حالا که غم و اندوه چندین هفته است خرخرهی مرا گرفته ، به یک جرقه نیازمندم . برای گریستن . برای فریاد زدن . برای رها شدن . خالی شدن .
به مامانم گفتم وقتی میریم سرمزار اقاجون قسمت شهدا هم بریم
گفتن تو نیا بشین پیش بچهها خونه تنها میمونن
میگن خیلیی اتفاقی رفتیم قطعه ۲۶ سرمزار شهید ابراهیم هادی :))))
قسمت نبود برم🚶🏻♂💔
اگه یکیو داشتم وقتی سردم شد سویشرتش رو دربیاره بده بهم الان اینجوری به فین فین نیافتاده بودم