📖 رومن رولان را تصحیح کنیم:
هنر و اخلاق رقیب نیستند.
🧠 «من مطلبی را - به گمانم - از قول «رومن رولان» خواندم که گفته بود در یک کار هنری، یک درصد هنر، نودونه درصد اخلاق؛ یا احتیاطاً اینگونه بگوییم: ده درصد هنر، نود درصد اخلاق.
🎨 به نظرم رسید که این حرف، حرف دقیقی نیست. اگر از من سؤال کنند، من میگویم صددرصد هنر و صددرصد اخلاق. اینها با هم منافات ندارند. باید صددرصد کار را با خلاّقیت هنری ارائه داد و صددرصد آن را از مضمون عالی و تعالیبخش و پیشبرنده و فضیلتساز پُر کرد و انباشت.
🛡️ آن چیزی که دغدغه برخی آدمهای دلسوز در زمینه مسائل هنری است، این است که ما به بهانه آزادی تخیّل یا آزادی هنری، فضیلتسوزی و هتک اخلاق نکنیم. این بسیار مهمّ است. بنابراین هنرِ متعهّد یک واژه درست است.»
🗓 ۱۳۸۰/۰۵/۰۱
#رهبر_نویسندگان
#نویسنده_متعهد
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
❇️ پشتیبانِ فراخوان
📌یکی فراخوان داد. فردای فراخوانش:
اموال عمومی نابود شد، خانمانسوزی شد، یک ایران عزادار شد و ترس از عدم امنیت، دل پیر و جوان را لرزاند.
📌دیگری فراخوان داد. فردای فراخوانش:
بیش از یک سوم جمعیت کشور همبستگی را به تصویر کشیدند، صلابت و عزت به قدمها و جانها تزریق شد و دلها به داشتن ایرانی قدرتمند و شکست ناپذیر آرام شد.
👈 راز شکست ۴۷ ساله دشمنان قسم خورده و ابرقدرت شدن ما این است:
🔺️فرق میکند پشتِ فراخواندهنده به کجا گرم باشد.🔻
✍🏻 زینب رحیمی
#فراخوان #ایران_قوی
#متن_کوتاه
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🗓 یوم الله
به سختی و خستگی شب قبل فکر میکردم که دیدم حاج مهدی رسولی ایستاده پشت بلندگو و میخواند: جاوید شاه کربلا. چه حق بود این حرف. حدود هشت صبح روز خیلی خاص بهمن، از خوشِ شمالی پیچیدم سمت انقلاب. طرف همان کانون تجمعات مردمی پس از انقلاب در تهران. تا کمی به ده، به برنامه زنده خاله ستاره و عمو پویا نگاه میکردم. بعدش چرخی زدم دور میدان. سمت جنوبی مجسمهای عجیب و نامتجانس. شاخ داشت و سم. وجودش آنجا سمی بود. ترکیبی از انسان و گاو یا چیزی شبیه آن دو. کار مصافیها بود. تندیس خدای بعل ابلیسیها، آماده برای گُر گرفتن و سوختن. به انتقام آتش انداختن سوی قرآنها و مسجدهای خداپرستان. بعدش در جایی نزدیک سینما بهمن خودرو ضد شورش نوپو و مردم که یکی یا چندتا با یگان ویژه عکس یادگاری میگرفتند. قیافه یکی از آنان چه آشنا. مردم بهویژه نوجوانان ریخته بودند دور سرهنگ مهدی شریف کاظمی به خوشحالی و خنده و مرتب عکس. رفتم طرفش و به حساب حس خوبی که بهش داشتم و سر یک جمله در مصاحبهای، انگشتر توی دستم را درآوردم. مجری پرسیده بود: میان آتش آشوبها و در خط مقدم مقابله با کودتاچیها چی دلت را بیشتر شکست؟ گفته بود: فحشهای رکیک. بهش گفتم: فرمانده! این فیروزه متبرک عتبات، متبرک ضریح غیرت عباس، هدیه من به تو. آن را که گرفت و داد دست همراهش، فهمیدم بقیه هم چیزهایی از سر شوق و سپاس به سرباز وطن دادهاند. اولین بار بود که داشتم فکر میکردم چقدر به این پلیسها بدهکاریمها که صدایی برخاست. حجم عظیم جمعیت پشت سر هم. از سمت شرقی تهران. از انقلاب به آزادی. کاروانی با پارچهنوشتهها و ماشینهایی به ریخت و حال خونبارترین دههی انقلاب اسلامی ایران. میان صدای مجری پویا که میگفت: اینجا ایران ماست پرچم همیشه بالاست، از میدان عبور میکردند. من هم پی آنان راه افتادم. میان امواج خروشان دریای انقلاب به سمت آزادی و لابد استقلال. یکی از آن موجها با صدای توفانی حاج مهدی. رسیده بودیم به خوش شمالی و حنجرهای که همچنان بلند و رسا میگفت: جاوید شاه کربلا. که میشنیدم: نمیرسد به کسی لفظ شاه، تا که خداست ای اهل عالم! جاوید شاه کرب و بلا. که از جمعیت جدا بودم و پشت فرمان ماشین، رو به سفیدی کوههای بلندِ پیوسته به دماوند. میشنیدم که محمدحسین حدادیان میخواند: میگم که بشنون تموم شامیان، نمیرسه این خاک به حرامیان. با خودم گفتم: شکسته باد دست یزید و یزیدیان. آمین کوهها را شنیدم و اجابت آسمان را. شب از ذهنم پریده بود در آن روز بینظیر. خدای بٓعل داشت میسوخت با آتشی که خدای «الله» به جانش انداخته بود.
✍ استاد سعید احمدی
#یادداشت_اختصاصی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🖋 نویسندگان بهتر از روانشناسان کاشف
ذهن و درون انسانها هستند.
قسمت ۱,۳
❓آیا در داستان خواندن، کارکردی به جز لذت هنری و سرگرمی وجود دارد؟ اگر هست آن کارکرد چیست؟
🔖 بله. اگر بپذیریم اسطورهها و جهان اساطیری، نیاکان بسیار کهن داستانهای امروزی هستند باید به کارکرد آنها بیاندیشیم. اسطورهها برای توضیح و فهم جهان در آن دوران بودهاند و این کارکرد همچنان به قوت خود باقی است. کارکرد داستان، فهم جهان و پیچیدگیهای موجودی به نام انسان است و هر چقدر جهان پیچیدهتر شده، به همان نسبت هم شکلهای روایت داستان تغییر کرده و پیچیدهتر شده است. در جهان پیچیده امروز شیوههای روایت داستان نیز بسیار پیشرفتهتر شده است؛ هر چند نباید از جنبه سرگرمی داستان نیز به سادگی گذشت. سرگرم شدن و سرگرمی هم بخشی از وجوه پیچیده انسان است که خود میتواند مبنای خلق اثری داستانی باشد. لذت هنری نیز امری است که با داستان شکل گرفته و درک و سلیقه و برداشت ما از زیبایی و لذت هنری نیز امری برآمده از هنر و ادبیات است.
❓عدهای معتقدند که فرق است میان کسانی که داستان میخوانند و کسانی که داستاننمی خوانند آیا واقعاً چنین تفاوتی وجود دارد؟
🔖 بله وجود دارد؛ همچنان که فرق است بین آدم باسواد و بیسواد. داستان امکان حضور و تجربه مشارکت در زندگیهایی را میدهد که ممکن است هرگز از سر نگذرانیم. در جهان واقع هر چقدر هم به کسی نزدیک باشید امکان شناخت و درک و پی بردن به جهان درون او تا حد زیادی سخت و گاهی غیرممکن است ولی در داستان میتوانید شخصیتی را با همه زیر و بم آن ببینید؛ خوابها، خیالها، توهمها، تصورات و همه درونیات او را مشاهده میکنید و همین باعث شناخت عمیقتر ما از جهان و انسان میشود. کسانی که داستان نمیخوانند انگار زندگیها و شخصیتهای عجیب ملاقات نکردهاند و افق دیدشان شاید محدودتر باشد. جهان داستان به خواننده امکان دیدن یک پدیده را از جنبهها و زوایای مختلف میدهد، بنابراین از قضاوت ظالمانه دیگران پرهیز میکند و انسانی روادارتر میشود. شاید بشود تحقیق کرد و به این نتیجه رسید که آدمهای متعصب کمتر داستان و رمان خواندهاند، هر چند میپذیرم که در میان داستانخوانها و کتابخوانها و هنرمندان نیز آدمهایی هولناک و ترسناک وجود دارد که به همان پیچیدگی وجود آدمیزاد بازمیگردد.
🎙️ #رضا_زنگیآبادی
#مصاحبه_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🗓 خب، از تماشای حماسه ۲۲ دی و ۲۲ بهمن لذت بردید؟ حالا خودتون رو برای تماشای حماسه ۲۲ اسفند آماده کنید.
📌 ایندفعه قراره با مردم جهان وارد میدان بشیم.
✍🏻 #مهدی_دانشی
#روز_جهانی_قدس
#متن_کوتاه
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh