🔴 انفعال در مسجد، اغتشاش در محله (۱):
مسجدی که نمازخانه شد!
مهدی جمشیدی
۱. اینک که غبارها فرونشستهاند، میتوان دربارۀ "بازسازیِ انقلابیِ ساختار فرهنگ" سخن گفت و به "کمکاریهای معرفتی" و "بیعملیهای فرهنگی" اشاره کرد. ریشۀ اصلیِ اغتشاش، خطای ما در غفلت از "جهاد تبیین" و "روشنگری" و "روایتگری" و "گفتمانسازی" بود و همۀ لایههای دیگری، فرع بر این امر بودند. مُشت، نمونۀ خروار است؛ میخواهم در این مجال مختصر، چند سطر دربارۀ یک "تجربۀ تلخ" بنویسم و گذشته را به کمک فهم و تحلیل امروز، فرابخوانم. تجربۀ "مسجد جامع نارمک".
۲. چند بار و از جمله یک سال پیش، جمعی از "جوانانِ مؤمنِ انقلابی"، در برابر امام جماعت این مسجد شوریدند و پرچم تحوّلخواهی را برافراشتند، امّا هر بار، با لطایفالحیل، به حاشیه رانده شدند. سخن جوانانِ ناراضی این بود که: اوّلاً، "امامت جماعت" در این مسجد، به "پیشنمازی" فروکاهیده شده است و "مسئولیّتهای اسلامی و انقلابی"، رها شدهاند و بهاینترتیب، "مسجد" نیز به "نمازخانه" تبدیل شده است. ثانیاً با وجود اینکه ظرفیّتهای انسانی و مالیِ در این مسجد، گسترده هستند، امّا از این توانمندیها برای فعّالیّت فرهنگی استفاده نمیشود و بخشهای مختلف مسجد، دچار "توقف" یا "کمکاریِ محسوس" شدهاند. ثالثاً، امام جماعت – بخوانید پیشنماز – نه اهل "کار فرهنگی در محله" است و از "برنامهریزیِ فرهنگی" خبر دارد و نه "میدان واقعی" در اختیار جوانِ مؤمنِ انقلابی قرار میدهد و نه دو دهه "تذکّر" و "امربهمعروف" نسبت به ایشان اثری داشته است. یک مسجد با "امکانها و قوّههای فراوان" از یک سو، و یک محلۀ "تشنه" و "رهاشده" از سوی دیگر.
۳. ما انتقاد خویش را به نزد "نهادهای فرهنگی" بردیم و گزارش دادیم که در این مسجد، چه میگذرد، از جمله به "مرکز رسیدگی به امور مساجد" مراجعه کردیم و ماجرای تلخِ "رهاشدگیِ فرهنگیِ محله" را شرح دادیم. رئیس این مرکز با گزارش جمعیِ ما در این مرحله و مراحل بعد، دریافت که امام جماعت این مسجد، سخت گرفتار "سستی" و "بیعملی" و "بیبرنامهگی" است و ازاینرو، نتوانست از وی دفاع کند و وعدۀ تغییر داد، اما نتوانست به وعدۀ خود عمل کند. بعدها استدلال شد که چنانچه به مطالبۀ شما پاسخ مثبت بدهیم، "موجِ مطالبهگری" در مساجد دیگر نیز به راه خواهد افتاد، چنانکه هماکنون نیز در برخی از مساجد محله، جوانانِ انقلابی، برانگیخته و منتقد شدهاند و خواهان "تحوّل" هستند. بههرحال، کار به اینجا رسید که بعد از یکسال مبارزه و مطالبه و تحوّلخواهیِ جوانانِ انقلابی، دادستان محله، ما را به مسجد فراخواند و جلسهای با حضور دو طرف تشکیل داد و محترمانه و ملایم، جوانان را تهدید کرد که چنانچه به مطالبهگریِ خویش در مسجد ادامه بدهید، ناچارم که با شما "برخورد" کنم. در نهایت، جمع ما فروپاشید و پرچم به زمین افتاد.
۴. اغتشاشهای اخیر، افزون بر سطحهای خارجی و ملّی، "بافت محلی" نیز داشت و بر فریبخوردگیِ عدّهای از "نوجوانان" و "جوانان" تکیه داشت. حالآنکه چنانچه "مساجد"، بافت محلهها را در اختیار خویش گرفته بودند و بر محله، تسلّط داشتند و در اثر کار فرهنگیِ در طول دهههای گذشته، "هویّتسازی" و "مصونسازی" کرده بودند، هیچگاه به این حجم از کار امنیتی و نظامی و ... حاجت نبود. اغتشاش اخیر، حاکی از "عفونتهای فرهنگی" بود که در پیکر محلهها، نشست کرده بود. این عفونتها، ریشه در"کمکاری و رهاشدگیِ مساجد" نیز دارد. ما "مسجد" را باختهایم و در امتداد آن، "محله" و "مدرسه" و "گروههای خودجوشِ فرهنگی" را. مسجد، "قطبِ فرهنگیِ محله" بود و اینک، "نمازخانه" است. و "امام جماعت" نیز "پیشنماز". "امام جماعتِ غیرمیدانی"، هرچه که انقلاب به ما داده بود را یکجا از ما گرفت. ما دیروز این دردها را دریافتیم و برخاستیم و هشدار دادیم، امّا ملامت و طرد شدیم، و امروز، "دُملهای چرکین"، سر بر افراشتهاند. یک طرف، گیسوپراکنی است و سوی دیگر، عمامهپرانی. آن "اهمالکاریها" و "سستیها" و "محافظهکاریها"، این "ریزشها" و "هنجارشکنیها" و "ارزشستیزیها" را به دنبال داشت.
۵. اغتشاش، تمام شد. آن پیشنماز نیز، همچنان در مسجد جامعِ نارمک حضور دارد. نشان داد که قدرتِ سیاسیاش از جوانانِ مؤمنِ انقلابی، بسیار بیشتر است و با تکیه بر پشتوانههای نامرئیِ خویش، ماندنیست. در عین حال، مسجد جامعِ نارمک نیز همچنان "منفعل" و "بریده از میدان محله" و "غافل از صحنۀ جنگ نرم" است. جالب است بدانید که ایشان در شهرداری تهران در هر سه دورۀ مدیریّت قالیباف و حناچی و زاکانی حضور داشته و اینک نیز رئیس مرکز فعالیّتهای دینی در آنجاست که بودجههای میلیاردی دارد.
@sedgh_mahdijamshidi
@bahaneee
🔴 یادواره شهدای مدرسه علمیه عترت آل محمد علیهم السلام و بزرگداشت طلبه بسیجی شهید حسن مختارزاده
سخنران:
قائم مقام مدیر حوزههای علمیه
حجتالاسلام والمسلمین ملکی
با نوای گرم:
کربلایی هادی خادم الحسینی
مکان:
خیابان ارم، کوی ارک، مدرسه علمیه عترت آل محمد (علیهم السلام)
شنبه سوم دی ماه
بعد از نماز مغرب و عشاء
@bahaneee
رادیو معارف برنامه ماندگار بروجردی(1).mp3
12.11M
🔴 رادیو معارف نه معروف ها
رادیو معارف در برنامه ماندگار امروز شنبه ساعت 8 صبح، به معرفی کتابخانه مسجد اعظم پرداخت اما دقایق زیادی از برنامه را به سخنان آقای علوی کرجی اختصاص داده و هر بار با صدای برجستهای، وی را آیت الله علوی بروجردی نامید.
🔹 انتظار آنست که این رادیوی کم نظیر و موفق، نسبت به شناخت جریانات غیرانقلابی در حوزه علمیه قم حساس باشد و از برجسته سازی برخی چهره های خاص و بعضا مشکوک پرهیز کند و بداند که صرف معروف بودن شخصی دلیل بر دادن تریبون به او نمی شود.
#علوی_بروجردی
@darseenghelab
@bahaneee
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 تواضع حجتالاسلام استاد عابدینی در مقابل پدر شهید عجمیان
استاد عابدینی خطاب به پدر شهید #عجمیان: خداوند ان شاءالله ایشان را شفیع ما قرار دهد.
جمعه دوم دیماه، در حاشیه مراسم اقامه نماز باران در مسجد مقدس #جمکران، جمعی از کارشناسان برنامه تلویزیونی #سمت_خدا با خانواده شهید مدافع امنیت، #روحالله_عجمیان دیدار و از صبر و مجاهدت ایشان قدردانی کردند.
@bahaneee
🔴 علوی بروجردی و دستی بر تحریفات آشکار و تطهیر منتظری
به تازگی به مناسبت سالروز فوت مرحوم منتظری سخنانی از جناب آقای علوی بروجردی توسط پیج اینستاگرامی مرحوم #منتظری منتشر شده است.
القای ظلم شدن به آقای منتظری توسط انقلابیون و احتمالا شخص امام. (از این نظر که در رأس اشخاصی که با صراحت مقابل منتظری و آسیبهایی که در حال پدید آمدن بود ایستاد؛ امام بود.)
در این یادداشت به نحوی القا شده است که دلیل کنار گذاشته شدن منتظری نطق های تند او همچون سخن تندش علیه وزارت اطلاعات و ماجرای اعدامها بوده.
جا زدن مرحوم منتظری به عنوان فردی مهذب که ایستادنش مقابل امام (ره) که ولی فقیه آن زمان بود را ناشی از صفای باطن وی بیان کرده.
نادیده گرفتن مخالفتها و عدم توجه وی به تذکرات و هشدارهای پیاپی امام(ره) و عوامل موثر دیگر در سقوط مرحوم منتظری؛ از جمله تحریفات آشکار متن نقل شده از جناب #علوی_بروجردی است.
برای بررسی بیشتر عوامل سقوط مرحوم حسینعلی منتظری به پرونده ویژه بهانه به این موضوع مراجعه کنید:
https://eitaa.com/bahaneee/1323
#آسیبشناسی_حیات_طلبگی_شیخحسینعلیمنتظری
@bahaneee
🔴 علوی بروجردی و دستی بر تحریفات آشکار و تطهیر منتظری
به تازگی به مناسبت سالروز فوت مرحوم منتظری سخنانی از جناب آقای علوی بروجردی توسط پیج اینستاگرامی مرحوم #منتظری منتشر شده است.
القای ظلم شدن به آقای منتظری توسط انقلابیون و احتمالا شخص امام. (از این نظر که در رأس اشخاصی که با صراحت مقابل منتظری و آسیبهایی که در حال پدید آمدن بود ایستاد؛ امام بود.)
در این یادداشت به نحوی القا شده است که دلیل کنار گذاشته شدن منتظری نطق های تند او همچون سخن تندش علیه وزارت اطلاعات و ماجرای اعدامها بوده.
جا زدن مرحوم منتظری به عنوان فردی مهذب که ایستادنش مقابل امام (ره) که ولی فقیه آن زمان بود را ناشی از صفای باطن وی بیان کرده.
نادیده گرفتن مخالفتها و عدم توجه وی به تذکرات و هشدارهای پیاپی امام(ره) و عوامل موثر دیگر در سقوط مرحوم منتظری؛ از جمله تحریفات آشکار متن نقل شده از جناب #علوی_بروجردی است.
برای بررسی بیشتر عوامل سقوط مرحوم حسینعلی منتظری به پرونده ویژه بهانه به این موضوع مراجعه کنید:
https://eitaa.com/bahaneee/1323
#آسیبشناسی_حیات_طلبگی_شیخحسینعلیمنتظری
@bahaneee
چندی قبل در روزهای ابتدایی آذر ماه، احمد منتظری بیانیه ای فتنهانگیز با امضای« #بیت آیتالله العظمی منتظری » منتشر کرد که در آن به انحاء مختلف به نظام اسلامی حمله کرده بود و همچنین طوری حوادث را طرح کرده بود که جای شهید و جلاد عوض شود.
سوالی که پیش میآید این است که منطق این رفتارها جدای از اینکه باند منتظری هنوز هم که هنوز است تحت عناوین و تشکلهای مختلف از جمله #مجمع_محققین به اقدام علیه #حوزه_انقلابی و حکومت اسلامی دست میزنند؛ چرا نباید این بیت بعد از فوت مرحوم منتظری به سنت اصیل حوزوی «شکستن مهر مرجعیت» عمل کنند؟
چرا هنوز هم بعد از گذشت ۱۳ سال از فوت وی، بیت منتظری تحت همین عنوان و با نام «بیت منتظری» فعالیت میکند؟
پیش از این سایت مباحثات «شکستن مهر مرجعیت» را به عنوان «یک قانون نانوشته» بیان کرده بود.
http://mobahesat.ir/12781
سوال اینجاست که چرا هیچ گاه در رسانه #مباحثات مطلبی درباره این مسأله به نقد و مطالبه از #احمد_منتظری درباره عنوان بیت منتظری نپرداخته است؟
چرا مطلبی برای پیگیری و مطالبه اجرای این قانون نانوشته توسط بیت منتظری در این شبهرسانه نیست؟
#همکاران_حوزوی_دهباشی
@bahaneee
🔴 مهدی نصیری، اسطورهسازی و تطهیر منتظری
#اختصاصی
1/3
مهدی نصیری برجسته ترین مذبذب روزگار ما اخیرا قلم عزا و قلم تطهیر را توامان به دست گرفته و رحلت آیت الله روحانی را بهانه کرده تا آبرویی برای منتظری بسازد و لگدی به نظام اسلامی نثار کند تا ژست کهنه اپوزسیون مآبانه اش شاید دوباره زنده شود.
وی در این یادداشت پر غلط و سیاست زده هیچ کار جدیدی نکرده و عذر تراشی منتظری در واقعه حصر آیت الله روحانی را تکرار کرده است. حصری که در پی اعتراض شدید اللحن آقای روحانی به انتخاب وی به قائم مقامی رخ داد.
علت این گزافه نویسی ها به این دلیل است که منتظری قرار است برای حضرات اسطوره حقوق بشر ایران باشد و لذا رطب و یابس به هم می بافند تا گذشته او را هر چه بیشتر توجیه نماید و منتظری را که باید پاسخگوی ده ها رفتار متناقض در زندگی سیاسی خود باشد را از پاسخ فراری دهند، که یکی از آنها سکوت در برابر حصر آیت الله روحانی است، در حالی که در به زعم هوادارانش شخصیت دوم کشور بود و کارهایی می توانست بکند که احدی توانایی انجام آن را نداشت.
لذا نصیری بهانه تراشی منتظری در این واقعه را چنین بازگو می کند که ادامه حصر آیت الله روحانی بعد از عزل وی دلیلی است بر اینکه حصر بخاطر منتظری و قائم مقامی او نبوده است. جناب نصیری در تطهیر منتظری در این مسئله به مغالطه ای دست می زند که هرکس از تاریخ دهه شصت مطلع نباشد در دام آن خواهد افتاد.
آشنایان به تاریخ سیاسی کشور به خوبی می دانند که منتظری فعال ما یشاء دهه شصت بود و مسئولان اجرایی کشور از دخالت وی که از لحاظ قانونی جایگاه اجرایی نداشت به ستوه آمده بودند. به عنوان نمونه به قضاوت آقای ناطق نوری در این باره می توان اشاره کرد که می گویند:
«الان ایشان میگوید که رهبری نباید در بعضی امور دخالت کند، واقعا تعجب میکنم که چطور وقتی خود او قائم مقام بود، در ریز مسائل کشور دخالت میکرد، چرا فلان جا فلانی را گرفتید؟ چرا آب به فلان جا بردید؟ چرا این سد را ساختید؟ در کارهای ریز بسیار دخالت میکرد. حال آنکه با بودن خود رهبر، قائم مقام کارهای نبود؟» (خاطرت علی اکبر ناطق نوری، ج2، ص68-69)
تناقض مهم منتظری در این است که وی اگر ذره ای از اصراری که بر آزادی سیدمهدی هاشمی داشت را در پرونده حصر مرحوم آیتالله روحانی اعمال می کرد غائله سرانجام دیگری پیدا می کرد، منتظری یک تنه در مقابل تمامی رجال سیاسی کشور ایستاد تا سیدمهدی هاشمی اعدام نشود و با مقاومت امام و تلاش مرحوم ری شهری بود که سیدمهدی به سزای اعمالش رسید و در ماجرای حصر آیت الله روحانی سالها بعد از آن ادعا می کند مخالف بوده و مخالفتش را به فلان مسئول منتقل کرده است ولی در ماجرای مهدی هاشمی قاتل خود را به آب و آتش می زند تا حکم اعدام وی اجرا نشود.
مطمئن باشیم که اگر مذاکراتی بین منتظری و بیت وی با وزارت اطلاعات برای حصر نشدن آیت الله روحانی بود، بیت نفوذ پرور منتظری اسناد آن را تا به حال منتشر کرده بود. همانطور که نامه های ظاهرا محرمانه منتظری در تطهیر منافقین به راحتی سر از رادیو بی بی سی و روزنامه بنی صدر در آورد یا غائله مک فارلین در روزنامه ی لبنانی با نفوذ سیدمهدی هاشمی فاش شد.
اگر مدرکی وجود داشت نیازی نبود تا منتظری رطب و یابس گویی کند و برای تطهیر خود استدلالی بتراشد. سندی وجود ندارد که اگر بود خیلی زود به بیرون درز می کرد همانگونه که بیت فتنه، صوت محرمانه منتظری مربوط به مجازات های 67 را افشاء کرد تا خوراکی برای رسانه های دروغ پرداز انگلیسی مهیا کند و در نهایت اعتدالیون با موج سواری بر آن دولت نامبارک بنفش را بر ملت ایران غالب کنند. به همان ترتیب می توانستند فتنه ای دیگر در قم رقم بزنند اما نتوانستند چون دستشان خالی بود. منتظری در همان چند سال قائم مقامی خود اگر اراده می کرد می توانست آقای روحانی را از وضعیت رخ داده خارج کند و مدرکی برای خود نگه می داشت یا روایتی و داستانی برای آن بپا می کرد اما هیچ گاه این کار را نکرد و مدرکی برای آن نداشته که سراغ مغالطه و استحسان رفته است.
توهم است که باند قدرت طلب منتظری به ویژه سیدمهدی هاشمی مخالفان سیاسی و اعتقادی خود را راحت بگذارند. همانطور که سرنخ این خط انتقام گیری باند منتظری را در جریان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای و مخالفت ها با جامعه مدرسین و شورای مدیریت حوزه و درگیری های درون سپاه در جنگ تحمیلی و نهضت های آزادی بخش می توان به وضوح دید.
شاهد بر چنین رویه ی کینه توزانه ای نامهای است که سیدمهدی هاشمی برای منتظری مینویسند تا مخالفان قائم مقامی را به وی یادآور شود و در صدر آن مخالفان آیت الله روحانی را قرار می دهد. هرچند این نامه به دست منتظری نرسید اما روشن است که سیدمهدی چشم و گوش منتظری بود و القائات وی پی در پی به جناب قائم مقام می رسید. وی در این نامه به منتظری می نویسد:
قسمت دوم
@bahaneee
🔴 مهدی نصیری، اسطورهسازی و تطهیر منتظری
#اختصاصی
2/3
«از فردای اعلام رای مجلس خبرگان نسبت به رهبری آینده انقلاب، جنب و جوش های توطئه آمیز در داخل خارج کشور و فشارها بحضرتعالی شروع شد. از مجله لوموند فرانسوی و القیس کویتی و روزنامه های آمریکایی و هم چنین از پاسداران ولایت سنتی چون سیدصادق ها و ... و حتی از جامعه مدرسین و غیره انتظاری بیش از این نمی رفت ».
(فصلنامه پانزده خرداد، شماره 13، «تاملاتی نظری و تاریخی در علل و انگیزههای پیدایش جریان آقای منتظری(13)، آقای منتظری دو چهره»، دکتر سیدحمید روحانی، ص 210)
دشمنی با آیت الله روحانی به سيدمهدی هاشمی ختم نمی شود و دیگر عنصر پر نفوذ بيت منتظری يعني سعيد منتظری
در بد نام کردن ایشان دست به جعل می زند و جالب اینکه منتظری در رسیدگی به پرونده پسرش نیز کارشکنی می کند. این واقعیت توسط آقایان روحانی و امام جمارانی و کروبی به منتظری تذکر داده می شود و در نامه ای به تاریخ 1367/11/29 می نویسند:
"بار دیگر تحت تأثیر جو حاکم در بیت خود درباره سعید آیت اللّه زاده، خود تبعیض قائل میشوید و آنگاه که او را به اتهام جعل سند، احضار میکنند، از فرستادن او به بازجویی ممانعت به عمل میآورید و تنها با بازجویی او در حضور خود شما موافقت می فرمائید؟! و آنگاه که در حضور شما صریحا اعتراف میکند که علیه دکتر هادی و سید صادق روحانی سند جعل کرده است ولی از نوشتن این اعتراف سرباز میزند، شما نیز از اوحمایت میکنید و با پرخاش میگویید چرا میخواهید از او نوشته بگیرید؟ "
مسئله جعل سند بعدا نیز توسط مقامات اطلاعاتی کشور تایید و گفته شد:
" یکی دیگر از کارهایی که کرده بودند انتشار شبنامه و اسناد جعلشدهای علیه سیدصادق روحانی بود که در آن ادعا شده بود او هم با ساواک ارتباطاتی داشته است. چرا؟ چون علیه قائممقامرهبری موضع گرفته بود. ببینید اینجا دو مساله است: اول اینکه درست است که آن زمان مخالفت علنی و سخنرانی سیدصادق روحانی علیه قائممقامی آقای منتظری، مخالفت با نظام تلقی میشد و نظام هم با او برخورد کرد؛ اما نکته دوم این است که آیا این دلیل میشود که فرزند و دفتر آقای منتظری بیایند علیه او سند جعل کنند که ساواکی است؟ حتما نه!"
https://psri.ir/?id=85zj2nt3
بنابراین مخالفت باند منتظری با مرحوم آقای روحانی جدی بوده و همچنان ادامه داشته است. از این رو باید مهمترین عامل حصر ایشان را مخالفت با قائم مقامی منتظری دانست و تطهیر کردن منتظری توسط امثال نصیری که در تذبذب ید طولایی دارند آب در هاون کوبیدن است.
کمی تاریخ را به عقب بر میگردانیم تا ببینیم چقدر اهداف سیاسی برای منتظری مهم تر از حوزه و شخصیت های حوزوی بود. از کسی که پیگیری پرونده ربوده شدن آقای سيد موسی صدر را متوقف می کند تا به روابط دوستانه خود با معمر قذافی آسیب نرسد نباید انتظار داشت که برای حصر آیت الله روحانی که قائم مقامی او را در حوزه به چالش کشیده است اقدام کند؟ منتظری با وجود تاکیدات رسمی امام خمینی بر پیگیری ربوده شدن آقا سيد موسی صدر جلوی آن را گرفت و به آن افتخار کرده است.(فقیه عالیقدر، ج1، ص211) .
اطلاعات بیشتر در این باره در اینجا:
https://tn.ai/2086863
اما اینکه چرا ایشان بعد از عزل منتظری مدت ها در وضعیت حصر گونه ای باقی ماندند جای ابهام و سوال بسیاری دارد که با گمانه زنی های سیاست زده و ژورنالیستی منتظری و نصیری نمی توان پاسخ قطعی به آن را یافت و نیاز به اطلاعات دقیقی است. نکته مهم این است که نظام اسلامی را نمی توان به سلب آزادی متهم کرد و آنچه که مورد اعتراض بخشی از نخبگان حوزوی و انقلابی است زیادی آزادی های مخالفان انقلاب اسلامی است به طوری که خطر تولید آنتی تز انقلاب در قم و حوزه همچنان بسیار جدی است.
قسمت سوم
@bahaneee
🔴 مهدی نصیری، اسطورهسازی و تطهیر منتظری
#اختصاصی
3/3
در این میان روایت یکی از مقامات وزارت اطلاعات درباره این واقعه قابل توجه است:
«پس از علنیشدن نظر خبرگان درباره قائممقامی آقای منتظری، آقای سیدصادق روحانی قبل از درسش یک سخنرانی کرد و علیه این مساله موضع گرفت. شما میدانید که تقریبا بیوت تمام مراجع سنتی از ماجرای تقریظ آقای منتظری بر کتاب شهیدِجاوید و بعدتر شهادت آقای شمسآبادی توسط سیدمهدی هاشمی؛ حساسیت های خاصی نسبت به آقای منتظری داشتند و اصطلاحا دلشان با او صاف نشده بود. چه مراجع، چه فضلا و مدرسین نمیتوانستند او را بپذیرند، ولی همه ملتزم به سکوت بودند. در این فضا، مساله قائممقامی آقای منتظری هم برای این طیف سنگین میآمد. اما اولین و شاید تنها کسی که رسما خط را شکست و مخالفت علنیاش را اعلام کرد، سید صادق روحانی بود. خب پس از این قضیه، مدیرکل قم به منزل او رفته بود و با او صحبت کرده بودند و چون بر مخالفتش اصرار داشت و حاضر به تصحیح علنی آن نبود، تصمیم بر این شد که محدودیتهایی بر او اعمال شود.»
https://psri.ir/?id=85zj2nt3
مسلم آن است که افشای قائم مقامی منتظری ناخواسته تبدیل به خطوط قرمز نظام شده بود و چگونگی و ضابطه مواجه با آن در ابتدای امر فقط به دست خود منتظری می توانست باشد و فقط شخص منتظری توانایی داشت این مقام غیر قانونی را از قداست پوشالی که به خود گرفته بود بزداید و اگر دیگران دست به چنین کاری می زدند چیزی جز تضعیف قائم مقامی از عاید نمی شد. اما منتظری این کار را نکرد و بدیهی است که تطهیر وی چیزی جز هیاهوی تو خالی نخواهد بود.
@bahaneee
🔴 آرمان عزیز
🔻روایتی از زندگی شهید آرمان علی وردی
🔹️ دوشنبه پنجم دی ماه ساعت۲۲
🔹 تکرار: چهارشنبه هفتم دی ماه ساعت ۱۵:۳۰
شبکه پنج سیما
@bahaneee