که خودم با گزینه امامزاده صالح خیلی موافق بودم که با دستی که رفت تو پهلوم دیدم نه همچینم گزینه خوبی نیست😔
نیم ساعت اونجا بودیم و یه زن و شوهر که پیش ما وایساده بودن و مسیرمون باهم یکی بود گفتن اسنپ بگیریم
داوش فندک داری؟
یکی میگفت بریم تو همین مسجد و بعد از نماز صبح حرکت کنیم ، یکی میگفت مترو که تا ساعت یک بازه پاشیم هم
یه پیرزنه بود فقط میگفت نه وایسید ایشالا که میاد ، ایشالا که خیره😭😭😂
خیلی خیلی گوگولی و کیوت بود و جوری باهام با محبت حرف میزد انگار دخترش بودم
هیچوقت فکرنمیکردم با کسایی که نمیشناسمشون سوار اسنپ شم ولی مجبور بودیم مجبوررر
شوهر این خانوم[آقا حسین] با کلی اصرار رفت برامون خوراکی خرید و من اینجوری بودم که ملت ما چقدر مشتی بودن خبر نداشتیم😭😂
مشتی بودن مردممون دیشب بیشتر از ده بار بهم ثابت شد و واقعا مهربونتر از مردم خودمون نداریم💘💘
رسیدیم به مقصد موردنظر و اونجا هم ده دقیقه منتظر بودیم تا بابام بیاد دنبالمون.