eitaa logo
🌴 باغ دعا 🌴
1.1هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
1.2هزار ویدیو
21 فایل
🌿﷽‌🌿 «با عنایت امام زمان عج» صوت های سخنرانی استوری مداحی عکس نوشته و... مطالبی با محوریت مذهبی_اجتماعی 👤ارتباط با ادمین:👇 @sh444iei «ختم قرآن هفتگی برای شهدا🌷» روزهای جمعه ثبت میشود.
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿زنان خانه دار بیکار نیستند، اونا فقط انتخاب کردن محل خدمتشون در منزلشون باشه و این خیلی ارزشمنده. اونا ساعت کاریشون تمام وقته و حتی مرخصی هم ندارن! توقع و انتظاراتم ازشون نامحدوده! چون کارفرماشونم بخشی از قلبشونه توان نه گفتن هم ندارن! خانم های خانه دار خیلی با ارزشن، خیلییی💖🦋 بفرست برای خانمای خانه دار💐 🦋 http://eitaa.com/joinchat/2492203295C6bf98f8f49
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نماز سکوی پرواز 28.mp3
4.71M
28 🎧آنچه خواهید شنید؛👇 ❣نماز؛ مثل يه اتاق پر از نوره! هر بار که واردش میشی؛ اضطراب هات رو همونجا جا بذار؛ و با يه قلب آروم و نورانی بیا بیرون! 👈باید،تمرين کنی 🦋 http://eitaa.com/joinchat/2492203295C6bf98f8f49
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
تاج سرم واسه هدیه روز مادرم کجا برم برات چی بخرم؟ یا نه بهتره که بشینموو،یکم اسم علی رو ببرم😍🎁🎊 🦋 http://eitaa.com/joinchat/2492203295C6bf98f8f49
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔅السَّلامُ عَلَیْكَ یا بابَ اللَّهِ و َدَیّانَ دینِهِ... 🌱سلام بر تو ای دروازه ارتباط با خدا که جز از درگاه تو به ساحت او راهی نیست! 🌱و سلام بر تو ای حکمفرمای دین، که نیکان و بدان را سزا خواهی داد... 📚زیارت آل یاسین_مفاتیح الجنان http://eitaa.com/joinchat/2492203295C6bf98f8f49
نماز سکوی پرواز 29.mp3
4.85M
29 🎧آنچه خواهید شنید؛👇 ❣ نماز... برات يه جاده روشن می سازه؛ تا توی شلوغی های دنیا گم نشی! 👈یادت باشه؛ برای موفقیت در هرکاری؛ از نماز، يه اسلحه بساز و بالا برو 🦋 http://eitaa.com/joinchat/2492203295C6bf98f8f49
عشق من! ابوالفضل آمد😍 💟روزی که ابوالفضل متولد شد، مهدی تازه از مأموریت آمده بود. چند روز قبل به او گفتم خودت را برسان. گفت اجازه بده مأموریتم تمام شود بعد می‌آیم. با ناراحتی گفتم: اگر خودت را موقع به دنیا آمدن بچه نرسانی دیگر حرفی با تو ندارم. خندید گفت: باشه می‌آیم. وقتی رسید بچه را محکم بغل کرد و در گروه‌هایش نوشته بود: عشق من! ابوالفضل آمد. با ذوق به مادرش می‌گفت: فکر می‌کردی بچه مرا ببینی؟ رفت و پنج شاخه گل از دست فروش جلوی بیمارستان خرید. یکی داد به من، یکی به مادرش، یکی به پرستاری که پیش من بود و ... 💟مهدی خیلی ابوالفضل را دوست داشت. خصوصاً اینکه به سختی خدا به ما بچه داده بود. آخرین بار برای آن که منصرفش کنم از رفتن، گفتم مهدی لااقل چند ماه بمان بگذار طعم پدر شدن را بچشی بعد برو.گفت: اعظم! زمان خیلی مهم است. حضرت علی(ع) هم فرمودند: نوع مرگ آدم‌ها تغییر می‌کند اما زمان مرگشان  نه. یعنی اگر اینجا در حال خواب هم باشم ممکن است سکته کنم اما آنجا در جنگ با تیر شهیدم کنند. بعدم این حرف تو یعنی اینکه: امام حسین(ع) از من کمک خواسته اما بگویم اجازه بدید بچه‌ام بزرگتر شود بعد می‌آیم. مثل فیلم روز واقعه. پس باید در زمان خودش لبیک بگویم. اگر می‌گویید نرو باشه می‌نشینم اما جوابش با خودتان. دیگر حرفی نزدم @baghe_doa1
🌷خبر شهادت🌷 ❣شبش رفته بودم خانه مادر شوهرم. گفتم: مامان خیلی حالم بده.حس می‌کنم فرق سرم دارم می‌شکافد. گویا چند روز قبلش مهدی تیری خورده بود به دستش و به من نگفته بودند. انشب ابوالفضل هم تا صبح فقط ناله کرد. صبح گفتم: مامان می‌روم خانه پدرم تا با آنها بچه را ببریم دکتر شایدمریض شده. وقتی رفتیم دکتر، گفت: نه بچه کاملاً سالم است.  ❣نزدیک ظهر شوهرخواهر مهدی تماس گرفت و گفت: یکی از دوستانم تصادف کرده می‌خواهم ببینم پدر شما در نیروی انتظامی آشنا ندارد؟ گوشی را دادم پدرم. همینطور که صحبت می‌کرد رفت سمت اتاق. وقتی برگشت دیدم قرمز شده. گفتم: بابا من می‌دانم مهدی شهید شده، راستش را به من بگویید. باور کنید آن همه استرسی که داشتم انگار حقیقتا تمام شده بود. یک یا حسین(ع) گفتم و نه گریه‌ای کردم نه چیزی. به پدرم گفتم: دوست ندارم لباس مشکی بپوشید. خودم هم یک لباس نو خریده بودم از مشهد، همان را پوشیدم و رفتیم منزل مادر شوهرم. او وقتی آرامش مرا دید گفت: همه‌اش فکر می‌کردم به تو با آن همه استرس چطور بگویم.  ❣من همه را آرام می‌کردم. می‌گفتم: مهدی به چیزی که می‌خواست رسید. خودم هنوز حال آن وقت را درک نکردم. اما حس می‌کردم حضرت زینب(س) کنارم هست. بقیه فکر می‌کردند من شوکه شدم اما واقعاً حالم عادی بود و راضی بودم. انگار آمپول صبر به من زده بودند. چند روز بعد پیکر همسرم آمد و ما رفتیم معراج شهدای مشهد تا مهدی را ببینیم. من این چند سال اصلاً جلوی کسی گریه نکردم و دوست هم ندارم این کار را بکنم. انگار خودشان هم مرا آرام می‌کنند. اما روز معراج خیلی سخت بود. @baghe_doa1