eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
672 دنبال‌کننده
296 عکس
161 ویدیو
26 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ 🤝شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد 📰توزیع آثار برتر در سکوهای نشر 🖊️آموزش نویسندگی و تجربه‌های ادبی 📚معرفی کتاب‌ها و مجلات الهام‌بخش @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۵ نکته طلایی از کتاب «برای نویسنده شدن» قسمت دوم 6️⃣ حرفۀ روزنامه‌نگاری درس‌هایی را تعلیم می‌دهد که هر نویسنده‌ای باید آن را بیاموزد، یکی این‌که می‌توان ساعاتی طولانی بدون احساس خستگی نوشت؛ دیگر این‌که اگر شخص، نخستین بی‌حوصلگی را پشت سر بگذارد، به خزانۀ عظیم نیرویی می‌رسد که تصورش را نمی‌کرد. 7️⃣ وقتی دربارۀ زمان نوشتن تصمیم گرفتید، باید سر ساعت مقرر بنویسید. هیچ عذر و بهانه‌ای جایز نیست. از اهمیت این امر، هر چه بگویم، کم گفته‌ام. 8️⃣ بیشتر نویسندگان آتی، درواقع خوره کتاب هستند. همه نویسندگان ترجیح می‌دهند کتاب بخوانند، تا اینکه غذا بخورند. 9⃣ هرروز فرصتی را به این اختصاص دهید که نیم ساعت به چشمان باز و حیرت‌زده پنج‌سالگی‌تان بازگردید. 🔟 در خیابان‌های ناآشنا قدم بزنید، به تماشای نمایشگاه‌ها بروید، یکی دو بار در هفته در یکی از بخش‌های ناآشنای شهرتان به سینما بروید تا نگرشی تازه را تجربه کنید. اگر واقعاً بخواهید بنویسید، چنین تمرینات آسان و کوچکی می‌توانند کمک کنند. 1⃣1⃣ اگر نخواهید صادقانه باورهای امروزتان را بنویسید -همان باورهایی که شاید بعداً دگرگون شوند- چه‌بسا تا بستر مرگ صبر کنید و هنوز چیزی ننوشته باشید. 2⃣1⃣ بهترین کتاب‌ها زاییدۀ نیرومندترین آرمان‌ها و باورها هستند. 3⃣1⃣ اگر می‌خواهید در خودتان انگیزۀ نوشتن ایجاد کنید، سرگرمی‌های بدون کلام را برگزینید. به جای اینکه به تئاتر یا سینما بروید، پیاده‌روی انفرادی را انتخاب کنید. 4⃣1⃣ اگر به‌طور جدی از هرگونه گفتگو و مطالعه بپرهیزید، می‌بینید برای جبران آن به نوشتن رو می‌آورید. 5⃣1⃣ اگر جملۀ آغازین و پایانی مناسبی به نظرتان نمی‌رسد، جایش را خالی بگذارید. ✍🏻 ترجمه: ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
💰 رزق الهی و «درآمد ناکافی»؛ تعارض یا تکمیل؟ 💬 در یکی از جملات اخیر رهبری به مناسبت روز زن آمده بود: «باید از زنانی که با وجود درآمدهای ناکافی و ثابتِ همسران و گرانی اجناس، هنرمندانه خانه را اداره می‌کنند، قدردانی کرد.» برخی این سؤال را مطرح کردند که: «مگر رزق در دست خدا نیست؟ آیا این سخن، با باور به رزّاقیت الهی ناسازگار نیست؟» ⚖️ برای پاسخ، لازم است بین دو حیث فرق بگذاریم: حیث اعتقادی و حیث اجتماعی! حیث اعتقادی، پایه و چراغ راه است؛ یعنی ما بر اساس ایمان، معتقدیم خداوند رازق مطلق است و هیچ رزقی خارج از ارادهٔ او نیست. این باور، به انسان آرامش و جرأت می‌دهد تا واقعیت‌های سخت اقتصادی را انکار نکند؛ بلکه با توکل، آن‌ها را ببیند و برای اصلاح‌شان اقدام کند. حیث اجتماعی، همان مسیری است که این چراغ ایمان در آن راهنمای عمل می‌شود؛ یعنی وظایف فردی، خانوادگی و حاکمیتی، برای کاهش رنج معیشتیِ مردم. 🔍در این چارچوب، اشارهٔ رهبری به «درآمد ناکافی» نفیِ رزّاقیت الهی نیست. همانا تشخیص و نام‌گذاری یک درد اجتماعی است. انسان مؤمن، چون به رزّاقیت خدا ایمان دارد، از دیدن فشار اقتصادی و سختی معیشت مردم، روی خود را برنمی‌گرداند؛ بلکه خود را موظف می‌بیند در سه سطح اقدام کند: · 🏠 مدیریت و تدبیر شخصی و خانوادگی. · 🤝 کمک و همیاری با دیگران. · 📢 مطالبه‌گری و تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی. 📖 اگر مفهوم ایمان و توکل را در کتاب «طرح کلی اندیشهٔ اسلامی» رهبری دنبال کنیم، به این نکته می‌رسیم که ایمانِ حقیقی، تعهدآور است. ایمان به رزّاقیت الهی، به‌جای این‌که به توجیه وضع موجود و نادیده گرفتن مشکلات بینجامد، انسان را به مسئولیت در برابر فقر، تبعیض و کاستی‌های معیشتی سوق می‌دهد. از همین رو، در کنار اعتقاد به اینکه خدا رازق است، احکامی همچون زکات، انفاق و وظایف اقتصادی حکومت نیز تشریع شده است؛ یعنی همان خدایی که رازق است، بندگانش را به تقسیم عادلانه‌تر رزق و رفع محرومیت فراخوانده است. 🌟 در سخن یادشده، رهبری از زنانی تقدیر می‌کند که با وجود فشارهای اقتصادی، «مدیران هنرمند خانواده» هستند. این تقدیر، هم نوعی دیدنِ رنج معیشتی است و هم تکریمِ نقش زن در مدیریت خانواده. پس جمع میان «رازق بودن خدا» و «ناکافی بودن درآمدهای موجود»، تناقضی ندارد. ترجمانِ پیوند ایمان با مسئولیت اجتماعی است؛ ایمانی که هم آرامش می‌دهد و هم انسان را به حرکت وادار می‌کند. ✍🏻 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✊🏻 به یاری خدا در این راه می‌مانیم و فاتح خواهیم بود. 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⁉️ روی پای شاه افتاد و کفش او را بوسید! 🔸 یک وقت عدّه‌ای از آقایانِ ادبا به این‌جا آمده بودند؛ و من خاطره‌ای را که به یادم آمده بود، برایشان تعریف کردم. مضمون حرفم این بود که گفتم: «من، بزرگِ این اساتید و هنرمندان جبهه‌ی مقابل را دیدم که روی پای شاه افتاد و کفش او را بوسید!» این را که می‌گویم «دیدم»، نه این‌که خودم به عینه دیده باشم؛ بلکه در زمان ما و علی مرئی و مسمع ما واقع شد. 🔹 آری؛ به مناسبتی، اساتید و رؤسای دانشکده‌های آن روزگار، در صفِ سلام ایستاده بوده‌اند که آن فرد، با آن همه تحقیق و کتاب و اسم و رسم، روی پای شاه افتاد. مدّتی از این رسوایی گذشته بود که یک روز به او گفتم: «استاد! این چه کاری بود شما کردید!؟ این مردک بی‌سواد کیست که روی پایش افتادید!؟» گفت: «هیبتِ سلطانی، مرا گرفت!» این عذرش بود! 🔸 به آن آقایانِ ادبا گفتم: «عناصر جبهه‌ی غیر خودی، کسانی هستند که رئیسشان چنان فردی بود. آن وقت شما می‌خواهید من که دلباخته‌ی انقلابم، برای کسی که در مقابل آن بت، آن‌طور جبهه بر زمین می‌سایید - بتی که ما آن را با دست خودمان شکستیم - اندک ارزش و حرمتی قائل باشم!؟ معلوم است که قائل نیستم!» 🔹 هنرمندان جبهه‌ی خودی که مرعوب عناصر جبهه‌ی غیرخودی می‌شدند، غالباً نمی‌دانستند آنها کی‌اند و چه کاره‌اند. نمی‌دانستند آنها همان کسانی هستند که منّت کشی می‌کردند و پول می‌گرفتند، تا بتوانند به فلان قهوه‌خانه‌ی روشنفکری بروند و تا ساعت دویِ بامداد، عرق بخورند! 🗓️ بیانات در دیدار هنرمندان و مسئولان فرهنگی ۱۳۷۳/۴/۲۲ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🚦 سر کوچه بعدی 📻 راديوی تاکسی روشن بود و گوينده راديو می‌گفت؛ «باور کنيم که سر هر کدام از کوچه های خيابان زندگی مان اتفاقی جديد انتظار ما را مي کشد و از سر هيچ کوچه‌ای بی توجه رد نشويم، شايد اتفاق خجسته‌ای سر کوچه بعدی منتظر ايستاده باشد.» 👤 مردي که عقب تاکسی پهلوی من نشسته بود، گفت؛ «اتفاق خجسته ديگه چيه؟ تو اين برف و يخبندان ما داريم از سرما قنديل مي‌بنديم، اين داره از اتفاق خجسته ميگه، آخه مگه اتفاق خجسته هم جايی هست؟» 🤵🏻 راننده گفت؛ «بودنش که هست ولی نمي‌دونم چرا برای ما پيش نمياد.» مرد پرسيد؛ «مثلاً اگه الان چه جوري بشه برای شما اتفاق خجسته‌ايه؟» راننده گفت؛ «من شانزده سالم که بود خاطرخواه دختر همسايه‌مون شدم، اگه الان بعد از بيست و پنج سال دختر همسايه مون سوار تاکسی بشه که من يه نظر ببينمش اين ميشه خجسته‌ترين اتفاق دنيا.» 🚕 همان موقع خانمی که کنار خيابان ايستاده بود، گفت «مستقيم» و روی صندلی جلو کنار راننده نشست. گوينده راديو هنوز داشت حرف میزد؛ «امروز پنجشنبه بيست و هفتم دی ماه است و هنوز درخت های شهر ما از برفي که چند روز پيش باريده سفيدپوش است.» ✍🏻 📙 تاکسی نوشت 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 پشت‌صحنه کارتون‌های بچگی‌مون😅 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
👀 در دوره‌های نویسندگی بهانش چه می‌گذرد؟! 🎯 ایستگاه پایانی دوره مقدماتی نویسندگی ✨ استاد احمدی در جلسات خوانش، در رابطه با ارتباط زیست عمیق یک نویسنده با جسارت و شجاعت در نوشتن و نترسیدن از قضاوت دیگران، مفصل صحبت کردند. 😍 چقدر خوشحالیم که با راهبری دلسوزانه‌ی خانم واحدی به این مهم در آموزش هنرجوهای عزیز پرداخته شده. 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 تمرینی مهم دربارهٔ انگیزهٔ نویسندگی 🔸 پیش نوشت: تقریباً تمام کتاب‌های آموزشی داستان‌نویسی که در ایران منتشر شده‌اند مؤلفان آمریکایی دارند؛ اما کتاب فن و هنر نویسندگی نویسنده‌ای آلمانی دارد؛ و جالب است که تفاوت نسبتاً مشهودی بین جهان‌بینی و تمرین‌های این کتاب نسبت به کتاب‌های فرهنگ آمریکایی وجود دارد. 🔹 فن و هنر داستان‌نویسی را اتو کروزه نوشته و پیمان کی فرخی ترجمه کرده. ناشر کتاب انتشارات اختران است و عنوان دوم کتاب چنین است: چگونه زندگی را در زبان بیان کنیم. 📝 اصل مطلب: کاغذی بردارید یا فایل جدیدی روی رایانه ایجاد کنید و فهرستی از دلایل نویسندگی خود بنویسید. اسمش را بگذارید «چرا می‌نویسم؟» همهٔ دلایل؛ از سطحی تا متفکرانه را یادداشت کنید. 🧠 آگاهی ما لایه‌های بسیاری دارد. هر جمله را با «چون…» شروع کنید (چون نیاز دارم، چون می‌خواهم بر دیگران اثرگذار باشم، چون فکر می‌کنم که چیزی برای گفتن دارم و…). قطعاً انگیزه‌های عمیق به‌سادگی به چنگ نمی‌آیند. حتی اگر از رمق افتادید و دیگری تیری در ترکش نداشتید بازهم ادامه دهید. 📊 ارزیابی: یک‌بار دیگر فهرست را بخوانید. کجا «معنادار» است؟ چیزی که واقعاً شمارا به حرکت درمی‌آورد چیست؟ آیا دلیل اصلی حرکت خود را یافته‌اید؟ ❓ این تمرین باعث طرح سؤال‌های متعددی دربارهٔ انگیزه‌های نویسندگی‌تان می‌شود؛ نوشتن چگونه باعزت نفستان آمیخته است؟ با نظر شخصی و منش روشنفکرانه‌تان؟ با نیازتان برای اینکه زندگی خود را بفهمید؟ با نیازتان به اثرگذاری بر جهان؟ با نیازتان برای به رسمیت شناخته شدن؟ با ترستان از ناتوانی در آفرینش ادبی؟ با هراستان از روان غیرطبیعی خود؟ (تمام انسان‌ها گهگاه چنین حسی دارند.) با نیازتان برای نصیحت کسی؟ با خواست مرموزتان برای روایت چیزی که تاکنون به کسی نگفته‌اید؟ با آسیب‌های درونی‌تان؟ 🎯 هدف اصلی، فهرست کردن انگیزه‌ها روی کاغذ نیست، این بخشی از تکلیف شماست که از بازی پنهان در جریان آگاه شوید. همهٔ ما خودمان را پشت انگیزه‌های پذیرفته‌نشدن اجتماعی پنهان کرده‌ایم و انگیزه‌های کمتر اجتماعی را آن‌قدر مخفی می‌کنیم که دیگر خودمان هم درکشان نمی‌کنیم. 🔻 حالا یک سؤال ژرف‌تر: من «واقعاً» برای چه می‌خواهم بنویسم؟ 🔺 ✍🏻 ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
💠 نگاه از زاویه نقادانه به جشنواره جایزه جهانی امام خمینی(ره)؛ وقتی سکوت، عمیق‌تر از جشنواره سخن می‌گوید 🔸 آنچه امروز به نام جایزه‌ها، جشنواره‌ها و آیین‌های پرزرق‌وبرق فرهنگی ـ به‌ویژه در ایران ـ برگزار می‌شود، الزاماً به «شناساندن» نمی‌انجامد؛ گاه درست برعکس، به محجورتر شدن شخصیت‌ها کمک می‌کند. منطق این آیین‌ها غالباً بیرونی، رسمی و مناسکی است؛ درحالی‌که برخی چهره‌ها اساساً با این منطق ناسازگارند. نه از آن رو که بزرگ‌تر از ستایش‌اند، بلکه از آن جهت که افق فهم آنان در قالب‌های رایج ستایش‌پذیر نیست. 🔹 شخصیتی مانند امام خمینی(ره)، پیش و بیش از هر چیز، واجد ساحتی عرفانی، درونی و وجودی است. ساحتی که نه همه آن گفتنی است و نه هر گفتنی‌اش قابل عرضه در اجتماع. دقیق‌تر بگوییم، برخی از حقیقت‌ها اگر به صحنه عمومی کشانده شوند، ناگزیر دچار تقلیل، سوء‌فهم یا حاشیه‌سازی می‌شوند. عرفان، اگر به آیین افتتاحیه و اختتامیه تقلیل یابد، از معنا تهی می‌شود؛ و اگر با زبان سیاست روز ترجمه شود، مصادره می‌گردد. 🔸 بزرگ‌ترین نگرانی در چنین رویکردی، مصادره به مطلوب شخصیتی است که اساساً پیشاسیاسی و فراسیاسی است. در جامعه‌ای که بخش عمده مسائل اجتماعی‌اش مصادره سیاسی می‌شود، نگرانی آن جاست که امام خمینی(ره) نیز نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که «به کار برخی می‌آید» معرفی شود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که فاصله میان مردم و حقیقت شخصیت ایشان بیشتر می‌شود؛ نه از سر عناد، بلکه از سر سوءشناخت. 🔹 به تعبیر برخی از اهل نظر، اگر گروهی در باب امامین انقلاب سکوت کنند، نه سکوت از سر انفعال، بلکه سکوتی آگاهانه و مسئولانه، مردم خود راه شناخت را پیدا خواهند کرد. چه‌بسا شیفتگی برآمده از کشف، صادقانه‌تر و ماندگارتر از شیفتگیِ القایی باشد. شناختی که از زیست فکری، از متن آثار، از سلوک و از نسبت وجودی یک انسان با رنج‌ها و امیدهای جامعه شکل می‌گیرد، نیازمند بودجه و تشریفات نیست. 🔸 ردیف بودجه‌ ساختن، جشنواره برپا کردن و تولید افتخارهای نمادین برای عده‌ای خاص، اگر به این ظرافت‌ها بی‌اعتنا باشد، نه خدمت که ظلم است. ظلمی ناخواسته اما واقعی؛ زیرا شخصیت را به مناسبت فرو‌می‌کاهد، به قاب بدل می‌کند و از سیلان تاریخی و وجودی‌اش بازمی‌دارد. گاه بزرگداشت حقیقی، در پرهیز از بزرگداشت رسمی است. گاه وفاداری، در عقب‌نشینیِ متواضعانه نهادهاست تا مجال فهمِ بی‌واسطه برای مردم فراهم شود. 🔹 شاید زمان آن رسیده باشد که به‌جای تولید رویدادها، به میدان دادن به متن‌ها، تجربه‌ها و سکوت‌ها فکر کنیم. شخصیت‌هایی از جنس امام خمینی، بیش از آنکه به معرفی نیاز داشته باشند، به رهایی از معرفی‌های تقلیل‌گر نیازمندند. ✍️ جواد جعفری 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh