eitaa logo
بافتار
7.7هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
106 فایل
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف می‌زنیم بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://eitaa.com/baftarmusic ارتباط با ما: @baftar_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
بافتار
🔻روضه‌های انتقام ▫️منتخب دکورهای فاطمی با رنگ‌وبوی مبارزه ▪️فاطمیهٔ امسال، حال‌وهوای غریبی دارد. آ
‌ مادر هرکاری کند، بچه‌ها یاد می‌گیرند؛ مثلاً اگر شهید شود! فاطمیهٔ امسال، حال‌وهوای غریبی دارد. آقایی که هر سال، عَلم روضه‌های فاطمیه را برپا می‌کرد، حالا به مادر شهیدش پیوسته است؛ آقایی که فاطمی زندگی کرد و در لحظهٔ شهادت نیز نشانی از او داشت. فاطمیهٔ سال قبل نیز به‌خاطر جنگ، حال‌وهوای مقاومت و حماسه برجسته بود؛ اما امسال، بعثتِ مردم، جنگ تمدنی که در آن هستیم و خون پاک رهبر، باعث شد که هیئت‌ها، رنگ خون‌خواهی به خود بگیرند و فاطمیه را به نام و یادِ فرزند و ثمرهٔ حضرت زهرا (س) پیوند بزنند. به‌غیر از سخنرانی و شعر و روضه، فضاسازی و دکور هیئت نیز به رنگ خون‌خواهی درآمده است؛ جایی که اولین مواجههٔ مخاطب پیش از شروع جلسه است و ازقضا در طول تمام ساعاتی که هیئت برپاست، مدام در جلوی چشمان مخاطب قرار دارد. این دکورها، گاهی به سراغ نمادها رفته‌اند، مانند زیلوهای سادهٔ حسینیهٔ امام خمینی و آن‌ها را به فاطمیه گره زده‌اند یا به سراغ صحبت‌های مرتبط خود رهبر شهید رفته‌اند. مثلا آن‌جایی که فرموده: «من رزق سال کشور را در شب‌های فاطمیه می‌گیرم». اما آنچه بیش از همه در این دکورها، روضه‌ها و شعرها، رنگ‌وبوی متفاوتی دارد و با سال‌های قبل متفاوت است، روح «خون‌خواهی» است. این فرسته، بخش اول از منتخب‌دکورهایی است که رنگ‌وبوی مبارزه دارند. شما هم اگر در هیئتی سراغ دارید که این‌چنین دکورهای خون‌خواهانه‌ یا مقاومتی دارند، برای ما ارسال کنید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻انسان‌زداییِ فرمی نقد فیلم «بت» تفسیر یا تماشا؟ مسئله این است. اگر به تفسیر «بت» سرگرم شویم، آن‌وقت باید مضامین انتقادی فیلم را فهرست کنیم و حول‌وحوش این مضامین بنویسیم. اما اگر رودربایستی را با فیلم‌سازِ مؤلف‌ کنار بگذاریم و به تماشای «بت» بنشینیم، آن‌وقت می‌شود پرسید که چرا این مضامین عمیق و قصّهٔ هولناک، ما را تکانی هم نمی‌دهد؟ و اصلاً چرا ما باید دل‌نگران پروتاگونیست «بت» -لیلا- باشیم، وقتی خودِ فیلم‌ساز هم او را جدی نمی‌گیرد؟ 🔸متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید. 🔻رسانه بافتار 🆔@baftar_resane
🔻انسان‌زداییِ فرمی نقد فیلم «بت» ✍️ محمدحسین بابایی 🔸بخش اول 🔹تفسیر یا تماشا؟ مسئله این است. اگر به تفسیر «بت» سرگرم شویم، آن‌وقت باید مضامین انتقادی فیلم را فهرست کنیم و حول‌وحوش این مضامین بنویسیم. و البته در این بلبشوی فیلم‌های بی‌نسبت با جامعه، «بتِ» نعمت‌الله یک اتفاق است؛ که اگرچه عمیقاً فیلمی اجتماعی است اما شباهتی به سینمای «اجتماعی» متعارف -سینمای عربده‌کشی و زیرپیراهنی و قتل‌های ناموسی- ندارد. 🔹اما اگر رودربایستی را با فیلم‌سازِ مؤلف‌ کنار بگذاریم و به تماشای «بت» بنشینیم، آن‌وقت می‌شود پرسید که چرا این مضامین عمیق و قصّهٔ هولناک، ما را تکانی هم نمی‌دهد؟ و اصلاً چرا ما باید دل‌نگران پروتاگونیست «بت» -لیلا- باشیم، وقتی خودِ فیلم‌ساز هم او را جدی نمی‌گیرد؟ 🔹«بت» ادامهٔ معنوی «قاتل و وحشی» و «رگ خواب» است؛ سه تراژدی مجزّا دربارهٔ زنانی که قربانیِ مناسبات ظالمانهٔ جامعه می‌شوند. نعمت‌اللّه در این سه‌گانه، کاراکتر قربانی‌اش را با پلیدی‌های جامعه مواجه می‌کند تا زخم بخورد و رنج بکشد و ما، از تماشای سرگذشت او، به کاتارسیس برسیم؛ برای قربانی‌اش دل بسوزانیم، بترسیم از اینکه ما هم به سرنوشتی مشابه دچار شویم و شاید مهم‌تر از همهٔ این‌ها، هشیار باشیم نسبت به جامعه و رذیلت‌هایش. 🔹«بت» هم سرگذشت یکی از این قربانی‌هاست. لیلا، زنی ناشنوا که میلیون‌ها مخاطب مجازی، او را تماشا می‌‌کنند؛ همو که روز‌به‌روز از نظر جسمی تباه‌تر می‌شود اما محکوم است به بی‌خوابی و شکستن رکورد جهانی بیداری. 🔹 جهان «بت» جهان هراسناکی است. آدم‌ها به هم رحم نمی‌کنند و رشتهٔ اتصال‌شان به هم، آمار بازدید لیلاست که می‌شود به اعتبار، اسکناس فیزیکی، ارزِ مجازی، اتوموبیل شاسی بلند یا هر چیز دیگری، تبدیلش کرد. فیلم هم حول یک موقعیت مرکزی -بیداری لیلا- و خرده‌موقعیت‌های گِرد آن می‌چرخد؛ موقعیت‌هایی که قرار است رذیلت‌های اطرافیانِ دوروبرّ لیلا را آشکار کند و لیلا را درهم بشکند، آن‌چنان که در پلان پایانی جز صورتکی از او برجای نماند. 🔹نعمت‌الله آن‌قدر درگیر خلق این موقعیت‌هاست که دیگر توجهی به آدم‌های فیلمش ندارد؛ آدم‌های «بت» هیچ هستند. نه شخصیت‌اند، نه تیپ. بیشتر عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی‌اند که به فرموده فیلم‌ساز، طرح داستانی را تکمیل می‌کنند بی‌آنکه انگیزه‌ای برای کنش‌هایشان داشته باشند. 🔸بخش دوم این یادداشت را از اینجا بخوانید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻انسان‌زداییِ فرمی نقد فیلم «بت» ✍️ محمدحسین بابایی 🔸بخش دوم (بخش اول این یادداشت را از اینجا بخوانید). 🔹 مرادم از «انگیزه»، الزاماً همان هدف شفّاف و روشنی نیست که در یک فیلم کلاسیک کاراکترها از آن برخوردارند. مثلاً انگیزه کاراکتر در فیلم‌های مدرن، بسیط و قابل‌تفسیر است و در فیلم‌های ژانر، برگرفته از کلیشه‌های ژانری. هر چه باشد، باید چیزی به‌عنوان «انگیزه» برای کاراکترهای فیلم قائل شد. اما آدم‌های «بت» مطلقاً فاقد هر شکل و گونه و سنخی از انگیزه هستند و بیشتر، ابزاری‌اند برای شکل دادن به طرح داستانی فیلم و خلق موقعیت‌های غیرانسانی مدّنظر فیلم‌ساز. 🔹و دقیقا در همین نقطه است که سطح «تماشا» از سطح «تفسیر» فیلم جدا می‌افتد؛ موقعیت‌هایِ «بت» در سطح تفسیری موقعیت‌های هراسناکی هستند و می‌شود ساعت‌ها درباره دیدگاه انتقادی نعمت‌الله به جامعه معاصر گفت‌وگو کرد، اما هنگام تماشا هیچ حسّی را برنمی‌انگیزند چون کاراکترهای فیلم هیچ نیاز دراماتیکی ندارند. و بزرگ‌ترین بی‌نیازی دراماتیک فیلم هم برای لیلا است؛ او در ابتدای فیلم، به شوق حضور در پرفورمنسی هنری و با مقداری انگیزه‌های عشقی، بی‌خوابی‌اش را آغاز می‌کند؛ اما چرا این بی‌خوابی تباه‌کننده را ادامه می‌دهد؟ 🔹خودش در جایی از فیلم می‌گوید که به‌دنبال «خلق معنا» است؛ یازده ساعت بیداری، هم غلبه بر محدودیت‌های طبیعی بدن است و هم ایستادگی در برابر فشارهای اجتماعی. رفتار لیلا اما شبیه آدم‌های مبتلا به پوچی نیست تا بخواهد به دنبال خلق معنایی برای زندگی‌اش باشد. او بیشتر به آدم‌های بی‌اراده می‌ماند که دوروبری‌های‌شان برای آنان تصمیم می‌گیرند. 🔹البته دوروبری‌های لیلا هم دچار همین بی‌نیازی دراماتیک هستند. لیلا در نظر آنان منبعی برای کسب ثروت و اعتبار است، اما به‌راستی چرا این‌چنین‌اند؟ چرا برادرِ لیلا روی بی‌خوابی خواهرش قمار می‌کند؟ نه شمایلش به آدم‌های نیازمند می‌خورد، نه رفتارش به آدم‌های حریص می‌ماند. یا چرا دوستِ لیلا مشتاقانه به‌دنبال نشستن بر کرسی مدیریت «شهرک سلامتی» است و در این راه، حتی به لیلا مخدّر هم می‌خورانَد؟ 🔹 گویا فیلم‌ساز تصوّر کرده انگیزه «کسب ثروت و اعتبار» آن‌قدر قانع‌کننده است که هر رذالتی را از آدم‌های قصّه‌اش بپذیریم، اما چنین نیست. آدم‌های قصّه باید برای کارهای‌شان انگیزه دراماتیک داشته باشند، وگرنه مخاطب از آنان جدا می‌افتد و نسبت به سرگذشت‌شان بی‌تفاوت می‌ماند. 🔹رفتار حمید نعمت‌الله شبیه دوروبری‌های لیلا است. دوروبری‌های لیلا، او را مصرف می‌کنند تا به خواسته‌شان برسند و خود نعمت‌الله هم، در سطح زیبایی‌شناختی، همین رفتار را با آدم‌های فیلمش انجام می‌دهد. آنان را به کارهایی وامی‌دارد که انگیزه‌ای برای انجام دادن‌شان ندارند، اما طرح داستانی فیلم و پیام مدّنظر فیلم‌ساز را شکل می‌دهند. و این‌چنین «بت» آنچه را که به دنبالش است، نقض می‌کند؛ فیلمی که به مناسبات غیرانسانی جامعه معترض است و درعین‌حال، همان اخلاقیّات را در سطح فرمی بازتولید می‌کند. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
سازش نمی‌پذیریم ۶ قطعه ضدسازش و وادادگی ‌ 🔹انقلاب اسلامی که خواب آرام مستکبران جهان را بر هم زد، گونه‌ای از موسیقی اعتراضی، تازه‌نفس و دوشادوش این نهضت به میدان آمد؛ آن‌هم با نغمه‌هایی که ریشه در اصل ظلم‌ناپذیری مکتب اسلام داشته‌اند. در دل آن‌ها برخی از آثار پدید آمدند تا سازش منفعلانه با ستمگران را نشانه بگیرند. این قطعه‌ها جسورانه ایرانیان را از سرسپردگی و سستی در برابر دشمنان این سرزمین بر حذر می‌دارند؛ به‌ویژه در زمان‌هایی که شرایطی برای مذاکره و رایزنی‌ با آن‌ها شکل گرفته است. 🔹همچنین این تلنگر را می‌بخشند که قدرت‌طلبان جهان، همیشه در کمین نِشسته و هرگز دست از دسیسه‌چینی برنمی‌دارند؛ به قیمت آنکه به حریم وطن، تاخته و جان‌های عزیزی را در خونشان بغلطانَد. آمریکاستیزی و پرهیز از سازش با آن در مضمون بسیاری این سرودها و ترانه‌ها موج می‌زند؛ به‌ویژه آنکه تاریخْ پیمان‌شکنی‌ها، توطئه‌ها و جنایت‌های این دولت در حق مردم ایران را ثابت کرده است. علاوه‌بر آن، عمدۀ این آثار در برهه‌های برجستۀ تاریخی‌ای ساخته شده‌اند که رویارویی ایران با جهان‌خواران به اوج خود رسیده بود؛ مانند جنگ تحمیلی هشت‌ساله و مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا. 🔹در آستانۀ روز ملی مبارزه با استکبار جهانی (سیزدهم آبان‌ماه)، گزیده‌ای از قطعه‌های موسیقایی ایرانی که طی چهل سال گذشته در نکوهش وادادگی در برابر مستکبران دنیا تولید شده‌اند را در این فرسته معرفی کرده‌ایم. همچنین نسخۀ کامل این آثار ازطریق کانال‌های «بافتارموسیقی» در دسترس قرار گرفته‌اند. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane