هدایت شده از ؛کاتوره
بعد تازه هرچیم بهش میگفتم میگفت عسل نکنااا من تولدمه🤣🤣
یه چندتا کتاب دست دوم بود و هر کدومش روکه نداشتم رو برداشتم آوردم خونه
عسل : این همه رو میخوای چیکار؟
من : میخوام برای فلانی[که ازش شهید مطهری بدش میاد]پست کنم😏
همه رو به منو عسل : چرا دیر اومدید شما ؟
ما درحالی که به استادمون نگاه میکنیم : کلاس استاد بودیم[هه]
امروز همه رو یه دور بغل کردم و حس خوبی که بغل داره >>>>>
من عاشق بغلم واقعا و همه رم محکم بغل میکنم تا اونام حس خوبی بگیرن*-*