نکوهش جنگ تئاتر بسازد؟ انتظار دعوت به جنگ تمدنی برای پیشبرد طرح ما از انسان و زندگی که پیشکش!
🔹جالبتر آنکه مخاطبان این تئاترهای صلحطلب، درست لحظاتی پس از پایان تماشا، به یکی از اهالی دموکراسی اهانت میکنند؛ گویی که این جماعت، حتی تاب پاسخ دیپلماتیک به آمریکا را هم ندارند.
🔹آثار هنری بهاصطلاح «ملّیگرا»، نهتنها ما را مهیّای جنگیدن نمیکنند، بلکه اراده مقاومت را هم مستهلک میکنند. البته مسئله اساسی اینجاست که معنای جنگ ما را نمیتوان با «ناسیونالیسم» توضیح داد. چرا که ناسیونالیسم اصیل، نه به خداوند فکر میکند، نه به انسان، و نه حتی نسبتی با مفهوم عامیانه «وطندوستی» دارد.
🔹«ناسیونالیسم» واژهای است با تبار مشخص و معنایی خاصّ. شاید درستتر آن باشد که آن را «ملّیانگاری» ترجمه کنیم؛ انگاشتن ملّت/ نیشن بهمثابه اصلِ وحدتبخش عالم. و این ملّیگرایی در نهایت و کمال خود به همان نقطهای میرسد که مارک روبیو رسیده است؛ ملّیگرایی اصیل، انسانِ غربی را دعوت میکند تا پیرامون قراردادی به اسم ملّت، منافعش را بجوید و در راه تأمین این منافع، هیچ حدّوحدودی را نپذیرد.
🔹و چگونه مایی که داعیهدار وحدت حول کلمه «اللّه» هستیم و برای تحقق عدالت جهانی مبارزه میکنیم، میتوانیم معنای جنگ خود را در ملّیانگاری بجوییم؟
🔻رسانه بافتار
🆔@baftar_resane
🔻انتقام در ملأ عام
مرور رویداد هنری «ندیدن این صحنه جرم است»
🖊رامین تبریزی
🔹چند روزیست که یک رویداد هنری در تهران بسیار سروصدا کرده است. بزم عروسی که تبدیل به عزای شهدا شد و به محاکمهٔ ترامپ زندانی رسید. در این فرسته، به سراغ قصهاثر و مرور رویداد «ندیدن این صحنه جرم است» رفتهایم. رویدادی ۱۵روزه که تلفیقی بود از تئاتر و تبلیغات محیطی و بازخوردهای زیادی در رسانههای داخلی و خارجی به همراه داشت.
🔹این رویداد به همت جمعی از هنرمندان و با همکاری سازمان زیباسازی شهرداری تهران صورت گرفت.
🔻رسانه بافتار
🆔@baftar_resane